بررسی دلالت‌‌های ضمنی گفت‌وگو در داستان رستم و اسفندیار از دیدگاه علم معانی

نوع مقاله: علمی-پژوهشی

نویسنده

استادیار پژوهشگاه علوم انسانی

.

چکیده

در بلاغت سنتی، دو سطح معنایی واژه‌‌ها و گزاره‌‌ها با اصطلاحاتی چون معنای ظاهری و باطنی، معنای حقیقی و مجازی، معنای اولیه و ثانویه، و دلالت صریح و دلالت ضمنی شناخته می‌‌شوند. علم معانی که در کنار بیان و بدیع، یکی از اصلی‌‌ترین شاخه‌‌های علوم بلاغی است، کارکرد مجـازی جملات و دلالت‌‌های ضـمنی آن را بازمی‌‌شناسد. مبـانیِ این علم نشان می‌‌دهد گاه افق معنایی متن از طریق دلالت‌‌های ضمنی جملات حاصل می‌‌شود. ازآنجاکه در علم معانی دلالتمندی سخن با توجه ‌‌به حال مخاطب و اقتضـای موضوع دریافت می‌‌شود، با دسته‌‌بندی گروه‌‌هـای هم‌‌سخن و تحلیل گفت‌‌وگوهای آنان در موقعیت‌‌های مختلف داستان می‌‌توان به‌‌ طور مشخص و مستدل به معانی مجازی گفت‌‌وگوها و کارکرد هنری آن دست یافت؛ چنانکه در داستان رستم و اسفندیار می‌‌توان استدلال کرد: 1. پردازش درونمایه و تأثیر عاطفی داستان رستم و اسفندیار بر معانی مجازی گفت‌‌وگوها استوار است. 2. گفت‌‌وگوهایی که در معنای حقیقی و اولیه فهمیده می‌‌شوند، یا کارکرد داستانی دارند و به نقاط فصل و وصلی شبیه هستند که رویدادها را به یکدیگر متصـل می‌‌کنند یا کارکرد عاطـفی دارند و احساسات شخصیت‌‌ها را به ‌‌صورت مستقیم بیان می‌‌کنند. 3. طیف دلالت‌‌های ضمنی می‌‌تواند درونمایة داستـان، کانون عاطفی روایت، وضعیت تراژیکی داستـان و ویژگی‌‌های شخصیت‌‌ها را در داده‌‌های کمّی و عینی بازنماید؛ چنانکه زیربنای مشترک معانی مجازی کلام اسفندیار، اعتراض و انتقاد از دو قدرت مسلم شاهنامه ـ‌‌ رستم و گشتاسب‌‌ ـ است و ایستادگی او را در برابر سنت حماسی فاش می‌‌کند؛ یا بسامد تقریباً یکسان معانی «مقاومت» و «سازش» در گفت‌‌وگوهای رستم از یک‌‌سو شخصیت پیر و با تجربه او را نشان می‌‌دهد و از سوی ‌‌دیگر جایگاه برزخی او را در داستان مشخص می‌‌نماید.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Analysis of dialogue connotations in ROSTAM & ESFANDIYAR according to rhetorical figures

نویسنده [English]

  • Zahra Hayati
Assistant Professor at the Institute for Humanities and Cultural Studies
چکیده [English]

In classical rhetoric, two dimensions of words and sentences are expressed with terms like primary and secondary meaning; real and figurative meaning; or outward and inward meaning. The branch of rhetorical figures which focus on connotation is known as “the meaning” in Islamic& Iranian literary sciences. It can show the semantic areas of the text by analysis of sentences’ connotations. In the method of discussion, critics emphasize on subject matter and audiences, to find the final meaning. This essay reviews the dialogues of ROSTAM & ESFANDIYAR (from shâhnâme) through considering the situation of addressed characters and classifying of participants in dialogues to understand the artistic function of statements. The issuesare:
1. the theme and emotional impression have been expressed in the figurative meanings of dialogues.
2. dialogues have usually two functions: it connects or separates the events of story by its narrative roles; or reveals the feelings of characters by its emotional functions.
3. the common figurative meaning in sayings of ESFANDIYAR imply his critical position to political and ideological powers in shâhnâme- ROSTAM and GASHTASB.
4. the contradictory figurative meanings in sayings of ROSTAM imply his tragic position in the story.

کلیدواژه‌ها [English]

  • shâhnâme
  • Rostam & Esfandiyar
  • connotations
  • rhetorical figures
  • dialogues
منابع

الف) کتاب

حمیدیان. سعید (1372). درآمدی بر اندیشه و هنر فردوسی. تهران. نشر مرکز.

شمیسا. سیروس (1384). بیان و معانی،چ اول از ویرایش دوم، تهران، میترا.

شمیسا. سیروس و دیگران (1369). در پیرامون رستم واسفندیار. تهران. جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران. واحد انتشارات.

صفوی. کورش (1379). درآمدی بر معنی‌‌شناسی. تهران. پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی.

صفوی. کورش (1386). آشنایی با معنی‌‌شناسی. تهران. پژواک کیوان.

فردوسی، حکیم ابوالقاسم (1373). شاهنامه. به کوشش سعید حمیدیان. تهران. قطره.

همایی. علامه جلال الدین (1374). فنون بلاغت و صناعات ادبی. به کوشش ماهدخت بانو همایی. چ سوم، تهران مؤسسة نشر هما.

 

ب) مقاله

راشد محصل، تقی (1369).«مروری بر داستان رستم و اسفندیار»، مجلة دانشکدة ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد، شمارة 3 و 4، پاییز و زمستان.