<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<XML>
		<JOURNAL>
<YEAR>1392</YEAR>
<VOL>4</VOL>
<NO>4</NO>
<MOSALSAL>4</MOSALSAL>
<PAGE_NO>109</PAGE_NO>
<ARTICLES>


				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>اهمیت ادبی درخت آسوری</TitleF>
				<TitleE>On the Literary Significance of Drakht-iAsurik</TitleE>
                <URL>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_1129.html</URL>
                <DOI>.</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>درخت آسوری یک اثر منظوم به زبان پارتی است که به خط پهلوی تحریر شده است. این اثر به دلایلی چند از مهم‌ترین آثار ادبی ایران در دورۀ میانه محسوب می‌‌شود. گذشته از این که تحقیقات روش‌‌مند وزن‌‌شناختی ایرانی میانه با آن شروع شد، خود اثر نمودار انواع گوناگونی از تجربیات ادبی در دورۀ میانه است؛ تجربیاتی که در شعر فارسی به‌ویژه در قصاید سخنوران پارسی‌‌گوی پس از اسلام نیز دیگربار مجال ظهور یافت. در این گفتار عناصر مهم ادبی در درخت آسوری شامل مناظره، مفاخره، لغز، تمثیل حیوانی (فابل)، شریطه و آرایه‌‌های ادبی موجود در آن مورد نقد و بررسی قرار می‌‌گیرد.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>Drakht-iAsurik (the Babylonian Tree) is a poetic work in the Parthian language, written in Pahlavi script. Due to several reasons, this work is considered as one of the most important Iranian literary works in the Middle Period. Despite the fact that the methodical studies of the structure of Middle Iranian poetic compositions began along with this work, this text, by itself, represents various literary experiences in the Middle Period; experiences that found the opportunity to manifest themselves once again in post-Islamic Persian poetry, particularly in Persian poets’ Qasidas. This article reviews and investigates the important literary features in Drakht-iAsurik, including strife poem (munadhareh), boasting poem (mufakhareh), enigma, fable, envoy (sharitah) and the figures of speech used in it.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>1</FPAGE>
						<TPAGE>18</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>عباس</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>آذرانداز</Family>
						<NameE>Abbas</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Azarandaz</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>مدرس دانشگاه شهید باهنر</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>azarandaz1@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>درخت آسوری</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>مناظره</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>مفاخره</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>لغز</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>فابل</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>آرایه‌های ادبی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>منابع##انوری، علی بن محمد (1372). دیوان، به اهتمام محمد تقی مدرس رضوی، تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.##تفضلی، احمد (1383). تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، تهران: سخن.##تفضلی، احمد (1383). «یادداشت‌های پهلوی»، ترجمۀ جمیلۀ حسن‌زاده. نامۀ فرهنگستان. دورة ششم، ش 4، (پیاپی 24).##جاماسب آسانا، منوچهر جی (1382). متن‌‌های پهلوی. پژوهشِ سعید عریان، تهران: سازمان میراث فرهنگی کشور.##روح‌‌الامینی، محمود (1379). «پژوهشی مردم‌‌شناختی در منظومۀ درخت آسوریک»، ادب پهلوانی، محمد مهدی مؤذن جامی، تهران: قطره.##سرکاراتی، بهمن (1385). سایه‌های شکارشده، تهران: طهوری.