<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<XML>
		<JOURNAL>
<YEAR>1392</YEAR>
<VOL>4</VOL>
<NO>2</NO>
<MOSALSAL>2</MOSALSAL>
<PAGE_NO>154</PAGE_NO>
<ARTICLES>


				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>پیش‌درآمدی بر مطالعة روایت و روایت‌پژوهی</TitleF>
				<TitleE>An Introduction into the Study of Narration and Narratology</TitleE>
                <URL>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_1008.html</URL>
                <DOI>.</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>در روایت‌شناسی که از عمر آن بیش‌تر از چند دهه نمی‌گذرد، نظریه‌پردازان روایت را وسیله‌ای جهت انتقال دانش و معرفت دانسته و دامنة آن را بسی گسترده‌تر از قبل تعریف کرده‌اند. این شاخه از پژوهش ادبی ناظر بر تحلیل روایت و خصوصاً اشکال و انواع راوی و مطالب دیگر است و به‌عنوان نظریه‌ای مدرن عمدتاً با ساختارگرایی اروپایی مرتبط است، هرچند بررسی‌های قدیمی اشکال و صنایع روایی از دوران بوطیقای ارسطو را نیز از آثار مربوط به علم روایت و روایت‌پژوهی می‌توان دانست. در این مقاله هدف ارائۀ تعریفی از روایت، ماهیت، کارکرد و پیشینة تاریخی آن به همراه معرفی برخی نظریه‌پردازی‌های جدیدی است که در چهارچوب آن می‌توان انواع روایت را بررسی کرد.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>The theorists in the field of narratology, which has been put forth less than a few decades ago, consider the narration as a tool for transfer of knowledge and define it in a broader sense. This branch of literary research is about the analysis of narration, especially the forms and types of narrator and is mainly linked to European structuralism as a modern theory. Nonetheless, the old studies of narrative forms and devices from the Aristotle&#039;s Poetic Era too can be considered as works related to the science of narration and narratology. The present paper aims at presenting a definition of narration, nature, function and its historical background as well as introducing some new theories, within the framework of which various type of narration can be studied.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>1</FPAGE>
						<TPAGE>19</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>فروغ</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>آقایی میبدی</Family>
						<NameE>Forough</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Aqa&amp;#039;ee Meybodi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیارادبیات فارسی، پژوهشگاه علوم انسانی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>aghaee.forough@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>نقد ادبی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>ساختارگرایی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>روایت</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>تاریخچۀ روایت‌شناسی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>نظریه‌های روایت</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>طرح</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>راوی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>منابع##آسابرگر، آرتور (1380). روایت در فرهنگ عامیانه، رسانه و زندگی روزمره، ترجمۀ محمد‌رضا لیراوی، تهران: کانون اندیشۀ ادارۀ کل پژوهش‌های سیما.##احمدی، بابک (1380). ساختار و تأویل متن، تهران: نشر مرکز.##اخوت، احمد (1371). دستور زبان داستان، اصفهان: نشر فردا.##انوشه، حسن (سرپرست) (1376). دانشنامۀ ادب فارسی، ج 2، تهران: سازمان چاپ و انتشارات.##ایگلتون، تری (1380). پیش‌درآمدی بر نظریۀ ادبی، ترجمۀ عباس مخبر، تهران: نشر مرکز.##پراپ، ولادیمیر (1386). ریخت‌شناسی قصه‌های پریان، ترجمۀ فریدون بدره‌ای، تهران: توس.##تولان، مایکل جی. (1383). درآمدی نقادانه ـ زبان‌شناختی بر روایت، ترجمۀ ابوالفضل حری، تهران: بنیاد سینمایی فارابی.##حدادی، الهام (1388). «رویکردی روایت‌شناختی به داستان دو دنیا» اثر گلی ترقی، فصل‌نامۀ نقد ادبی، س 2، ش 5.##حری، ابوالفضل (1387). «رویکرد روایت‌شناختی به قصص قرآنی»، فصل‌نامۀ نقد ادبی، س 1، ش 2.##سچ ویک، پیتر اندروگاد (1387). مفاهیم بنیادی نظریۀ فرهنگی، ترجمۀ مهران مهاجر و محمد نبوی، تهران: نشر آگه.##کادن، جی. ای. (1380). فرهنگ ادبیات و نقد، ترجمۀ کاظم فیروزمند، تهران: شادگان.##کالر، جاناتان (1382). نظریۀ ادبی، ترجمة فرزانه طاهری، تهران: نشر مرکز.##مارتین، دالاس (1382). نظریه‌های روایت، ترجمۀ محمد شهبا، تهران: هرمس.##وبستر، راجر (1382). پیش‌درآمدی بر مطالعة نظریه ادبی، ترجمۀ الهه دهنوی، تهران: سپیدۀ سحر.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>بررسی دلالت‌‌های ضمنی گفت‌وگو در داستان رستم و اسفندیار از دیدگاه علم معانی</TitleF>
				<TitleE>Analysis of dialogue connotations in ROSTAM &amp; ESFANDIYAR according to rhetorical figures</TitleE>
                <URL>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_1009.html</URL>
