<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<XML>
		<JOURNAL>
<YEAR>1392</YEAR>
<VOL>4</VOL>
<NO>3</NO>
<MOSALSAL>3</MOSALSAL>
<PAGE_NO>141</PAGE_NO>
<ARTICLES>


				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>سیر غزل مدحی در ادب فارسی (از سنایی تا حافظ)</TitleF>
				<TitleE>Evolution of Eulogistic Ghazal in Persian Literature</TitleE>
                <URL>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_1091.html</URL>
                <DOI>.</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>شعر غنایی شعری است که با احساسات و عواطف شخصیِ شاعر در ارتباط است و ممکن است دربرگیرندۀ معانی و اندیشه‌‌های متفاوتی باشد. پیشینیان غزل را، که ازجمله مصادیق شعر غنایی است، شعری دانسته‌‌اند که مضمون عاشقانه دارد. با مطالعۀ سیر غزل درمی‌‌یابیم به مرور زمان، مضامینی غیر از مضمون عاشقانه در غزل وارد شده و با توجه به نوع مضمون، صورت‌های متفاوت غزل، ازجمله غزل مدحی، غزل انتقادی، و غزل تعلیمی شکل گرفته است. در این پژوهش، با استفاده از منابع کتاب‌خانه‌‌ای و به روش توصیفی ـ تحلیلی، غزل مدحی و سیر آن در دیوان غزل‌سرایان برجسته (از سنایی تا حافظ) بررسی شده است. اگرچه خاقانی را اولین شاعر غزل مدحی معرفی کرده‌اند، در این پژوهش نتیجه گرفته شده که سنایی مبدع این گونۀ ادبی است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Eulogistic ghazal is a kind of poem that is related to poet’s emotions. Sometimes, it can be consisted of different contents. To predecessors, ghazal has just amorous content. By studying evolution of ghazal, we may notice, in the course of time, some other themes–besides amorous theme–have come into the ghazal. So, we can see some new themes in the ghazal such as eulogistic, critical, didactic and so on. In this paper, by using authentic sources in a descriptive and analytical way, eulogistic ghazal and its evolution in the works of some eminent poets–from Sanā&#039;ī to Hafiz- has been studied. Although, Khāqāni–one of the important poets in Persian literature –has been introduced as the first poet of eulogistic ghazal, the conclusion of this research shows Sanā&#039;ī is the originator of eulogistic ghazal.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>1</FPAGE>
						<TPAGE>27</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>طاهره</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>ایشانی</Family>
						<NameE>Tahereh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Ishany</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیارادبیات فارسی، پژوهشگاه علوم انسانی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>tahereh.ishany@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>شعر فارسی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>شعر غنایی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>غزل</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>غزل مدحی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>منابع##انوری، محمد بن ‌محمد (1364). دیوان انوری، به‌کوشش محمدتقی مدرس رضوی، ج 2، تهران: علمی و فرهنگی.##پورنامداریان، تقی (1380). در سایۀ آفتاب: شعر فارسی و ساخت‌‌شکنی در شعر مولوی، تهران: سخن.##پورنامداریان، تقی (1382). گمشدۀ لب دریا: تأملی در معنی و صورت شعر حافظ، تهران: سخن.##جمال‌‌الدین محمد بن ‌عبدالرزّاق اصفهانی (1362). دیوان کامل استاد جمال‌‌الدین عبدالرزاق اصفهانی، با تصحیح و حواشی حسن وحید دستگردی، تهران: کتابخانۀ سنایی.##حافظ، شمس‌‌الدین (1368). حافظ قزوینی/ غنی، با مجموعه‌ تعلیقات و حواشی علامه محمد قزوینی، به‌کوشش عبدالکریم جربزه‌‌دار، تهران: اساطیر.##حق‌‌شناس، علی‌‌محمد (1370). مقالات ادبی زبان‌‌شناختی، تهران: نیلوفر.##حمیدیان، سعید (1373). «بحثی در ساختار غزل فارسی»، مجلۀ دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد، سال بیست‌ و هفتم، ش 4.##خاقانی شروانی، افضل‌‌الدین بدیل ‌‌بن ‌علی (1382). دیوان افضل‌‌الدین بدیل‌‌ بن ‌علی نجار خاقانی شروانی، تصحیح و مقدمه و تعلیقات به‌کوشش ضیاءالدین سجادی، تهران: زوّار.##دودپوتا، ع. م. (1382). تأثیر شعر عربی بر تکامل شعر فارسی، ترجمۀ سیروس شمیسا، تهران: صدای معاصر.##دهخدا، علی‌اکبر (1372). لغت‌نامه، تهران: دانشگاه تهران، مؤسسۀ لغت‌نامۀ دهخدا.##رودکی، جعفر بن ‌محمد (1382). دیوان رودکی سمرقندی، بر اساس نسخۀ سعید نفیسی، تهران: نگاه.##زرین‌‌کوب، عبدالحسین (1370). با کاروان حلّه، تهران: علمی.##زرین‌‌کوب، عبدالحسین (1368). نقش بر آب، تهران: معین.##سعادت، اسماعیل (1386). دانشنامۀ زبان و ادب فارسی، ج 2، تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی.##سعدی، مصلح ‌بن‌ عبداللّه (1385). کلیات سعدی، بهتصحیحِ محمدعلی فروغی، تهران: هرمس.##سنایی، مجدود بن ‌آدم (1362). دیوان حکیم ابوالمجد بن‌ آدم سنایی غزنوی، به‌کوشش مدرّس رضوی، تهران: سنایی.##شفیعی کدکنی، محمدرضا (1386). قلندریه در تاریخ؛ دگردیسی‌‌های یک ایدئولوژی، تهران: سخن.