##شبلی نعمانی، محمد (1363). شعرالعجم یا تاریخ شعر و ادبیات ایران، ترجمۀ سید محمدتقی فخر داعی گیلانی، ج 1، تهران: دنیای کتاب.##شفیعی کدکنی، محمد رضا (1372). صور خیال در شعر فارسی، تهران: مؤسسه انتشارات آگاه.##صفا، ذبیح‌‌الله (1366). تاریخ ادبیات در ایران، جلد سوم بخش اول، تهران: فردوس.##عزبدفتری، بهروز (1372). «تحلیل فابل از دیدگاه ل. س. ویگوتسکی» نشریۀ دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، شمارة 148، 149.##غنیمی‌‌هلال، محمد (1373). ادبیات تطبیقی، ترجمة سیدمرتضی آیت‌‌الله زاده شیرازی، تهران: امیرکبیر.##فردوسی، ابوالقاسم (1386). شاهنامه، به کوشش جلال خالقی مطلق، تهران: مرکز دایرة‌‌المعارف بزرگ اسلامی.##فرخی سیستانی (1371). دیوان، به کوشش محمد دبیر سیاقی، تهران: کتابفروشی زوار.##قیصری، ابراهیم (1356). «منظومه‌‌ای به شعر دری نظیر درخت آسوریک»، هفتمین کنگرۀ تحقیقات ایرانی، ج 2، تهران: 362 - 378.##ماهیار نوابی، یحیی (1363). درخت آسوریگ، تهران: سازمان انتشارات فروهر.##محمدی ملایری، محمد (1384). فرهنگ ایرانی پیش از اسلام، تهران: توس.##منوچهری دامغانی (1356). دیوان. به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران: کتابفروشی زوار.##مؤتمن، زین‌‌العابدین (1364). شعر و ادب فارسی، تهران: بنگاه مطبوعاتی افشاری.##ناصرخسرو قبادیانی (1368). دیوان. به تصحیح مجتبی مینوی و مهدی محقق، تهران: انتشارات دانشگاه تهران.##نظامی گنجوی، الیاس محمد (1386). خسرو و شیرین، به تصحیح بهروز ثروتیان، تهران: امیرکبیر.##وطواط، رشیدالدین (1362). حدایق‌‌السحر فی دقایق‌‌الشعر، تصحیح عباس اقبال، تهران: کتابخانة سنایی و اقبال.##Bartholomae, C. (1922). ‘Zur Kenntis der mitteliranschen Mundarten’, II, Sb. HAW, Heidellberg.##Cuddon, J. A. (1984). A Dictionary of Literary Terms, USA: Penguin Books.##Benvenist, E. (1930). ‘Le texte Drakht asurig et la versification pehlevie’, JA 227, pp. 193-225.##Henning, W. B. (1977). ‘A Pahlavi Poem’, Acta Iranica VI (selected papers), Leiden. pp. 349-357.##Shaki, Mansour. (1975). ‘Observations on the Draxt ī āsūrīg’, Archiv Orientálni 43, pp. 64-57.##Tafazzoli, Ahmad. (1996). ‘Drakht ī Āsūrīg’, Encyclopedia Iranica, vol. VII, Costa Mesa, California, 547-9.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>نقش و کارکرد بن‌مایه‌های توصیفی در منظومة ویس و رامین</TitleF>
				<TitleE>The Role and Use of Descriptive Motifs in Vīs and Rāmīn</TitleE>
                <URL>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_1130.html</URL>
                <DOI>.</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>یکی از مباحث مهم نقد ادبی پرداختن به بن‌‌مایه‌‌های ادبیات داستانی است. بن‌مایه‌‌ها را از جهت اهمّیت و نقشی که در داستآن‌ها اعم از منظوم یا منثور دارند می‌‌توان به دو دستة بن‌‌مایه‌‌های ایستا و بن‌‌مایه‌‌های پویا تقسیم‌‌بندی کرد. توصیف‌‌ها در عین حال که انواع مختلفی را در بر می‌‌گیرند (توصیف بیانی از داستان است که راوی با نظرگاه خود به ترسیم محیط، اشیاء، سیمای ظاهری و باطنی شخصیّت‌‌ها می‌‌پردازد)، از بن‌مایه‌‌های ایستا به‌حساب می‌‌آیند و از این جهت که کنش و رویداد محسوب نمی‌‌شوند، در برابر بن‌مایه‌‌های روایی که در سیر علّی و معلولی قرار می‌‌گیرند، قابل حذف‌‌اند. امّا این بدین معنا نیست که بتوان اهمّیت درجة دومی را برای این نوع از بن‌مایه‌‌ها در برابر بن‌مایه‌‌های پویا قائل شد و از کارکردهای گوناگون آن‌ها (بیان حقیقت واقع، توضیح، تفخیم، جداسازی بخش‌های روایی، القاء‌‌گذر زمان، تزئین، تأثیر ‌‌عاطفی، تمهید‌ساز، تعلیق، آگاهی دهندگی و ...) غافل ماند. مطالعه در حیطة روابطِ بن‌مایه‌های پویا و ایستا، روایت و توصیف، نقش و کارکردهای توصیف را در ادبیات داستانی بهتر تبیین می‌‌نماید، خصوصاً این که در بادی امر ظاهراً توصیف از ارزش ثانویه برخوردار است. در