                <DOI>.</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>در بلاغت سنتی، دو سطح معنایی واژه‌‌ها و گزاره‌‌ها با اصطلاحاتی چون معنای ظاهری و باطنی، معنای حقیقی و مجازی، معنای اولیه و ثانویه، و دلالت صریح و دلالت ضمنی شناخته می‌‌شوند. علم معانی که در کنار بیان و بدیع، یکی از اصلی‌‌ترین شاخه‌‌های علوم بلاغی است، کارکرد مجـازی جملات و دلالت‌‌های ضـمنی آن را بازمی‌‌شناسد. مبـانیِ این علم نشان می‌‌دهد گاه افق معنایی متن از طریق دلالت‌‌های ضمنی جملات حاصل می‌‌شود. ازآنجاکه در علم معانی دلالتمندی سخن با توجه ‌‌به حال مخاطب و اقتضـای موضوع دریافت می‌‌شود، با دسته‌‌بندی گروه‌‌هـای هم‌‌سخن و تحلیل گفت‌‌وگوهای آنان در موقعیت‌‌های مختلف داستان می‌‌توان به‌‌ طور مشخص و مستدل به معانی مجازی گفت‌‌وگوها و کارکرد هنری آن دست یافت؛ چنانکه در داستان رستم و اسفندیار می‌‌توان استدلال کرد: 1. پردازش درونمایه و تأثیر عاطفی داستان رستم و اسفندیار بر معانی مجازی گفت‌‌وگوها استوار است. 2. گفت‌‌وگوهایی که در معنای حقیقی و اولیه فهمیده می‌‌شوند، یا کارکرد داستانی دارند و به نقاط فصل و وصلی شبیه هستند که رویدادها را به یکدیگر متصـل می‌‌کنند یا کارکرد عاطـفی دارند و احساسات شخصیت‌‌ها را به ‌‌صورت مستقیم بیان می‌‌کنند. 3. طیف دلالت‌‌های ضمنی می‌‌تواند درونمایة داستـان، کانون عاطفی روایت، وضعیت تراژیکی داستـان و ویژگی‌‌های شخصیت‌‌ها را در داده‌‌های کمّی و عینی بازنماید؛ چنانکه زیربنای مشترک معانی مجازی کلام اسفندیار، اعتراض و انتقاد از دو قدرت مسلم شاهنامه ـ‌‌ رستم و گشتاسب‌‌ ـ است و ایستادگی او را در برابر سنت حماسی فاش می‌‌کند؛ یا بسامد تقریباً یکسان معانی «مقاومت» و «سازش» در گفت‌‌وگوهای رستم از یک‌‌سو شخصیت پیر و با تجربه او را نشان می‌‌دهد و از سوی ‌‌دیگر جایگاه برزخی او را در داستان مشخص می‌‌نماید.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>In classical rhetoric, two dimensions of words and sentences are expressed with terms like primary and secondary meaning; real and figurative meaning; or outward and inward meaning. The branch of rhetorical figures which focus on connotation is known as “the meaning” in Islamic&amp; Iranian literary sciences. It can show the semantic areas of the text by analysis of sentences’ connotations. In the method of discussion, critics emphasize on subject matter and audiences, to find the final meaning. This essay reviews the dialogues of ROSTAM &amp; ESFANDIYAR (from shâhnâme) through considering the situation of addressed characters and classifying of participants in dialogues to understand the artistic function of statements. The issuesare: 1. the theme and emotional impression have been expressed in the figurative meanings of dialogues. 2. dialogues have usually two functions: it connects or separates the events of story by its narrative roles; or reveals the feelings of characters by its emotional functions. 3. the common figurative meaning in sayings of ESFANDIYAR imply his critical position to political and ideological powers in shâhnâme- ROSTAM and GASHTASB. 4. the contradictory figurative meanings in sayings of ROSTAM imply his tragic position in the story.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>21</FPAGE>
						<TPAGE>45</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>زهرا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>حیاتی</Family>
						<NameE>Zahra</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Hayati</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار پژوهشگاه علوم انسانی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>hayati.zahra@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>شاهنامه</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>رستم و اسفندیار</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>معانی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>دلالت ضمنی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>گفت‌‌وگو</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>منابع##الف) کتاب##حمیدیان. سعید (1372). درآمدی بر اندیشه و هنر فردوسی. تهران. نشر مرکز.##شمیسا. سیروس (1384). بیان و معانی،چ اول از ویرایش دوم، تهران، میترا.##شمیسا. سیروس و دیگران (1369). در پیرامون رستم واسفندیار. تهران. جهاد دانشگاهی دانشگاه تهران. واحد انتشارات.##صفوی. کورش (1379). درآمدی بر معنی‌‌شناسی. تهران. پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامی.##صفوی. کورش (1386). آشنایی با معنی‌‌شناسی. تهران. پژواک کیوان.##فردوسی، حکیم ابوالقاسم (1373). شاهنامه. به کوشش سعید حمیدیان. تهران. قطره.##همایی. علامه جلال الدین (1374). فنون بلاغت و صناعات ادبی. به کوشش ماهدخت بانو همایی. چ سوم، تهران مؤسسة نشر هما.##ب) مقاله##راشد محصل، تقی (1369).«مروری بر داستان رستم و اسفندیار»، مجلة دانشکدة ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد، شمارة 3 و 4، پاییز و زمستان.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>وحدت «ساختاری ـ واژگانی» جمله‌‌های همسانی (پیوسته)، یکی از الگوهای نحوی موسیقی‌‌آفرین در مثنوی</TitleF>
				<TitleE>Structural-Lexical Unity in Parallel Sentences: 
A Rhythm-Creating Syntactic Pattern in Mathnavi</TitleE>
                <URL>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_1010.html</URL>
                <DOI>.</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>مثنوی معنوی از شگرف‌‌ترین آثاری است که پیوسته مورد نقد و تحلیل قرار گرفته است. یکی از ویژگی‌‌های منحصر به فرد این شاهکار ادبی، وحدت «ساختاری ‌‌ـ واژگانی» جمله‌‌های همسانی (توازن نحوی و واژگانی) است. منظور از جمله‌‌های همسانی، جمله‌‌های مرکبی است که جمله‌‌واره‌‌هایشان با هم، رابطة همپایگی، تفسیری، بدلی یا تأکیدی دارند و هر یک از این جمله‌‌واره‌‌ها ممکن است مرکب وابسته باشند. باید اعتراف نمود که به نقش الگوهای نحوی، در ایجاد بلاغت و موسیقی کمتر توجه شده است. اگر صناعاتی مثل موازنه و ترصیع و... که مبتنی بر روش تسجیع و تکرار هستند، از دیدگاه نحوی بررسی شوند، روشن می‌‌شود که روش موازنه و ترصیع، جمله‌‌های همسانی است که ساختار زبانی و دستوری یکسانی دارند؛ یعنی این الگوی نحوی، بستر آن صناعات است. آنچه که الگوی وحدت «ساختاری‌‌ـ واژگانی»، بر صنایع مذکور فزونی دارد، این است که در صنایع مذکور آهنگ واژگان و خصوصاً آهنگ پایانی جمله‌‌ها اهمیت دارد و کمتر به وحدت ساختار دستوری و وحدت واژگانی توجه می‌‌شود. مولانا به نحو شگفت‌‌انگیزی این الگوی نحوی را چه در دیوان و چه در مثنوی به کار می‌‌گیرد و از تکرار واژگان و ترکیبات و جمله‌‌ها ابایی ندارد. چه بسا همین ساختار یکسان، موجد موسیقی در شعر وی است. این مقاله در عین آنکه نکته‌‌ای دستوری را تبیین و توصیف می‌‌نماید، به بررسی زبان اثر از حیث زیبا‌‌شناختی نیز می‌‌پردازد که به سبک‌‌شناسی منجر می‌‌شود.