##شمیسا، سیروس (1362). سیر غزل در شعر فارسی، از آغاز تا امروز، تهران: فردوسی.##صبور، داریوش (1355). آفاق غزل فارسی؛ سیر انتقادی در تحول غزل و تغزّل از آغاز تا امروز، تهران: پدیده.##عبادیان، محمود (1372). تکوین غزل و نقش سعدی، تهران: هوش و ابتکار.##عطار نیشابوری، شیخ فریدالدین محمد (1362). دیوان عطار نیشابوری، به‌کوشش و تصحیح تقی تفضّلی، تهران: مرکز انتشارات علمی و فرهنگی وابسته به وزارت فرهنگ و آموزش عالی.##قوامی، بدریه (1382). «توصیف مضامین قلندری در غزل فارسی»، پایان‌‌نامۀ کارشناسی ارشد، تهران: دانشگاه تربیت معلم.##مؤتمن، زین‌‌العابدین (1339). تحوّل شعر فارسی، تهران: به سرمایۀ کتاب‌فروشی حافظ و کتاب‌فروشی مصطفوی.##مالمیر، تیمور و فاطمه محمدخانی (1391). «نقد و بررسی مدیحه‌‌سرایی حافظ»، فصل‌نامۀ متن‌‌پژوهی ادبی، ش 51.##مولوی، جلال‌‌الدین محمد (1387). غزلیات شمس تبریز، مقدمه، گزینش و تفسیر محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران: سخن.##همایی، جلال‌‌الدین (1377). فنون بلاغت و صناعات ادبی، تهران: هما.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>واژه‌‌های دارویی و درون‌‌مایه‌‌ها‌‌ی پزشکی در آثار عطار</TitleF>
				<TitleE>.</TitleE>
                <URL>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_1092.html</URL>
                <DOI>.</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>عطار نیشابوری از شخصیت‌‌های معروف شعر، عرفان و تصوّف در قرن ششم و آغار قرن هفتم هجری است که با توجه به مستندات تاریخی، ادبی و پژوهشی به داروفروشی، داروسازی و طبابت هم اشتغال و اشتهار داشته است. طبابت در روزگاران پیشین بیش‌تر بر دو پایۀ گیاه‌‌درمانی و روان‌‌درمانی استوار بود، که نشانه‌‌های هر دو مورد در آثار عطار آشکار است. بنابه آثار موجود و نوشته‌‌های عطار‌‌شناسان، پدر عطار نیز به شغل عطاری مشغول بود و عطار این شغل را از پدر به‌ارث برده است. با توجه به وجود مفردات و گزاره‌‌های پزشکی در آثار منظوم و منثور وی، می‌‌توان استنباط کرد که این شاعر به دارو‌‌فروشی و پزشکی به سبک روزگار خویش اشتغال داشت. در این مقاله سعی شده است با توجه به مفردات گیاهی، گزاره‌‌های پزشکی و گیاهان دارویی به‌کار رفته در آثار مکتوب و مسلّم عطار، جایگاه عطاری و طبابت او بررسی و نشان داده شود که عطار به چه میزان و برای چه مقاصدی از مضامین، ترکیبات و اصطلاحات طبی و مفردات گیاهی سود جسته و تأثیر شغل عطاری در بیان این موضوعات چه‌قدر بوده است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Attar Neishabouri is one of the characters prominent in poetry, sufim and Gnosticism in the sixth and the beginning of seventh century A.H. According to literary and historical documents, in addition to poetry and Gnosticism, he was famous for making and selling drugs and practising medicine. Undoubtedly, medicine was in the past based on herb therapy and psychotherapy, traces of both of which are obvious and deductible in Attar’s works. According to existing works and writings of the researchers who know Attar, his medical profession was inherited in the poet’s family. Anyway, due to Farid-al-Din Mohammad&#039;s fame as ‘Attar’ and existence of medical references and statements in his poetry and prose, one can infer that this poet was famous for selling drugs and practising medicine in the style of his time. In this paper, we intend to survey the status of Attar’s drug-selling and medical practice by referring to the medical plants, statements and herbal substances he uses in his written works, and to show how much and for which purposes he utilizes medical terms and expressions and herbal substances, and to find to what extent his occupation as a grocer influenced his mention of these subject matters.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>29</FPAGE>
						<TPAGE>49</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>یدالله</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>بهمنی مطلق</Family>
						<NameE>Yadullah</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Bahmani Motlaq</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیارفارسی،دانشگاه شهید رجایی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>y_bahmani43m@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>محمدرضا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>تونی</Family>