این مقال با توجه به منظومة عاشقانة ویس و رامین ِفخرالدین اسعد گرگانی، به مهم‌ترین کارکردهای توصیف پرداخته شده است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>One of the important issues discussed in literary criticism is the use of motifs in fiction literature. The motifs can be classified into two categories based on their importance and role in both poetic and prose fictions: dynamic and static. Description, though includes different kinds, is counted as a static motif because it is not regarded as an action or event and also because it can be neglected in contrast to narrative (dynamic) motifs which are within the framework of the causality. However, this does not imply that descriptive motifs are less important than dynamic ones, as they offer diverse functionalities such as persuasion, motivation, acknowledgement, explanation, dignifying, separating narrative parts, time passage realization, decoration, emotional effect, preparatory, suspension, informing, etc. This paper is focused on important functions of description in &quot;Vīs and Rāmīn&quot; written by Fakhreddin As&#039;ad Gorgani.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>19</FPAGE>
						<TPAGE>44</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>زهرا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>درّی</Family>
						<NameE>Zahra</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Dorri</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار دانشگاه آزاد واحد کرج</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>zahra.dorri@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>بن‌مایه</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>روایت</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>توصیف</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>مضمون</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>آگاهی‌بخشی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>جداسازی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>تعلیقی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>مقدمه‌ساز</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>منابع##احمدی، بابک (1380). ساختار و تأویل متن، چاپ پنجم، تهران: نشر مرکز.##اسعد گرگانی، فخرالدین (1389). ویس و رامین، تصحیح ِمحمد روشن، تهران: صدای معاصر.##امامی،نصرالله و قاسم‌‌پور، قدرت ( 1387). «تقابل عنصر روایت‌‌گری و توصیف در هفت پیکر نظامی»، فصل‌نامة نقد ادبی دانشگاه تربیت مدرس، سال اول، شماره اول، صص 161 - 1476.##ایرانی، ناصر (1380). هنر رُمان، تهران: آبانگاه‌.##پارسا نسب، محمد (1388). «بن‌‌مایه، تعاریف، گونه‌‌ها، کارکردها و...». فصلنامه نقد ادبی دانشگاه تربیت مدرس، سال دوم، شمارة پنجم، صص7 - 40.##پراپ، ولادیمیر ( 1371). ریشه‌‌های تاریخی قصه‌‌های پریان، ترجمة فریدون بدره‌‌ای، تهران: توس.##تودورف، تزوتان (1382). بوطیقای ساختارگر، ترجمة محمد نبوی، تهران: آگه.##تودورف، تزوتان (1385). نظریة ادبیات، ترجمة عاطفه طاهایی، تهران: اختران.##جوینی، عطاملک (1370). تاریخ جهانگشای جوینی، تهران: ارغوان.##روزبه، محمدرضا (1387). ادبیات معاصر نثر، چاپ سوم، تهران: نشر روزگار.##سلدون، رامان (1368). راهنمای نظریة ادبی معاصر، ترجمة حسن مخبر، چاپ دوم، تهران: طرح نو.##فردوسی، ابوالقاسم (1382). شاهنامه، به کوشش سعید حمیدیان، تهران: نشر قطره.##فلکی، محمود (1382). روایت داستان، چاپ اول، تهران: بازتاب نگار.##مارتین، والاس (1382). نظریه‌‌های روایت، ترجمة محمد شهبا، تهران: هرمس.##مارزلف، اولریش (1376). طبقه‌بندی قصه‌‌های ایرانی، ترجمة کیکاووس جهانداری، تهران: سروش.