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Mathnavi-ye Ma’navi is one of the magnificent works that has always been a subject of review and analysis. A unique characteristic of this literary masterpiece is its structural-lexical unity in parallel sentences (syntactic and lexical rhythm). Parallel sentences are compound sentences, clauses of which are related in terms of coordination, interpretation, apposition, or emphasis. Each of these clauses may be bound compound. It should be noted that the role of syntactic patterns in creating rhythm and eloquence has been neglected. If figures of speech such as parallelism and leonine verse, which are based on prose rhythm and repetition, are studied from a syntactical perspective, it will become clear that the methods of parallelism and leonine verseare in fact parallel sentences that have identical grammatical and linguistic structures. In other words, the syntactic pattern is the basis of the mentioned figures of speech. In addition to the structural-lexical unity, rhythm of words and especially the end rhyme are of importance in these figures of speech, whileunity of grammatical and lexical structures is less focused.Molanawonderfully used this syntactic pattern in both his Divan and Masnavi, notrefraining from repetition of words, compositions,and sentences. It is maybe the parallel structure thatcreates rhythm in his poem. The present paper is an attempt to explaina grammatical point and to study the language of Masnavi in terms of aesthetics, and consequently, stylistics.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>47</FPAGE>
						<TPAGE>67</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>ابوالقاسم</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>رادفر</Family>
						<NameE>Abolqasem</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Radfar</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادپژوهشگاه علوم انسانی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>a.radfar@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>محمد</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>پاک‌‌نهاد</Family>
						<NameE>Muhammad</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Paknahad</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دکتری ادبیات فارسی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>mpaknahad7@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>زبان</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>سبک</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>تسجیع</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>جمله‌‌های مرکب همسانی (پیوسته) و وابسته</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>وحدت ساختار و واژگان</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>موسیقی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>منابع##قرآن. (1376). ترجمة مهدی الهی قمشه‌‌ای. تهران: دفتر فرهنگی نور وابسته به انتشارات مهشاد.##بهار، محمدتقی (1373). سبک‌‌شناسی. تهران: امیرکبیر.##پورنامداریان، تقی (1384). گمشده لب دریا. تهران: سخن.##تفتازانی، سعدالدین (1378). شرح المختصر. قم: دارالحکمه.##توکلی، حمیدرضا (1388). «مثنوی مولانا از شعر تا روایت»، هنر. ش 81 ، صص 60 – 96 .##خانلری، پرویز (1345). شعر و هنر. شرکت سهامی چاپ ایران.##خرقانی، حسن (1380). «آیه و ساختار آن،» بینات. ش 29، صص 48-69 .##خوش‌‌منش، ابوالفضل (1381). «جستاری در نظماهنگ قرآن کریم (3)»، بینات. صص 48 – 69 .##زمانی، کریم (1387). شرح جامع مثنوی معنوی. تهران: اطلاعات.##سعدی شیرازی، مشرف‌‌الدین مصلح بن عبدالله (1371).  گلستان. به کوشش خلیل خطیب رهبر.##شفائی، احمد (1363). مبانی علمی دستور زبان فارسی. تهران: نوین. ##شفیعی کدکنی، محمدرضا (1373). موسیقی شعر. تهران: آگاه.##شمیسا، سیروس (1371). نگاهی تازه به بدیع. تهران: فردوس.##فرشیدورد، خسرو (1382). جمله و تحول آن در زبان فارسی. تهران: امیرکبیر.##---------- (1388). دستور مفصل امروز. تهران: سخن.##مولانا جلال‌‌الدین بلخی. (1374). کلیات دیوان شمس، ج 1. تصحیح بدیع‌‌الزمان فروزانفر. تهران: ربیع.##---------------- (1387). شرح جامع مثنوی معنوی. شرح و توضیح کریم زمانی. تهران: اطلاعات.##وحیدیان کامیار، تقی (1379). «نثر مسجع فارسی را بشناسیم»، نامه فرهنگستان. تابستان. ش 15، صص 58 – 77.##وطواط، رشیدالدین (1362). حدائق السحر فی دقایق الشعر. تصحیح عباس اقبال. کتابخانه سنایی.##ولک، رنه و وارن آوستن (1382). نظریه ادبیات. ترجمة ضیاء موحد و پرویز مهاجر . تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.##همایی، جلال‌‌الدین (1373). فنون بلاغت و صناعات ادبی. تهران: هما.##دانشمند، مرتضی (1390). «آوای موسیقایی آیات»، در دانشنامه موضوعی قرآن. موجود در سایت زیر:##http://www.maarefquran.com, 1390##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>تاریخ ادبیات در تاریخ (مطالعة موردی: منابع تاریخی قرن دهم)</TitleF>
				<TitleE>The History of Literature in History: 
A Case of Historical Sources of the Tenth Century</TitleE>