						<NameE>Mohammad Reza</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Toni</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>کارشناس ارشدادبیات فارسی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email></Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>عطار</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>گیاهان دارویی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>داروهای گیاهی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>گزاره‌‌های پزشکی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>منابع##ابن‌هندو (1387). مفتاح الطب، با مقدمۀ مهدی محقق، تهران: مؤسسۀ مطالعات اسلامی دانشگاه تهران، دانشگاه مک‌‌گیل.##انصاری، شهره (1381). تاریخ عطر در ایران، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.##خسروی، مهدی (1389). گیاهان دارویی و نحوۀ کاربرد آ‌‌ن‌ها، تهران: محمد.##زرگری، علی (1368). گیاهان دارویی، تهران: دانشگاه تهران.##صفا، ذبیح‌الله (1372). تاریخ ادبیات در ایران، ج 2، تهران: فردوسی.##عطار نیشابوری، محمد (1339). خسرونامه، تصحیح احمد سهیلی خوانساری، تهران: زوّار.##عطار نیشابوری، محمد (1355). تذکرة الاولیا، تصحیح محمد استعلامی، تهران: زوّار.##عطار نیشابوری، محمد (1373). مصیبت‌نامه، تصحیح نورانی وصال، تهران: زوّار.##عطار نیشابوری، محمد (1374). دیوان عطار. تصحیح تقی تفضّلی، تهران: علمی و فرهنگی.##عطار نیشابوری، محمد (1375). دیوان عطار، تصحیح اسماعیل شاهرودی، تهران: فخر رازی.##عطار نیشابوری، محمد (1386 الف). اسرارنامه، تصحیح شفیعی کدکنی، تهران: سخن.##عطار نیشابوری، محمد (1386 ب). مختارنامه، تصحیح شفیعی کدکنی، تهران: سخن.##عطار نیشابوری، محمد (1386 ج). مصیبت‌نامه، تصحیح شفیعی کدکنی، تهران: سخن.##عطار نیشابوری، محمد (1387). الهی‌‌نامه، تصحیح شفیعی کدکنی، تهران: سخن.##عطار نیشابوری، محمد (1388). تذکرةالاولیا، تصحیح رینولد نیکلسون، تهران: میلاد.##فردوسی، ابوالقاسم (1388). شاهنامه، تصحیح ژول مول، تهران: علمی و فرهنگی.##قاسمی برومند، محمد و علی علوی‌‌نیا ابر‌‌قوی (1387). مبانی طبّ سنتی و عصر اسلامی، تهران: طبیب.##کیانمهر، هرمزدیار (1388). شناخت گیاهان دارویی، تهران: آییژ.##مولوی، محمدعلی و گیتی ‌‌ثمر (1367). بهداشت همگانی، تهران: چهر.##هدایت، صادق (1384). در فواید گیاهخواری، تهران: نگاه.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>بررسی و مقایسۀ دو تصویر در بوف کور و طوطی‌نامه</TitleF>
				<TitleE>Surveying and Comparing Two Images in the 
Blind Owl and Tales of the Parrot</TitleE>
                <URL>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_1093.html</URL>
                <DOI>.</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>بوف کور صادق هدایت در نگاه اول بیش‌تر به سبک و سیاق غربی می‌ماند تا اسلوب‌های ادبی شرقی و ایرانی. نقدهایی هم که بر این اثر نوشته شده بیش‌تر ناظر بر چنین تأثر‌ها و شباهت‌هایی است؛ اما در زمان‌های اخیر، به اثرپذیری آن از فرهنگ ایران بیش‌تر توجه شده است. هنگام صحبت از تأثیر ادبیات قدیم در این اثر، بیش از هر چیز نام خیام برده می‌شود و بعد ویس و رامین، و غالباً در همین جا متوقف می‌مانند؛ شاید به این دلیل که هدایت خود دربارة این دو موضوع کتاب و مقاله نوشته است. این حقیقت که صادق هدایتِ داستان‌نویس میراث داستانی ادبیات فارسی را مطالعه کرده است و احیاناً از آن متأثر شده است، کاملاً پذیرفتنی است. در مقالۀ حاضر سعی شده است ثابت شود که صادق هدایت در خلق بوف کور از طوطی‌نامه متأثر شده و به‌ویژه ایدۀ تصویر «پیرمرد و دختر» را از یکی از افسانه‌های طوطی‌نامه اقتباس کرده است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Sādeq Hedāyat’s the Blind Owl may at first be seen as a work having more tendency towards occidental styles rather than oriental ones. The previously written criticisms mainly put forward such similarities and influences, while the recent ones&#039; considerations have been paid to the traces of the influences of Iranian culture. It seems that since some books and articles about Khayyām and Vis o Rāmin have been written by Hedāyat, the discussions in the field often circulate about these two names, and, of course, usually discontinue there. The fact that as a story writer, Hedāyat has scrutinized and investigated the heritages of Persian literature and might be influenced by them is completely assumable. This article attempts to confirm that Hedāyat, in creating his The Blind Owl, has been influenced by Tūtīnāmeh (Tales of the Parrot); especially the very image of ‘the old man and the girl’ has been extracted from one of the anecdotes of Tūtīnāmeh.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>51</FPAGE>
						<TPAGE>62</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>احمد</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>خاتمی</Family>
						<NameE>Ahmad</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Khatami</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادادبیات،دانشگاه شهید بهشتی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>a_khatami@sbu.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>محسن</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>نصیری</Family>