##محمود، هاشم (1390). «روایت و توصیف از دیدگاه ژنت» (دیباچه آنلاین، 27 تیر 1390 دسترسی 20 تیر 91) http://www.dibache.com/text.asp? Cat =45&amp;id=3017.##مقدادی، بهرام (1378). فرهنگ اصطلاحات نقد ادبی از افلاطون تا عصر حاضر، تهران: فکر روز.##میرصادقی، جمال و میمنت (1385). عناصر داستان، تهران: سخن.##میرصادقی، جمال و میمنت (1388). واژه‌نامه هنر داستان ‌‌نویسی، تهران: کتاب مهناز.##نیما یوشیج (1351). حرف‌های همسایه، تهران: دنیا.##Barthes, Roland (1995). An Introduction to the Structural Analysis of Narrative, New Literary History, 6 Number 2, pp.237-72.##Culler, Jonathan (1975). Structuralize Poetics. London: Rutledge and kegan Paul.##Genette, Gerard (1969). Frontiers of narrative in Figures II, Paris: Point/ Threshold.##Tomashevsky, Boris (1965). Thematic&quot; in Russian FORMALIST criticism .Trans Lemon Lee T. and Reis.USA: University of Nebraska press.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>بررسی تطبیقی دو چاپ متفاوت از شاهنامۀ فردوسی بر مبنای علم معانی</TitleF>
				<TitleE>A Comparative Study of Two Different Editions of Shahnameh Based on Semantics</TitleE>
                <URL>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_1131.html</URL>
                <DOI>.</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>مقالۀ حاضر می‌‌کوشد برای بررسی چاپ‌‌های متفاوت از متون ادبی، با نگاهی مبتنی بر بلاغت، فرضیه‌‌ای پیشنهاد کند. پـرسش این است که علم معانی ضبط‌‌های مختار کدام چاپ را بیشتر تأیید می‌‌کند؟ فرضیۀ پیشنهادی این است که در مقایسۀ چاپ‌های متفاوت متون ادبی، می‌‌توان موازین علم معانی را به کار گرفت؛ هر چند می‌‌دانیم هر ضبطی را هم که نـسخه‌شناسی تأیید کند، لزوماً بلیغ‌‌تر نیست زیرا بسیاری از ابیات مشهور بر اساس براهین نسخه‌‌شناسی الحاقی هستند. برای آزمایش این فرضیه یک داستان از «شاهنامه به کوشش جلال خالقی مطلق» با همان داستان از« نامۀ باستان گزارش و ویرایش میرجلال الدین کزازی» مقایسه می‌‌شود. در این مقایسه تفاوت‌‌های نحوی این دو چاپ که سرنوشت بلاغی متن را تعیین می‌‌کند مورد نظر است. اگر این فرضیه پذیرفتنی باشد نتیجۀ ذیل از آن به دست می‌‌آید: بررسی تطبیقی چاپ‌‌های متفاوت هـرکدام از متون ادبی به‌‌خـصوص شـاهنامه با تکیه بر شگردهای بلاغی می‌‌تواند در نسخه‌‌پژوهی به کار رود و موضوع پژوهش‌‌های نتیجه‌‌بخشی باشد.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>This paper attempts to offer a theory with a rhetoric-based approach towards the investigations into the different editions of literary texts. The question is: which edition of optional recordings doesrhetoric approve? The proposed hypothesis is that the rhetorical criteria can be used in the comparison of different editions of literary texts. It is however clear that all recordings approved by documentology are not necessarily more fluent, because a lot of famous verses are based on annexed documentological reasoning.To test this hypothesis, a story of the &quot;Shahnameh&quot; edited by Jalal Khaleqi Motlaqis compared with the same story in &quot;Nameh-ye Bastan (ancient letter) by Mirjalaleddin Kazzazi&quot;. In this comparison, the synthetic differences in these two editions, which determine the eloquence of the text, are considered. If this hypothesis is acceptable, it can be concluded that by relying on rhetoric techniques, a comparative study of different editions of literary texts, especially Shahnameh can be used in investigations into different copies and editions and can be the subject of fruitful studies.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>45</FPAGE>