                <URL>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_1011.html</URL>
                <DOI>.</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>مسئلة مقاله، جست‌‌وجوی اطلاعات تاریخ ادبیاتی در منابع تاریخی است. نویسندگان کتاب‌‌های تاریخ ادبیات غالباً تذکره‌‌ها را به عنوان منبع اصلی خود قرار می‌‌دهند، حال آنکه کتاب‌‌های تاریخی، به اعتبار موضوع‌‌شان و نیز ارتباط مستقیم نویسندگان‌‌شان با نهاد قدرت باید به عنوان یکی از منابع درنظرگرفته شوند. مقاله نشان می‌‌دهد که برخی چهره‌‌های ادبی که در منابع تذکره‌‌ای از قلم افتاده‌‌اند، در منابع تاریخی به عنوان شاعر معرفی شده‌‌اند. نیز اختلاف‌‌نظرهایی میان نویسندگان کتب تاریخی از یک‌‌سو با تذکره‌‌نویسان و از سوی دیگر با مورخان ادبی وجود دارد. هرچند ممکن است در بسیاری موارد حق با مورخان ادبی باشد، نمی‌‌توان منابع تاریخی را یک‌‌سره کنار گذاشت. منابع تاریخی از جهت «مخاطب‌‌شناسی شاعران»، که موضوعی محوری در نظریة تاریخ ادبیات نوین است، نیز حائز اهمیت هستند. گزارش‌‌ها، قضاوت‌‌ها و اطلاعات این آثار، به عنوان نماینده و بیانگر ذهنیت مورخان نسبت به نهاد شعر، به‌‌ خودی خود قابل بررسی است. مقاله در سه بخش اصلی تنظیم شده‌‌است: شاعران از قلم افتاده، شاعران مضبوط و اختلاف نظر مورخان و نویسندگان تاریخ ادبی دربارة آنها و سرانجام چهره‌‌هایی که در گفتمان‌‌های مسلط جامعة کلاسیک طبع‌‌آزمایی کرده‌‌اند، اما کسی آنان را به عنوان شاعر نمی‌‌شناسد.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>The problem of the present paper is to searchfor literary history-related information in historical sources. The authors of literary history books mostly rely on Tazkirahs (Persian biographical works) as their main sources, whereas it is the history sources that, due to the validity of their subjects and also the direct relationship of their authors with governments, should be considered as one of the main sources. The results of the paper indicated that some literary figureswho have been neglected in the Tazkirahshave been introduced as poets in history sources. Moreover, thereare disagreements between the authors of historical books andwriters of Tazkirahs, on the one hand, and literary historians, on the other hand. Although literary historians may be right in many cases, historical sources cannot be put aside at all. The historical sources are important from the point of view ofaudience of poets, which is a central issue in the theory of modern literary history. The reports, judgments, and information of these works, as representative of the mentality of the historians towards poetry, can be analyzed as such. The present paper is divided into three main parts: neglected poets, main poets and the disagreements between authors of literary history and historiographers about them, and finally those figures that tried their taste in classical dominant discourses, but are not recognized as poets.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>69</FPAGE>
						<TPAGE>92</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>سیدمهدی</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>زرقانی</Family>
						<NameE>Seyyed Mehdi</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Zarghani</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>irzarghani@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>محمدجعفر</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>یاحقی</Family>
						<NameE>Mohammad Jafar</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Yahaqi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>ferdows@um.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>هادی</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>بیدکی</Family>
						<NameE>Hadi</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Bidaki</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی کارشناسی ارشد</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>h.bidaki@stu.um.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>تاریخ ادبی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>تاریخ شعر</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>منابع تاریخی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>قرن دهم</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>منابع##اقبال آشتیانی، عباس (1347). تاریخ مفصل ایران. به کوشش محمد دبیرسیاقی. تهران: خیام.##امینی، امیر صدر‌‌الدین ابراهیم (1383). فتوحات شاهی. تصحیح محمدرضا نصیری. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.##براون، ادوارد (1351). تاریخ ادبیات ایران (از سنایی تا سعدی)، بخش دوم از جلد دوم. ترجمة غلام‌‌حسین صدری افشار. تهران: مروارید.##تتوی، احمد و دیگران (1382). تاریخ الفی، ج سوم، چهارم، هفتم و هشتم. تصحیح غلامرضا طباطبایی مجد. تهران: علمی و فرهنگی.##جامی، عبدالرحمان (1367). بهارستان. تصحیح اسماعیل حاکمی. تهران: سخن.##------------ (1386). نفحات‌‌الانس. تصحیح محمود عابدی. تهران: اطلاعات.##حسینی قمی، قاضی احمد (1359). خلاصه‌‌التواریخ، ج اول. تصحیح احسان اشراقی. تهران: دانشگاه تهران.##----------------- (1363). خلاصه‌‌التواریخ، ج دوم. تصحیح احسان اشراقی. تهران: دانشگاه تهران.##حسینی، خور‌‌شاه بن قباد (1379). تاریخ ایلچی نظام‌‌شاه. تصحیح محمدرضا نصیری و کوئیچی هانه‌‌دا. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.##خنجی، فضل‌‌الله (2535). مهمان‌‌نامه‌‌ی بخارا. تصحیح منوچهر ستوده. تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.