						<NameE>Mohsen</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Nasiri</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری ادبیات،دانشگاه شهید بهشتی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>mo_nasiri@sbu.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>ادبیات داستانی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>جواهرالاسمار</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>طوطی‌نامه</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>بوف کور</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>منابع##ثغری، عمادبن محمد (1352). جواهرالأسمار، به‌کوشش شمس‌الدین آل احمد، تهران: بنیاد فرهنگ ایران.##جورکش، شاپور (1378). زندگی، عشق و مرگ از دیدگاه صادق هدایت، تهران: آگاه.##حافظ، شمس‌الدین محمد (1381). حافظ به سعی سایه، تهران: کارنامه.##دهباشی، علی (1380). یاد صادق هدایت، مجموعه ‌مقالات، تهران: ثالث.##دهخدا، علی‌اکبر (1337). لغت‌نامۀ دهخدا، زیر نظر محمد معین، تهران: دانشگاه تهران.##سیمیدچیوا، مارتا (1386). «الگوی ایرانی میل ناکام»، رودکی، ش 20، آبان و آذر.##شمیسا، سیروس (1382). داستان یک روح، تهران: فردوس.##صنعتی، محمد (1380). صادق هدایت و هراس از مرگ، تهران: مرکز.##غلامرضایی، محمد (1390). فرهنگ آثار ایرانی ـ ‌اسلامی، زیر نظر احمد سمیعی، ج 2، تهران: سروش.##نخشبی، ضیاءالدین (1372). طوطی‌نامه، به‌کوشش فتح‌الله مجتبایی و غلامعلی آریا، تهران: منوچهری.##نصرالله منشی، ابوالمعالی (1389). کلیله و دمنه، تصحیح مجتبی مینوی تهرانی، تهران: امیرکبیر.##هدایت، صادق (1315). بوف کور، بمبئی: انتشار شخصی نویسنده.##هدایت، صادق (1341). سه قطره خون، تهران: امیرکبیر.##هدایت، صادق (1344). مجموعه ‌نوشته‌های پراکندۀ صادق هدایت، تهران: امیرکبیر.##هیلمن، مایکل (1371). «سال‌شمار زندگی صادق هدایت»، ایران‌نامه، ش 39.##یاوری، حورا (1374). روان‌کاوی و ادبیات؛ دو متن، دو انسان، دو جهان، تهران: تاریخ ایران.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>نگاه مولانا به طبیعت در غزلیات شمس تبریزی</TitleF>
				<TitleE>Mowlana’s View of the Nature in Ghazalīyāt-i Shams Tabrizi</TitleE>
                <URL>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_1094.html</URL>
                <DOI>.</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>با مطالعه در شعر فارسی ملاحظه می‌شود که شعرا از گذشته تا به امروز در اشعار خود از عناصر طبیعت برای مقاصد متفاوتی همچون توصیف، مدح، ذم، تغزل، و مرثیه استفاده کرده‌اند. هدف از نگارش این مقاله بررسی نقش طبیعت و عناصر آن و میزان کاربرد صور خیال برساخته از عناصر طبیعی در غزلیات دیوان کبیر است. نمود طبیعت در غزلیات مولانا چشمگیر است. این حضور هم ازلحاظ تعداد ابیات و هم ازنظر تنوع عناصر طبیعی به‌کاررفته درخور توجه است. کثرت توجه مولانا به طبیعت، علاوه بر آن‌که معلول ذوق شاعرانه و مطالعۀ فراوان اوست، آگاهی مولانا از امکانات لفظی و تأثیربخشی مظاهر طبیعت را به‌نمایش می‌گذارد. می‌توان گفت نگاه غالب در اشعار مولانا، نگاهی برگرفته از فرهنگ اسلامی و قرآن است. او به اکثر عناصر طبیعی از دید تازه‌‌ای نگریسته و از آن‌ها برای بیان مقاصد تعلیمی و عرفانی خود بهره برده است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>By investigating into the Persian poetry, we find out that the poets have used natural elements for various purposes, such as describing, praising, criticizing, etc. The purpose of this research is to investigate the role of nature and its elements, and to find to what extent the imagery based on natural elements is used in Shams Tabrizi&#039;s divan. The appearance of nature in Ghazalīyāt-i Shams is numerous. This presence is noticeable both in the number of verses and variety of the natural elements used. The Mowlana&#039;s high attention to nature which is the result of his poetic taste and abundant reading demonstrates Mowlana’s awareness of the verbal facilities and the impact of nature. His view of the nature is based on Islamic culture and the Qur&#039;an. He has observed natural elements from a different perspective and used them to express his educational and spiritual purposes.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>63</FPAGE>
						<TPAGE>83</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>کاظم</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>دزفولیان</Family>
						<NameE>Kazem</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Dezfoulian</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استاد گروه ادبیات،دانشگاه شهید بهشتی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>k_dezfoulian@sbu.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>محمد</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>رشیدی</Family>