						<TPAGE>56</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>داریوش</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>ذوالفقاری</Family>
						<NameE>Daryoush</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Zolfaqari</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دکترای ادبیات، عضو پژوهشگاه میراث فرهنگی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>zolfaghari1185@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>جلال خالقی مطلق</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>شاهنامۀ فردوسی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>علم معانی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>میرجلال الدین کزازی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>متون ادبی</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>منابع##افشار، ایرج (1386). «خوش باد این نیکبختی: سخنانی در‌‌بارۀ شاهنامه چاپ خالقی مطلق»، بخارا، شماره 64.##جرجانی، عبدالقاهر (1368). دلایل‌‌الاعجاز، ترجمه و تحشیۀ دکتر سیّد محمد رادمنش، چ اول، مشهد: آستان قدس رضوی.##حافظ، شمس‌الدین محمد (1385). دیوان، به اهتمام جهانگیر منصور، چ دهم، تهران: دوران.##خالقی مطلق، جلال (1389). یادداشت‌‌های شاهنامه بر اساس طبع انتقادی شاهنامه فردوسی، تهران: مرکز دائره‌‌المعارف بزرگ اسلامی (مرکز پژوهش‌‌های ایرانی و اسلامی).##خطیبی، ابوالفضل (1381). «یادداشت‌‌های شاهنامه: نقد و بررسی کتاب یادداشت‌‌های شاهنامۀ فردوسی به کوشش جلال خالقی مطلق» نشر دانش، سال نوزدهم، شمارة سوم(پیاپی 102).##ذوالفقاری، داریوش و نرگس محمدی بدر (1389). «نقد بلاغی بیت معروفی از شاهنامه»، کهن نامۀ ادب پارسی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، سال اول، شماره 2.##رستگار فسایی، منصور (1389). حماسۀ رستم و اسفندیار، توضیح و گزارش، تهران: جامی.##ریاحی، محمد امین (1382). سرچشمه‌‌های فردوسی‌‌شناسی، چ دوم، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.##سعدی، مصلح بن عبدالله (1369). بوستان (سعدی نامه)، تصحیح و توضیح غلامحسین یوسفی، چ چهارم، تهران: خوارزمی.##سعدی، مصلح بن عبدالله (1379). کلیات سعدی، تصحیح بهاءالدّین خرمشاهی، چ دوم، تهران: دوستان.##شفیعی کدکنی، محمدرضا (1379). موسیقی شعر، چ ششم، تهران: آگه.##شمیسا، سیروس (1386). معانی، چاپ نخست از ویرایش دوم، تهران: میترا.##صفا، ذبیح الله (1387). حماسه سرایی در ایران، چ هشتم، تهران: امیرکبیر.##علوی مقدم، محمد و رضا اشرف زاده (1387). معانی و بیان، چ هشتم، تهران: سمت.##فردوسی، ابوالقاسم (1386). شاهنامه، بر پایة چاپ مسکو، چ سوم، انتشارات هرمس: تهران.##فردوسی، ابوالقاسم (1388). شاهنامه، به کوشش جلال خالقی مطلق، چ دوم، مرکز دایرة المعارف بزرگ اسلامی: تهران.##فروزانفر، بدیع‌الزمان (1350). سخن و سخنوران، چ دوم، تهران: خوارزمی.##کزازی، میر‌‌جلال‌‌الدین (1384). نامۀ باستان (ویرایش و گزارش شاهنامۀ فردوسی)، ج ششم، تهران: سمت.##مهدوی دامغانی، احمد (1375). «در باب بلاغت»، نامۀ فرهنگستان، سال دوم، شمارة سوم، شماره 7.##نظامی عروضی (1366). چهار مقاله، تصحیح محمد معین، چ نهم، تهران: امیرکبیر.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>فرهنگ‌نویسی فارسی در هند جنوبی (دکن)</TitleF>
				<TitleE>Lexicography in South India (Deccan)</TitleE>
                <URL>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_1132.html</URL>