##خواندمیر، غیاث‌‌الدین (1353). حبیب‌‌السیر، ج دوم تا چهارم. زیر نظر محمد دبیرسیاقی. تهران: خیام.##-------------- (2535). دستورالوزرا. تهران: اقبال.##دوغلات، میرزا محمد حیدر (1383). تاریخ رشیدی. تصحیح عباس‌‌علی غفاری‌‌فرد. تهران: میراث مکتوب.##دولت‌‌شاه. سمرقندی. دولت‌‌شاه بن امیر علاء الدولة بختی‌‌شاه (1900). تذکره‌‌الشعرا. تصحیح ادوارد براون. لیدن: بریل.##روملو، حسن‌‌بیگ (1349). احسن‌‌التواریخ، ج یازدهم. تصحیح عبد‌‌الحسین نوایی. تهران: بابک.##--------- (1357). احسن‌‌التواریخ، ج دوازدهم. تصحیح عبد‌‌الحسین نوایی. تهران: بابک.##سیفی قزوینی، یحیی بن عبد‌‌اللطیف (1363). لب‌‌التواریخ. تهران: بنیاد گویا.##صفا، ذبیح‌‌الله (1389-1387). تاریخ ادبیات در ایران. پنج جلد در هشت مجلد. تهران: فردوس.##عوفی، محمد (1906). لباب‌‌الالباب، ج دوم. تصحیح ادوارد براون. لیدن: بریل.##غفاری، قاضی احمد. (1340). تاریخ نگارستان. مرتضی مدرس گیلانی. تهران: کتابفروشی حافظ.##-------------- (1343). تاریخ جهان‌‌آرا. تصحیح سیدکاظم موسوی. تهران: کتابفروشی حافظ.##قزوینی، بوداق (1999). جواهر‌‌الاخبار. تصحیح محمدرضا نصیری و کوئیچی هانه‌‌دا. توکیو: مؤسسه‌‌ مطالعات فرهنگ‌‌ها و زبان‌‌های آسیا و آفریقا.##مستوفی، حمد‌‌الله (1387). تاریخ گزیده. تصحیح عبد‌‌الحسین نوایی. تهران: امیر‌‌کبیر.##میرافضلی، سید علی (1381). «قاضی نظام‌‌الدین اصفهانی و رباعیات او»، مجله‌‌ معارف. دوره‌‌ 19، ش 2، آبان. صص 25-3.##نفیسی، سعید (1344). تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی، ج اول. تهران: کتابفروشی فروغی.##شوشتری، نورالله (1354). مجالس‌‌المؤمنین، دو جلد. تهران: کتابفروشی اسلامیه.##واصفی، زین‌‌الدین محمود (1349). بدایع‌‌الوقایع، ج اول. تصحیح الکساندر بلدروف. تهران: بنیاد فرهنگ ایران.##--------------- (1350). بدایع‌‌الوقایع، ج دوم. تصحیح الکساندر بلدروف. تهران: بنیاد فرهنگ ایران.##یاحقی، محمدجعفر. (1386). «حیرتی تونی»، در دانشنامه زبان و ادب فارسی، ج دوم. تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>مجمع‌‌الفضلا</TitleF>
				<TitleE>Majma’ al-Fuzala</TitleE>
                <URL>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_1012.html</URL>
                <DOI>.</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>نوشتن تذکرة ‌‌شعرا در حوزة رواج و گسترش زبان فارسی، بیش از همه در فرارودان و هند، سابقه و روایی دارد. پس از تألیف لباب‌‌الالباب، وقفة طولانی در نوشتن تذکره روی داد و در قرن نهم فقط تذکرة‌‌الشعرای دولتشاه نوشته شد، اما از اواخر قرن دهم تذکره‌‌نویسی به ویژه در هند رونق گرفت؛ در آنجا به دلیل وجود حکومت‌های ایرانی، محیط مناسبی برای حضور شاعران و نویسندگان فارسی‌‌زبان فراهم آمده بود. یکی از تذکره‌های مهم که در این دوره تألیف یافت، مجمع‌‌الفضلای محمد عارف بخارایی است که متأسفانه تاکنون تحقیق بایسته‌ای دربارة احوال مؤلف و کتابش انجام نگرفته است و اکثر محققان صرفاً به نقل سخنان عبدالحی حبیبی و علیرضا نقوی پرداخته‌اند و چیزی بر آنها نیفزوده‌اند. یکی از دلایل گمنامی مجمع‌‌الفضلا و مؤلفش، کمیابی نسخه‌های آن است. از این تذکره تنها دو نسخة شناخته‌‌شده وجود دارد؛ یکی در دانشگاه پنجاب لاهور و دیگری در دانشگاه تهران. در این مقاله کوشش می‌‌شود تا ضمن تحلیل و نقد تحقیقات پیشین دربارة تذکرة مجمع‌‌الفضلا، این تذکره بر اساس نسخة موجود در دانشگاه تهران، بررسی و معرفی شود.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Writing biography of poets in the area of thespread of Persian language has a long history and prevalence especially in Transoxiana and India. After the composition of Lubab al-Albab, a long pause in writing biography occurred. In the ninth century, only one biography, namely Tazkirah al-Shu&#039;ara-yiDawlatshah, was written. However, from the late tenth century, writing biography flourished especially in India, where due to the existence of Iranian governments, a suitable environment for poets and Persian writers wascreated. A major biography written at that time was Majma’ al-Fuzala written by Muhammad Aref Bukhara’i. Unfortunately, there has been no significant research about the poet and his book. Indeed, most of the researchers have just quoted remarks from Abdul HaiHabibiand Alireza Naqavi, and have not added anything to them. One of the reasons for anonymity of Majma’ al-Fuzala and its author is the scarcity of it scopies. There are only two known copies of the book; one of them is located at Punjab University and the other one is at Tehran University. This paper attempts to analyze and review the previous researches about Majma’ al-Fuzala. The biography is reviewed and introduced based on the copy at Tehran University.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>93</FPAGE>
						<TPAGE>107</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>علیرضا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>شعبانلو</Family>