						<NameE>Mohammad</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Rashidi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری ادبیات،دانشگاه شهیدباهنر کرمان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>mo.rashidi84@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>طبیعت</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>مولوی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>غزلیات شمس تبریزی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>منابع##قرآن کریم (1385). ترجمۀ ابوالفضل بهرام‌پور، تهران: آوای قرآن.##ابوالقاسمی، مریم (1383). اصطلاحات و مفاهیم عرفانی دیوان شمس، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.##پورنامداریان، تقی (1385). داستان پیامبران در کلیات شمس، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.##دهخدا، علی‌اکبر (1370). لغت‌نامه، تهران: مؤسسة لغت‌نامة دهخدا.##زمانی، کریم (1384).  شرح جامع مثنوی، تهران: اطلاعات.##شفیعی کدکنی، محمدرضا (1383). صور خیال در شعر فارسی، تهران: آگه.##شفیعی کدکنی، محمدرضا (1379). موسیقی شعر، تهران: آگه.##مولوی، جلال‌الدین بلخی (1367). دیوان کبیر، تصحیح بدیع‌الزمان فروزانفر، تهران: امیرکبیر.##مولوی، جلال‌الدین بلخی (1375). مثنوی معنوی، تصحیح نیکلسون، تهران: پژوهش.##مولوی، جلال‌الدین بلخی (1388). غزلیات شمس تبریز، مقدمه، گزینش و تفسیر محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران: سخن.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>شناخت‌نامه و معرفی توصیفی آثار خواجه حسین ثنایی مشهدی</TitleF>
				<TitleE>A Biographical Study and Cognition and Descriptive Introduction of Literary Works of Khwaja 
Hossein Thanā&#039;ī of Mashhad</TitleE>
                <URL>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_1095.html</URL>
                <DOI>.</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>خواجه حسین ثنایی مشهدی، از شعرای برجستۀ قرن دهم هجری است. اثر مشهور ثنایی دیوان او است؛ اما جز این، در برخی از منشآت قرون بعد، نامه‌هایی نیز از او به‌جای مانده است. همچنین، یک مثنوی هشتصد بیتی به‌نام اسکندرنامه از او در دست است. به‌جرأت می‌توان گفت که کمتر جنگ و مجموعه‌ای بعد از قرن دهم سراغ داریم که غزلی یا قصیده‌ای و یا حتی بیتی از ثنایی را در خود جای نداده باشد. در این مقاله، ضمن گذری بر زندگی، آثار، و ویژگی‌های شعر ثنایی، آثار او در کتابخانه‌های ایران، هند، و پاکستان، اعم از دیوان‌های موجود و یا اشعار پراکنده در مجموعه‌ها و جنگ‌ها (شامل 73 مورد)، نسخه‌شناسی شده است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Khwaja Hossein Thanā&#039;ī of Mashhad is one of the eminent poets of the tenth century A.H., whose famous literary work is his divan. In addition to this divan, some letters composed by him have remained in the monsha&#039;āt of the following centuries. A mathnavi composed of eight hundred couplets composed by him under the title of &quot;Iskandarnameh&quot; is at our disposal. It can be dared to say that there are no anthologies or collections after the 10th century A.H. that do not include a sonnet, ode or even a couplet from Thanā&#039;ī. In the present article, we have attempted to review Thanā&#039;ī&#039;s biography, literary works as well as his poetic characteristics. Furthermore, we have dealt with the codicology of this poet&#039;s works including his divans as well as dispersed poems in the anthologies and collections encompassing sixty four codices. These manuscripts have been available in the libraries in Iran, India and Pakistan&#039;.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>85</FPAGE>
						<TPAGE>111</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>ابوالقاسم</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>رادفر</Family>
						<NameE>Abulqasem</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Radfar</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استاد پژوهشگاه علوم انسانی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>a.radfar@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>خورشید</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>قنبری ننیز</Family>
						<NameE>Khorshid</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Qanbari Naniz</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری،پژوهشگاه علوم انسانی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>kh.ghanbari@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>ثنایی مشهدی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>شعر فارسی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>نسخه‌شناسی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>منابع##آذر بیگدلی، لطفعلی‌بیگ (1337). آتشکدۀ آذر، به‌اهتمام سیدجعفر شهیدی، تهران: مؤسسۀ نشر کتاب.##اوحدی بلیانی، محمد (بی‌تا). عرفات‌العاشقین، نسخۀ خطی کتابخانۀ ملک، ش 5324.##بدائونی، عبدالقادر (1869م). منتخب‌التواریخ، به‌کوشش احمدعلی صاحب، کلکته.##ثنایی مشهدی، حسین (بی‌تا). دیوان اشعار، نسخۀ خطی مجلس شورای اسلامی، ش 239.