                <DOI>.</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>پیوند دیرینۀ ایران و شبه قارّۀ هندوپاکستان به زمان‌های دور می‌رسد. اسناد و مدارکی از دورۀ هخامنشی در دست است و تصاویر غارهای اجانتا در جنوب هند حکایت از ارتباط ایران و هند در دورۀ ساسانی دارد. با نفوذ و گسترش اسلام در ایران در دوران حکومت سلطان محمود غزنوی و لشکرکشی‌‌های او به هند، اسلام به همراه زبان فارسی و تصوّف وارد آن سرزمین پهناور شد و به مرور ایّام با تشکیل حکومت‌‌هایی از مسلمانان و بعضاً ایرانی‌‌زبان فارسی در شبه قارّۀ هند گسترش یافت، تا جایی که زبان فارسی در حدود چند قرن زبان دین و سیاست و فرهنگ و ادب و هنر گردید. به دنبال عمیق شدن ریشه‌‌های زبان فارسی در سرزمین هند و فهم معارف اسلامی و متون ادبی و حیات اجتماعی دانستن زبان فارسی در سرزمین هند یک نیاز حیاتی شد تا جایی که بساط درس و یادگیری و تألیف کتاب‌‌های دستور زبان فارسی و تدوین فرهنگ‌‌های مختلف فارسی از مهّم‌‌ترین کارها به شمار می‌‌آمد. از این رو نوشتن فرهنگ‌‌های لغت در سراسر شبه قارّه به‌ویژه در حیدرآباد و بعضی ایالات دیگر رونق گرفت چون فراگیری زبان بیشتر معلول دو امر است: 1. دانستن لغات و 2. آگاهی از دستور زبان ـ در این دو مسئله است که می‌بینیم هند در تألیف این دو موضوع حدّاکثر آثار را حدّاقل تا سال 1965 میلادی دارد. تألیف فرهنگ‌‌های اساسی و بعضاً متفاوت در دکن گویای این مسئلۀ مهّم است.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>The longtime relations between Iran and the Indian Subcontinent and Pakistan date back to the ancient times. Evidence from the Achaemenid era as well as images of Ajanta caves in south India unravel the relations between Iran and India during the Sassanid era. After Islam was spread in Iran during the government of Sultan Mahmood Ghaznavi, and after his army&#039;s attack on India, Islam entered this large land along with Persian language and Sufism. With the passage of time, Muslim, and sometimes Iranian, governments were formed, as a result of which the Persian language was spread in the Indian Subcontinent, so extensively that it became the language of religion, politics, culture, literature, and art for centuries. After the roots of Persian were strengthened in India, and understanding Islamic teachings, literary texts and social life became important, knowing Persian turned into a vital necessity in India. Thus, teaching and learning Persian, as well as writing Persian grammar books and developing numerous Persian dictionaries became significant occupations. Then, writing dictionaries all over the Indian Subcontinent, particularly in Hyderabad and some other statesthrived. Learning a language is possible as a result of acquisition of the following two areas: 1. knowing vocabulary, and 2. knowing grammar. We can see that India wrote the maximum number of works on these two areas at least until 1965. Writing basicdiction aries and sometimes different one sin Deccan reveals this important point.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>57</FPAGE>
						<TPAGE>70</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>ابوالقاسم</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>رادفر</Family>
						<NameE>Abolqasem</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Radfar</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>هیئت علمی دانشگاه آزادواحد جیرفت</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>agradfar@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>زبان فارسی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>فرهنگ و فرهنگ‌‌نویسی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>گسترش زبان</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>جنوب هند (دکن)</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>منابع##اخترحسن، 1973. قطب‌‌شاهی دورکا فارسی ادب، حیدرآباد، انتخاب پریس (اردو).##البسطامی، علی‌‌بن طیفور [بی‌‌تا]. حدایق السلاطین فی کلام الخواقین، تصحیح شریف‌‌النساء انصاری، دهلی، ناشر: شریف‌‌النساء انصاری [بی‌‌تا].