						<NameE>Alireza</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Shabanlou</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیارادبیات فارسی، پژوهشگاه علوم انسانی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>alirezashabanlu@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>تذکره</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>تذکره‌‌نویسی در هند</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>مجمع‌‌الفضلا</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>محمد عارف</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>منابع##آزاد بلگرامی، غلام‌‌علی (1390). خزانه عامره. تصحیح ناصر نیکوبخت و شکیل اسلم بیک. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.##بدائونی، عبدالقادر‌‌بن‌‌ملوک شاه (1379). منتخب‌‌التواریخ. به تصحیح احمدعلی صاحب و اهتمام توفیق هاشم پور سبحانی. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.##بقایی، خواجه محمد عارف (1330). مجمع‌‌الفضلا. نسخة خطی شمارة 6546، کتابخانة مرکزی دانشگاه تهران، تاریخ تحریر: 13/جدی/ 1330: محل کتابت: کابل.##حبیبی، عبدالحی (1339). «دربارة مجمع الفضلاء محمدعارف بقایی»، راهنمای کتاب. س سوم، ش 4 ، آبان 1339، صص522-530.##گلچین معانی، احمد (1350). تاریخ تذکره‌های فارسی، ج2. تهران: دانشگاه تهران.##محمد صدیق‌حسن‌خان(1386). تذکرة شمع انجمن. تصحیح محمدکاظم کهدویی. یزد: دانشگاه یزد.##نفیسی، سعید (1344). تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی تا پایان قرن دهم هجری. تهران: کتابفروشی فروغی.##نقوی، علیرضا (1343). تذکره‌‌نویسی فارسی در هند و پاکستان. تهران: علمی.##نهاوندی، عبدالباقی (1381). مآثر رحیمی، بخش سوم، به اهتمام عبدالحسین نوایی. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>تحلیل خویشکاری‌های ضد حماسی بهمن در بهمن‌نامه و مقایسة آن با خویشکاری‌های پهلوانان الگویی حماسه</TitleF>
				<TitleE>The Study of Anti-Epic Functions of Bahmanin Bahmannameh and Their Comparison with Those of Archetypal Epic Heroes</TitleE>
                <URL>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_1013.html</URL>
                <DOI>.</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>بهمن‌‌نامه از منظومه‌‌های پهلوانی‌‌ای است که پس از شاهنامه و به سیاق اثر عظیم فردوسی سروده شد. این اثر ذکر پهلوانی‌‌های بهمن‌‌ ـ پسر اسفندیار‌‌ـ و ثبات او در انتقام‌‌جویی از خاندان رستم، پس از مرگ او است؛ اما خویشکاری‌‌های بهمن در بسیاری موارد بیشتر از آنکه حماسی و پهلوانی باشد، به شکلی ضدحماسی جلوه‌‌گر شده و در مغایرت با پیش‌‌فرض‌‌های الگویی در رابطه با یک پهلوان حماسی است. رعایت نکردن چهارچوب ساختاری حماسه و بی‌‌مقدمه واردشدن بهمن ـ به عنوان قهرمان ـ به داستان، شکست‌‌های پی‌‌در‌‌پی بهمن، کمرنگ بودن فره ایزدی در او و کم‌‌فروغ بودن مشروعیتش به عنوان پادشاهی آرمانی، نبرد با یلان سیستانی و به آتش کشاندن سیستان به جای مبارزه با انیران و اهریمنان، نداشتن خویشکاری نبرد با زیانکاران، پشت سرگزاردن هفت‌‌خانی آرام و بدون مبارزه و شکست او در تنها نبردش با زیانکاری چون اژدها، از مهم‌‌ترین عواملی هستند که انتظار مخاطب حماسه را برای مواجه‌‌شدن با پهلوانی/‌‌ شاهی نمونه و آرمانی برآورده نساخته و عظمتی را که لازمة حماسه است، به او یادآور نمی‌‌شوند. به نظر می‌‌رسد قرار دادن رستم و خاندانش به عنوان هماوردان بهمن، نیز در شکل‌‌گیری چنین تناقضاتی نقش داشته و زیربنای ساختاری تفکر سراینده که ناخودآگاه رستم را ابرمرد دنیای حماسه می‌‌داند، بر فضای اثر غلبه کرده و پهلوانی را پرورانده که خویشکاری‌‌هایش در مقابل یلان سیستانی بسیار ضعیف و کم‌‌فروغ جلوه می‌‌کند.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Bahmannameh is an epic poem which was compose dafter Shahnamehin imitation of this great work of Ferdowsi. The poem cites the heroic acts of Bahman–son of Esfandiyar–and his persistence on taking revenge on the family of Rostam after his death. However, functions of Bahmanare manifested as anti-epic rather than epic and heroic, and are in contrast with archetypical epic heroes. Neglect of the structural framework of epic, arrival of Bahman– as a hero– in the story without any preface, his continuous failure, his faintdivine splendor and legitimacy as an ideal king, fighting battles with heroes of Sistan and setting fire to this land instead of fighting with aliens and demons, lacking a sense of duty to fight evils, passing a calm Haft-Khan(Seven Labors) without any battle, and his failure in fighting with the only evil, i.e. dragon, are the most important factors which hinder the fulfillment of readers&#039; expectations to meet an ideal hero/king and impede the creation of a magnificent epic. It seems that setting Rostam and his family as the opponents of Bahman also played a role in the formation of such contradictions. The structural base of the poet’s thought, unconsciouslyaccounting Rostam as a superhuman of the world of epic, dominates the atmosphere of the work and develops a hero whose functions against the heroes of Sistan appear so week and dim</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>109</FPAGE>
						<TPAGE>130</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>معصومه</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>طالبی</Family>
						<NameE>Masoumeh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Talebi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>مدرس مدعودانشگاه شهید بهشتی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>masoome.talebi@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>حماسه</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>بهمن‌‌نامه</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>یلان سیستانی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>پیش‌‌فرض‌‌های الگویی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>منابع##آموزگار، ژاله (1386). زبان، فرهنگ و اسطوره (مجموعه مقالات). تهران: معین.##آیدنلو، سجاد ( 1388). از اسطوره تا حماسه (هفت گفتار در شاهنامه‌‌پژوهی). تهران: سخن.##................. (1388). «هفت‌‌خان پهلوان»، نشریة زبان و ادب فارسی دانشکدة  ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید باهنر کرمان. ش 26(پیاپی23)، صص27-1.##اسدی طوسی، حکیم ابونصر علی‌‌بن‌‌احمد (1389).  