##ثنایی مشهدی، حسین (بی‌تا). دیوان اشعار، نسخۀ خطی مدرسۀ عالی مطهری (سپهسالار)، ش 375.##رازی، امین‌احمد (1340). هفت اقلیم، به‌کوشش جواد فاضل، تهران: کتابفروشی علمی.##شفیعی کدکنی، محمدرضا (1372). صور خیال در شعر فارسی، تهران: آگه.##شفیعی کدکنی، محمدرضا (1376). موسیقی شعر، تهران: آگه.##شفیعی کدکنی، محمدرضا (1380). شاعر آینه‌ها، تهران: آگه.##شفیعی کدکنی، محمدرضا (1384). ادوار شعر فارسی، تهران: سخن.##شمیسا، سیروس (1379). سبک‌شناسی شعر، تهران: فردوس.##صفا، ذبیح‌الله (1378). تاریخ ادبیات در ایران، تهران: فردوس.##فخرالزمانی، عبدالنبی (1375). تذکرۀ میخانه، به‌کوشش احمد گلچین‌معانی، تهران: اقبال.##فهرست نسخه‌های خطی کتابخانه و موزۀ ملک، ج 7 و 8 و 9، تهران.##فهرست نسخه‌های خطی کتابخانۀ آیت‌الله گلپایگانی، قم.##فهرست نسخه‌های خطی کتابخانۀ آیت‌الله مرعشی نجفی، ج 6، قم.##فهرست نسخه‌های خطی کتابخانۀ دایرةالمعارف اسلامی، ج 1، تهران.##فهرست نسخه‌های خطی کتابخانۀ مجلس شورای اسلامی، ج 1 و 3 و 8 و 22 و 37، و 38، تهران.##فهرست نسخه‌های خطی کتابخانۀ مدرسۀ عالی مطهری (سپهسالار)، ج 2 و 4، تهران.##فهرست نسخه‌های خطی کتابخانۀ مرکزی و مرکز اسناد دانشگاه تهران، ج 9 و 10 و 14 و 16 و 17.##فهرست نسخه‌های خطی کتابخانۀ ملی، ج 2 و 6، تهران.##فهرست نسخه‌های خطی کتابخانۀ نوربخش (خانقاه نعمت‌اللهی)، ج 1، تهران.##نهاوندی، عبدالباقی (1931م). مآثر رحیمی، به‌کوشش محمد هدایت حسینی، کلکته.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>بررسی لحن در تاریخ بیهقی</TitleF>
				<TitleE>A Study of Tone in Bayhaqi&#039;s Tarikh</TitleE>
                <URL>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_1096.html</URL>
                <DOI>.</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>تاریخ بیهقی ازجمله متون برجستۀ نثر کلاسیک فارسی است که با وجود آن‌که نام تاریخ بر خود دارد، به‌دلیل رویکرد ادبی و هنری نویسنده به تاریخ، به حوزۀ ادبیات راه یافته است. سرشت اثر، زبان و رهیافت زیبایی‌‌شناسانۀ آن، لحنی خاص بر این اثر حاکم کرده است. لحن در هر اثر ادبی، برایند عناصر متعددی همچون فضای روایی، فضای زبانی و فضای گفتمانی است. در تاریخ بیهقی نیز لحن متأثر از عناصر مختلف روایت ادبی مانند صحنه‌‌پردازی، فضاسازی، شخصیت‌‌پردازی، ... و شگردهای زبانی همچون واج‌‌آرایی، به‌‌گزینی واژه، ترکیب‌‌سازی و جابه‌‌جایی متنوع و سیال اجزای جمله و البته فضای فکری حاکم بر ایران قرن پنجم است. در این مقاله، به شیوۀ تحلیلی ـ اثباتی، ضمن بررسی عوامل لحن‌‌ساز، چگونگی هماهنگی این عوامل با یکدیگر مطالعه و نتیجه گرفته شده که لحن مسلط در تاریخ بیهقی، لحنی فاخر و حماسی است که هم بر ماهیت اثر منطبق است و هم به دغدغۀ نویسنده و خواننده پاسخ می‌‌دهد.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Bayhaqi&#039;s Tarikh is a distinguished text of classic Persian prose that has moved from the field of history to the field of literature because of the literary and artistic approach of the writer to history. &quot;Tone&quot; in every literary work is the result of diverse elements such as narrative setting, linguistic idiolect, and universe of discourse. Bayhaqi&#039;s Tarikh has also a particular tone; that is, it is a synthesis of different elements of literary narration like setting, characterization, dialogue, description, etc, and language devices like vocalization, neologism, composition as well as diverse dynamic dislocation of sentence. This paper studies this work in an analytic and positive method. It reviews the dominant tone in this work by studying the constitutive factors of tone as well as the quality of conformity of these factors. It finally concludes that the dominant tone of Beyhaqi&#039;s Tarikh is an epic sublime one that both corresponds with the nature of the work and answers to the concerns of the writer and reader.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>113</FPAGE>
						<TPAGE>139</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>قدسیه</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>رضوانیان</Family>
						<NameE>Ghodsieh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Rezvanian</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیارادبیات فارسی،دانشگاه مازندران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>ghrezvan@umz.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>مریم</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>محمودی نوسر</Family>