##تربیت، محمّد علی، 1314. دانشمندان آذربایجان، تهران.##جلالی نائینی، محمّدرضا. هند در یک نگاه، تهران، شیرازه، چاپ اول، 1375.##حکمت، علی اصغر، 1337. سرزمین هند، تهران، دانشگاه تهران.##دانشنامۀ جهان اسلام، 1379. زیر نظر غلامعلی حدّاد عادل، تهران، بنیاد دایرۀ‌‌المعارف اسلامی، ج 5.##دانشنامۀ زبان و ادب فارسی در شبه قاره، 1384. زیر نظر فرهنگستان زبان و ادب فارسی، تهران، جلد اوّل، فرهنگستان زبان و ادب فارسی.##دائرۀ‌‌المعارف بزرگ اسلامی، 1367. زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، ج 1، تهران، مرکز دائرۀ‌‌المعارف بزرگ اسلامی.##دبیرسیاقی، محمّد، 1368. فرهنگ‌‌های فارسی و فرهنگ‌‌گونه‌‌ها، تهران، اسپرک.##رادفر، ابوالقاسم، «غارهای اجانتا»، یادنامۀ استاد دکتر محمّد کریم پیرنیا، به کوشش اکبر قلمسیاه، یزد، بنیاد مرحوم پیرنیا و دانشگاه یزد، 1381، صص 699 - 708.##رضیه اکبر 1982. نظم و نثرِ فارسی در زمان قطب‌‌شاهی حیدرآباد، سیما پبلشرز ایندُبک پروموترس.##سید عبدالله، 1372. ادبیات فارسی در میان هندوان، ترجمۀ محمّد اسلم‌‌خان، تهران، بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار.##شمسایی، الهام، 1384. «ارمغان آصفی» در: دانشنامۀ زبان و ادب فارسی در شبه قارّه، زیر نظر فرهنگستان زبان و ادب، ج 1، تهران، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، صص 375 - 376.##شهریار نقوی، حیدر، 1341. فرهنگ‌‌نویسی فارسی در هند و پاکستان، تهران، وزارت فرهنگ.##صفا، ذبیح‌‌الله، 1362. تاریخ ادبیات در ایران، ج 5، بخش 1، تهران، شرکت مؤلّفان و مترجمان ایران.##کرمی، مجتبی، 1373. نگاهی به تاریخ حیدرآباد دکن، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌‌المللی وزارت امور خارجه.##مصاحب، غلامحسین، 1345. دایرۀ‌‌المعارف فارسی، جلد اوّل، تهران، فرانکلین.##معصومی، محسن 1389. فرهنگ و تمدن ایرانی ـ اسلامی دکن در دورۀ بهمنیان، تهران، شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.##میرانصاری، علی، 1383. «برهان قاطع» در: دائرۀ‌‌المعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر کاظم موسوی بجنوردی، ج 12، مرکز دائرۀ‌‌المعارف بزرگ اسلامی: 57 - 58.##نوّاب عزیز جنگ بهادرخان، 1325. آصف‌‌اللغات، حیدرآباد دکن، عزیز‌‌المطابع.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>تحلیل روان‌شناختی‌‌ ـ سیاسی داستان سیاوش</TitleF>
				<TitleE>Psycho-Political Analysis of the Story of Siavash</TitleE>
                <URL>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_1133.html</URL>
                <DOI>.</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>داستان سیاوش یکی از مهم‌ترین داستان‌‌های شاهنامه است که می‌‌توان آن را از جنبه‌‌های مختلف داستانی، اخلاقی، عاشقانه، روان‌شناختی‌‌ و سیاسی بررسی کرد. هدف از نگارش این مقاله، بررسی نقش سیاست و قدرت‌‌خواهی در این داستان، با تکیه بر روان‌شناسی شخصیّت است و روش تحقیق نیز تحلیلی و توصیفی است. این پژوهش شامل دو بخش است: در بخش نخست، از نظر روان‌شناختی‌‌، شخصیّت سودابه و سیاوش به عنوان دو شخصیّت اصلی داستان بررسی شده‌‌اند و در بخش دوم، نقش انگیزه‌‌های سیاسی و قدرت‌‌خواهی در پیرنگ و کشمکش‌‌های داستان، مورد واکاوی قرارگرفته و علّت رفتارهای سیاسی شخصیّت‌‌های داستان به خصوص سیاوش و سودابه بر اساس تیپ شخصیّتی آن‌‌ها و مسائل روان‌شناسی تحلیل شده است. سودابه با توجّه به تیپ شخصیّتی‌‌اش ـ پرشور ـ کاری می‌‌کند که سیاوش از دربار کاووس بیرون رود. سیاوش نیز شخصیّتی محتاط و بدگمان ـ مراقب ـ دارد. این موضوع سبب می‌‌شود که وی نیز نتواند چندان با کاووس و سودابه رابطة درستی برقرار کند و رفتار سیاسی مناسب از خود نشان دهد. افراسیاب به دلیل سوءظن دستور به کشتن سیاوش می‌‌دهد و گرسیوز به سبب عقدة حقارت و تحقیر شدن از جانب سیاوش، سعی می‌‌کند از او انتقام بگیرد.