گرشاسب‌‌نامه. تصحیح حبیب یغمایی. تهران: دنیای کتاب.##اعتماد مقدّم، علیقلی (1346).  پادشاهی و پادشاهان از دیده ایرانیان بر بنیاد شاهنامه فردوسی. تهران: انتشارات اداره فرهنگ عامّه.##امیدسالار، محمود (1381). جستارهای شاهنامه‌‌شناسی و مباحث ادبی. تهران: بنیاد موقوفات دکتر محمود افشاری یزدی.##ایرانشاه‌‌بن‌‌ابی‌‌الخیر (1370). بهمن‌‌نامه. ویراستة رحیم عفیفی. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.##باختین، میخاییل (1387). تخیل مکالمه‌‌ای. ترجمة رویا پورآذر. تهران: نشر نی.##بانوگشسب‌‌نامه (1382). تصحیح روح‌‌انگیز کراچی. تهران: انتشارات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.##برتلس، یوگنی ادواردویچ (1369). فردوسی و سروده‌‌هایش. ترجمة سیروس ایزدی. تهران: انتشارات هیرمند.##بهار، مهرداد (1362). پژوهشی در اساطیر ایران. تهران: انتشارات توس.##حمیدیان، سعید (1383). درآمدی بر اندیشه و هنر فردوسی. تهران: انتشارات ناهید.##دانشنامة ادب فارسی، ج 3  (1387). تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.##دانشنامة جهان اسلام، ج 3 (1378). تهران: بنیاد دایرۀ‌‌المعارف اسلامی.##دهقانی، محمد (1389).  از شهر خدا تا شهر انسان. تهران: انتشارات مروارید.##دیویدسن، الگا ( 1378). شاعر و پهلوان در شاهنامه. ترجمة فرهاد عطایی. تهران: نشر تاریخ ایران.##رزمجو، حسین (1368). انسان آرمانی و کامل در ادبیات حماسی و عرفانی فارسی. تهران: انتشارات امیرکبیر.## ----------- (1381). قلمرو ادبیات حماسی ایران. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.##رضی، هاشم (1346). فرهنگ نام‌‌های اوستا، ج3. تهران: انتشارات فروهر.##زنر، آر.سی (1375). زروان. ترجمة تیمور قادری. تهران: نشر فکر روز.##سرامی، قدمعلی (1383).  از رنگ گل تا رنج خار. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.##سرکاراتی، بهمن (1385). سایه‌‌های شکار شده. تهران: انتشارات طهوری.##شفیعی کدکنی، محمدرضا (1350). «انواع ادبی و شعر فارسی»، مجلة خرد و کوشش، نامه ادبیات و علوم اجتماعی دانشگاه پهلوی. ش32، صص1-24.##شالیان، ژرار (1387).  گنجینه حماسه‌‌های جهان. ترجمة علی‌‌اصغر سعیدی. تهران: نشر چشمه.##صدیقیان، مهین‌‌دخت (1386). فرهنگ اساطیری ـ حماسی ایران به روایت منابع بعد از اسلام، 2جلدی. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.##------------- (1352). حماسه‌‌سرایی در ایران ( از قدیم‌‌ترین عهد تاریخی تا قرن چهاردهم هجری). تهران: انتشارات امیرکبیر.##فردوسی، ابوالقاسم (1386).  شاهنامه. تصحیح جلال خالقی مطلق. تهران: مرکز دایرۀ‌‌المعارف بزرگ اسلامی.##کریستن سن، آرتور (1350). کارنامه شاهان در روایات ایران باستان. ترجمة باقر امیرخانی و بهمن سرکاراتی. تبریز: انتشارات کمیته استادان دانشگاه تبریز.##کمبل، جوزف  (1387). قهرمان هزار چهره. ترجمة شادی خسروپناه. مشهد: نشر گل آفتاب.##گردیزی، ابوسعید عبدالحی بن ضحاک بن محمود (1384). زین‌‌الاخبار. به اهتمام رحیم رضازاده ملک. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.##مجمل‌‌التواریخ و القصص (1318). تصحیح ملک‌‌ا‌‌‌‌لشعرای بهار. تهران: چاپخانه خاور.##مختاری، محمد (1379).  اسطوره زال. تهران: انتشارات توس.##مؤذن جامی، محمدمهدی (1388). ادب پهلوانی. تهران: انتشارات ققنوس.##نیشابوری، عمر‌‌بن‌‌ابراهیم خیام (1388). نوروزنامه. به کوشش علی حصوری. تهران: نشر چشمه.##وحیدیان کامیار، تقی (1387). «آیا بهمن‌‌نامه حماسه ملی است؟»، مجلة دانشگاه آزاد اسلامی مشهد. صص20-25.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>تحلیل بن‌مایه‌های استفهام‌ در دیوان ناصرخسرو</TitleF>
				<TitleE>An Analysis of the Motif of Question in
Naser Khosrow’s Divan</TitleE>
                <URL>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_1014.html</URL>
                <DOI>.</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>ابیات سؤالی در دیوان ناصرِخسرو، در مقایسه با دیگر شاعران تعلیمی، بسامد زیادی دارد. ما در این مقاله در پی پاسخگویی به این سؤالات خواهیم بود که دلیل اتکای شاعر بر استفاده از سؤال در تعلیم چیست؟ و آیا می‌توان این نکته را از ویژگی‌های سبک فردی ناصرِخسرو تلقی کرد؟ در این مقاله کوشش شده است ضمن پاسخگویی به این سؤالات مسئله با رویکردهای متفاوت تحلیل و بررسی شود. این پژوهش به شیوة توصیفی ـ تحلیلی و با رویکرد دیالکتیکی دلایل عمدة شاعر در اتکا به سؤال در روش تعلیم را در موارد زیر جست‌و‌جو کرده است: 1. اثرپذیری از ویژگی‌های سبکی قرآن کریم، 2. اثرپذیری از روش تدریس و آموزش سقراط در تعلیم مخاطب، 3. به‌کارگیری جنبة بلاغی و زیبایی‌شناسانة استفهام در بالابردن غنای هنری شعر، و 4. استفاده از روش تبلیغی اسماعیلیه در مراحل دعوت به این مکتب فکری. در این تحقیق با توجه به آمار مستخرج از دیوان ناصرِخسرو به این جنبه‌های بنیادین پرداخته می‌شود.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>The frequency of interrogative verses in Naser Khosrow’s Divan is very high compared to other didactic poets, which can be understood from different point of views. This feature of Naser Khosrow’s style can be analyzed considering different extratextual aspects, the most important ones are: a) the effect of stylistic features of Koran on Naser Khosrow’s style b) the effect of Socratic Method on the educational enrichment of the poetry c) the rhetorical and aesthetical use of interrogative phrases to obtain artistic enrichment of the poetry d) the influence of Ismailite propaganda methods. This study tries to address these essential aspects of Naser Khosrow’s works based on the statistics extracted from his divan.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>131</FPAGE>
						<TPAGE>154</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>ناصر</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>نیکوبخت</Family>