						<NameE>Maryam</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Mahmoodi Nosar</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی کارشناسی ارشدادبیات دانشگاه مازندران</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>msmahmoodi_13@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>لحن</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>تاریخ بیهقی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>زبان</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>زیبایی‌‌شناسی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>روایت</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>فضای گفتمانی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>منابع##ابرمز، ام. جی (1384). فرهنگ توصیفی اصطلاحات ادبی، ترجمۀ سعید سبزیان، تهران: رهنما.##اسکلتن، رابین (1375). حکایت شعر، ترجمۀ مهرانگیز اوحدی، تهران: میترا.##اسکولز، رابرت (1387). عناصر داستان، ترجمۀ فرزانه طاهری، تهران: مرکز.##اسلامی ندوشن، محمدعلی (1388). «جهان‌بینی ابوالفضل بیهقی»، یادنامۀ ابوالفضل بیهقی، به‌کوشش محمّدجعفر یاحقّی، مشهد: دانشگاه فردوسی.##انوشه، حسن (1381). فرهنگ‌نامۀ ادب فارسی (گزیدۀ اصطلاحات ادب فارسی دانشنامۀ ادب فارسی)، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.##ایرانی، ناصر (1364). داستان: تعاریف، ابزارها و عناصر، تهران: کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان.##براهنی، رضا (1362). قصّه‌نویسی، تهران: نشر نو.##بهار، محمدتقی (1386). سبک‌شناسی، تهران: امیرکبیر.##بی‌نیاز، فتح‌اللّه (1387). درآمدی بر داستان‌نویسی و روایت‌شناسی، تهران: فراز.##بیهقی، ابوالفضل(1387). تاریخ بیهقی، به‌کوشش خلیل خطیب‌رهبر، تهران: مهتاب.##پین، جانی(1389). سبک و لحن در داستان، ترجمۀ نیلوفر اربابی، اهواز: رسش.##جهاندیده، سینا (1379). متن در غیاب استعاره، رشت: چوبک.##داد، سیما (1387). فرهنگ اصطلاحات ادبی، تهران: مروارید.##دشتی، مریم و محمدعلی صادقیان (1388). «لحن حماسی در قصاید عنصری»، مجلۀ نامۀ پارسی، ش 48 و 49.##روان‌پور، نرگس (1372). گزیدۀ تاریخ بیهقی (مقدمه)، تهران: بی‌جا.##زرین‌کوب، عبدالحسین (1375). تاریخ در ترازو، تهران: امیرکبیر.##سناپور، حسین (1390). یک شیوه برای رمان‌نویسی، تهران: چشمه.##شفایی، احمد (1363). مبانی دستور زبان فارسی، تهران: نوین.##شمیسا، سیروس (1389). انواع ادبی، تهران: میترا.##صحرایی، قاسم و دیگران (1390). «لحن، صحنه‌پردازی و فضا، ابزار انتقاد و اعتراض بیهقی»، مجلّۀ پژوهش‌های زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان، ش 3.##صفوی، کوروش (1373). از زبان‌شناسی به ادبیات، تهران: چشمه.##عمران‌پور، محمدرضا (1384). «عوامل ایجاد، تغییر نوع و نقش لحن در شعر»، مجلّۀ پژوهش‌های ادبی، ش 9 و 10.##فتاحی، حسین (1386). داستان گام به گام، تهران: صریر.##فورستر، ادوارد مورگان (1384). جنبه‌های رمان، ترجمۀ ابراهیم یونسی، تهران: مؤسّسه نگاه.##قویمی، مهوش (1383). آوا و القا (رهیافتی به شعر اخوان ثالث)، تهران: هرمس.##کارد، اورسون اسکات (1387). شخصیت‌پردازی و زاویۀ دید در داستان، ترجمۀ پریسا خسروی سامانی، اهواز: رسش.##کزازی، میرجلال‌الدّین (1370). زیباشناسی سخن پارسی (بیان)، تهران: مرکز.##مستور، مصطفی (1386). مبانی داستان کوتاه، تهران: مرکز.##میرصادقی، جمال (1388). عرق‌ریزان روح، تهران: نیلوفر.##میلانی، عباس (1387). تجدّد و تجدّدستیزی در ایران، تهران: اختران.##یوسفی، غلامحسین (1388). «هنر نویسندگی بیهقی»، یادنامۀ ابوالفضل بیهقی (به‌کوشش محمّدجعفر یاحقّی)، مشهد: دانشگاه فردوسی.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>تحلیل کهن‌الگویی حکایت «جولاهه با مار» مرزبان‌‌نامه</TitleF>
				<TitleE>The Archetypical Analysis of the Story of
“the Weaver and Snake” in Marzban-nameh</TitleE>
                <URL>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_1097.html</URL>
                <DOI>.</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>ازنظر یونگ بین رؤیا، اساطیر، ادبیات، و به‌طور کلی هنر رابطۀ بسیار نزدیکی برقرار است. او از بازتافتن نمادهای اساطیری و صورت‌‌های ازلی در رؤیا و آفرینش‌‌های ادبی و هنری سخن گفت؛ زیرا صور مثالی در هنر و ادبیات هم خود را مانند رؤیا نشان می‌‌دهند. مرزبان‌‌نامه از متون نثر ادبیات کلاسیک ایران است که «صور مثالی» در آن، در قالب حکایت‌های‌‌ اخلاقی و اساطیری بروز کرده ‌‌است. در پژوهش حاضر، کهن‌الگوی‌‌های مهمی چون «خود»، «مادر مثالی»، «پیر دانا»، «ولادت مجدد»، «آنیما» و «پرسونا» در حکایت «جولاهه با مار» از باب هشتم مرزبان‌‌نامه، بررسی شد و نتیجه گرفته شد که مرد جولاهه، نماد «من» یا «پرسونا» است که از طریق همسرش، که نماد نیمۀ مادینۀ ناخودآگاه (آنیمای) اوست، به‌سوی «خودشناسی» سوق داده می‌‌شود و با راهنمایی مار (نماد «پیر فرزانه») به شناخت خود و «فردیت» می‌‌رسد. محتوای خواب‌‌های پادشاه، بیان‌گر تضاد و ناسازگاری عناصر روان مرد ازجمله «سایه» و «پرسونا» است که با فراخوان خود و راهنمایی «پیر»، به سازگاری و تکامل منجر می‌‌شود. درکل، حکایت «جولاهه با مار» بیان‌گر نوعی فرایند «فردیت» و تجلی منویات پنهان ناخودآگاه جمعی است که در مرزبان‌‌نامه، به‌صورت ناخودآگاه نمایان شده‌‌است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>According to Yung, there is a close relationship between dreams on the one hand, and myths and literature, as art, on the other hand. He talked about the reflection of mythical symbols and eternal forms