						<NameE>Naser</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Nikoubakht</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادادبیات فارسی،دانشگاه تربیت مدرس</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>nikoubakht@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>مجید</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>هوشنگی</Family>
						<NameE>Majid</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Houshangi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری ادبیات فارسی، دانشگاه تربیت مدرس</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>magid.1358@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>سبک‌شناسی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>ناصرِخسرو</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>استفهام</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>قرآن کریم</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>روش سقراطی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>بلاغت</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>اغراض ثانوی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>منابع##آته، هرمان (1351). تاریخ ادبیات فارسی، ترجمه و حواشی رضازاده شفق، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب.##آقانوری، علی (1381). «اسماعیلیه و باطنی‌گری»، در کتاب اسماعیلیه (مجموعه مقالات)، قم: مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب.##ابن بلخی (1353). فارسنامه، به کوشش جلال‌الدین تهرانی، تهران.##ابن هشام، جمال‌الدین عبدالله بن یوسف انصاری (1411). مغنی اللبیب عن کتب الاعاریب، ج 1، بیروت: دارالحیل.##ابوحیان، اثیرالدین محمد بن یوسف (1328). البحرالمحیط، قاهره: مطبعه السعاد.##برزگر خالقی، محمدرضا (1383). «ناصرخسرو و علوم رایج زمان خود»، مجلة دانشکدة ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، ش‌ 170 و 171.##تفتازانی، سعدالدین مسعود (1047). المطول، قم: انتشارات کتاب‌خانة آیت‌الله مرعشی نجفی.##حازم، علی و امین مصطفی (1372). البلاغه الواضحه، قم: سیدالشهداء.##حلبی، علی‌اصغر (1372). تأثیر قرآن و حدیث در ادبیات فارسی، تهران: اساطیر.##دانش‌پژوه، منوچهر (1355). منطق در نزد ناصرخسرو قبادیانی، مشهد: یادنامه.##دفتری، فرهاد (1375). تاریخ و عقاید اسماعیلیه، ترجمة فریدون بدره‏ای، تهران: فرزان‏روز.##الدمامینی، بدرالدین (1304). تحفه الغریب علی مغنی اللبیب، ج 1، البهیه المصریه.##راغب اصفهانی، حسین بن محمد (1412). مفردات الفاظ قرآن، بیروت: دارالشامه.##رجایی، محمدخلیل (1372). معالم البلاغه، شیراز: دانشگاه شیراز.##زرکشی، بدرالدین محمد بن عبدالله (1410). البرهان فی علوم القرآن، ج 2، بیروت: دارالمعرفه.##زرین‌کوب، عبدالحسین (1356). شعر بی‌دروغ شعر بی‌نقاب، تهران: انتشارات جاویدان.##زمخشری، محمود بن عمر (1415). الکشاف عن حقایق غوامض التنزیل، ج 1، لبنان: دارالکتب.##سبکی، بهاءالدین (1342). عروس الافراح من شروح التخلیص، قاهره.##سیوطی، جلال‌الدین عبدالرحمان (1421). الاتقان فی علوم القرآن، ج 2، بیروت: دارالکتب العلمیه.##شعبانی، فاطمه و منصور پهلوان (1385) «جایگاه و معانی استفهام در قرآن»، رسالة کارشناسی ارشد، دانشگاه اصول دین.##شفیعی کدکنی، محمدرضا (1370). صور خیال در شعر پارسی، تهران: نیل.##شمیسا، سیروس (1374). سبک‌شناسی شعر، تهران: فردوس.##شمیسا، سیروس (1383). معانی، تهران: میترا.##شهیدی، سیدجعفر (1355). «افکار و عقاید کلامی ناصرخسرو»، یادنامة ناصرخسرو، دانشکدة ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه مشهد.##صفا، ذبیح‌الله (1371). تاریخ ادبیات در ایران، ج 2، تهران: فردوس.##طالبیان، یحیی (1378). صور خیال در شعر شاعران سبک خراسانی، کرمان: عماد.##طباطبایی، سوسن (1379). «عوامل مؤثر در معانی بلاغت استفهام و بلاغت اسالیب استفهام در آیات قرآن کریم»، صبح صادق، ش 17 و 18.##غلامرضایی، محمد (1381). سبک‌شناسی شعر پارسی از رودکی تا شاملو، تهران: جامی.##غیاثی، محمدتقی (1368). درآمدی بر سبک‌شناسی ساختاری، تهران: شعلة اندیشه.##فوده، عبدالعظیم (1373). اسالیب الاستفهام فی القرآن، قاهره: نشرالوسائل الجامعیه.##کزازی، میرجلال‌الدین (1380). معانی (زیباشناسی سخن پارسی 2)، تهران: نشر مرکز.##گوهرین، صادق (1356). حجت الحق ابو علی سینا، تهران: توس.##متینی، جلال (1351). «هدایة‌المتعلمین فی الطّب، قدیمی‌ترین کتاب فارسی در طب»، مجلة دانشکدة ادبیات و علوم انسانی مشهد، ش 1.##محقق، مهدی (1363). تحلیل اشعار ناصرخسرو، تهران: دانشگاه تهران.##محقق، مهدی (1368). تحلیل اشعار ناصر خسرو، تهران: دانشگاه تهران.##مطهری، مرتضی (1370). فطرت، قم: انتشارات صدرا.##معرفت، محمدهادی (1421). التمهید فی علوم القرآن، ج 5، قم: مؤسسه النشر الاسلامی التابعه الجامعه المدرسین بقم.##موسوی، زهرا و محسن ذوالفقاری (1384). «نقد شیوه‌های تأثیرپذیری در شعر ناصرخسرو»، نشریة زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی اراک، س 1، ش 3.##ناصرخسرو (1373). دیوان، به کوشش حسن تقی‌زاده، تهران: پگاه.##ناصرخسرو قبادیانی (1348). وجه دین، تهران: طهوری.##ناصرخسرو قبادیانی (1363). جامع‌الحکمتین، تصحیح محمد معین و هانری کربن، تهران: طهوری.##ناصرخسرو قبادیانی (1370). سفرنامه، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران: زوار.##ناصرخسرو قبادیانی (1384). دیوان اشعار، تصحیح مجتبی مینوی و مهدی محقق، تهران: دانشگاه تهران.##الولید، علی بن محمد (1986). کتاب تاج العقاید و معدن الفواید، بیروت: تحقیق عارف تامر.##هاشمی مقدم، سیدشمس‌الدین (1376). مکاتب فلسفی و سیر آرای تربیتی، اراک: دانشگاه آزاد اسلامی واحد اراک.##هاشمی، احمد (1377). جواهرالبلاغه فی معانی و البیان والبدیع، تهران: الهام.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE></ARTICLES>
</JOURNAL>

				</XML>
				