in dreams and literary as well as artistic works, because the ideal forms in art and literature reveal themselves like dreams. Marzban-nameh is among the works of Persian classic prose in which the ideal forms are revealed in mythical and ethical stories. This paper attempts to study the essential archetypes such as “ego”, “the ideal mother”, “wise old man”, “rebirth”, “anima” and “persona” in the eighth chapter of Marzban-nameh. We draw the conclusion that the weaver is the symbol of the person who is directed towards self-inspection and self-understanding through his wife who is the symbol of his unconscious anima. Furthermore, the snake, which symbolizes the wise old man, guides him to know his true self. Also, the content of the king’s dreams indicate the contrasts and controversies in the Weaver’s mind, which include the shadows and persona. Which are ignited by the weaver and guided by the snake to pave the way for his perfection. In general, the story of the weaver symbolizes a kind of individuality and is the manifestation of the unconscious and collective thoughts and wishes which have been materialized in Marzban-nameh.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>141</FPAGE>
						<TPAGE>154</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>قاسم</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>صحرائی</Family>
						<NameE>Qasem</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Sahra’i</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار گروه ادبیات،دانشگاه لرستان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>sahrai.g@lu.ac.ir</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>نوش‌‌آفرین</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>کلانتر</Family>
						<NameE>Nooshafarin</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Kalantar</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری ادبیات،دانشگاه لرستان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email></Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>کهن‌الگو</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>روانکاوی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>مرزبان‌‌نامه</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>جولاهه با مار</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>منابع##اقبالی، ابراهیم، حسین قمری گیوی، و سکینه مرادی (1386). «تحلیل داستان سیاوش بر پایۀ نظریات یونگ»، پژوهش زبان و ادبیات فارسی، ش 8..##بیلسکر، ریچارد (1384). یونگ، ترجمۀ حسین پاینده، تهران: طرح نو.##پالمر، مایکل (1385). فروید، یونگ و دین، ترجمۀ محمد دهگانپور و غلامرضا محمودی، تهران: رشد.##پراپ، ولادیمیر (1386). ریخت‌شناسی قصه‌‌های پریان، ترجمۀ فریدون بدره‌‌ای، تهران: توس.##تسلیمی، علی و سیدمجتبی میرمیران (1389). «فرایند فردیت در شاهنامه با تکیه بر شخصیت رستم»، ادب‌پژوهی، ش 14.##حدادی، الهام و فرهاد درودگریان (1390). «تحلیل کهن‌‌الگویی داستان جایی دیگر از گلی ترقی»، ادب‌پژوهی، ش 16.##زمردی، حمیرا (1388). نقد تطبیقی ادیان و اساطیر در شاهنامۀ فردوسی و خمسۀ نظامی و منطق‌‌الطیر، تهران: زوّار.##ستاری، جلال (1366). رمز و مثل در روانکاوی، تهران: توس.##سیف، عبدالرضا؛ صغری سلمانی‌‌نژاد، و نسرین موسی‌‌وند (1391). «بررسی و تحلیل چیستی و چگونگی ظهور کهن‌‌الگوی آنیما و آنیموس در شعر طاهره صفارزاده»، زن در فرهنگ و هنر، دورۀ 4، ش 1.##شریعتمداری، محمدابراهیم (1343). صادق هدایت و روانکاوی آثارش، تهران: پیروز.##شمیسا، سیروس (1386). نقد ادبی، ویرایش دوم، تهران: میترا.##صناعی، محمود (1348). «فردوسی، استاد تراژدی»، نامۀ فرهنگستان، ش 26.##فروم، اریک (1368). زبان از یادرفته، ترجمۀ ابراهیم امانت، تهران: مروارید.##مدرسی، فاطمه و پیمان ریحانی‌نیا (1390). «بررسی کهن‌‌الگویی آنیما در اشعار مهدی اخوان ثالث»، پژوهش‌‌های زبان و ادبیات فارسی، دورۀ جدید، ش 1.##مقدادی، بهرام (1349). «بوف کور و عقدۀ ادیپی، نقد روانی»، جهان نو، ش 1 و 2.##میرباقری‌فرد، سیدعلی‌‌اصغر و طیبه جعفری (1389). «مقایسۀ تطبیقی سیر کمال‌جویی در عرفان و روان‌شناسی یونگ»، دوفصل‌نامۀ علمی ـ پژوهشی ادبیات عرفانی، دانشگاه الزهرا، سال دوم، ش 3.##وراوینی، سعدالدین (1389). مرزبان‌نامه، به‌کوشش خلیل خطیب‌رهبر، تهران: صفی‌علیشاه.##هیلنز، جان راسل (1385). شناخت اساطیر ایران، ترجمۀ باجلان فرخی، تهران: اساطیر.##یاوری، حورا (1387). روانکاوی و ادبیات، تهران: سخن.##یونگ، کارل گوستاو (1370). روان‌شناسی و دین، ترجمۀ فؤاد روحانی، تهران: شرکت سهامی کتاب‌‌های جیبی.##یونگ، کارل گوستاو (1387). انسان و سمبل‌‌هایش، ترجمۀ محمود سلطانیه، تهران: جامی.##یونگ، کارل گوستاو (1390). چهار صورت مثالی، مادر، ولادت مجدد، روح، چهرۀ مکار، ترجمۀ پروین فرامرزی، مشهد: آستان قدس رضوی.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE></ARTICLES>
</JOURNAL>

				</XML>
				