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>The story of Siavash is one of the most important stories of Shahnameh. This story can be analyzed from anecdotal, ethical, romantic, psychological, and political perspectives. This study adopts a descriptive-analytic methodology to investigate the role of politics and power in this story from a psychological outlook. This paper is made up of two sections. The first section addresses the characterization of Sudabeh and Siavash from a psychological perspective. The second section deals with motives of power in the plot and conflicts of the characters that are analyzed based on their personality types and psychological issues. Due to her dynamic character, Sudabeh persuadesSiavash to abandon Kai-Kavous&#039; court. On the other hand, Siavash has a cautious, skeptical and careful character, and, due to this kind of personality, he cannot develop a good relationship with Kai-Kavous and Sudabeh, nor can he demonstrate an appropriate behavior.Afrasiyab, suspicious of Siavash, orders his killing, and Garsivaz intends to take revenge on Siavash after feeling the inferiority complex caused by him.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>71</FPAGE>
						<TPAGE>107</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>جهانگیر</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>صفری</Family>
						<NameE>Jahangir</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Safari</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیارادبیات، دانشگاه شهرکرد</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>safari_706@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>سیدکاظم</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>موسوی</Family>
						<NameE>Sayyid Kazem</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Mousavi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشیار ادبیات فارسی،دانشگاه شهرکرد</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>movsaavikazem@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>ابراهیم</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>ظاهری</Family>
						<NameE>Ibrahim</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Zaheri</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری ادبیات دانشگاه شهرکرد</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>zaheri_1388@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>داستان سیاوش</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>سیاست</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>شخصیّت مراقب</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>پرشور</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>عقدة حقارت</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>منابع##اسپربر، مانس (1379). تحلیل روان‌شناختی‌‌ استبداد خودکامگی، ترجمة علی صباحی، تهران: ادب و دانش.##اسلامی ندوشن، محمدعلی (1349). زندگی و مرگ پهلوانان، چاپ دوم، تهران: انجمن آثار ملی.##اقبالی، ابراهیم و همکاران (1386). «تحلیل داستان سیاوش بر پایة نظریات یونگ»، پژوهش زبان و ادبیات فارسی، شمارة هشتم، صص 69 - 85.##آدلر، آلفرد (1379). شناخت طبیعت انسان از دیدگاه روان‌شناسی، ترجمة طاهره جواهرساز، تهران: رشد.##پاک نیا، محبوبه (1389). رودابه و سودابه: سیمای سیاسی اخلاقی زن در شاهنامه، چاپ اول، تهران: دانشگاه الزّهراء.##پرهام، باقر (1373). مبانی نقد خرد سیاسی در ایران، چاپ اول، تهران: نشر مرکز.##جوانشیر، ف. م. (1360). حماسة داد بحثی در محتوای سیاسی شاهنامة فردوسی، چاپ دوم، تهران.##چراغی، رحیم (1377). «سودابه و وسوسة قدرت»، چیستا، شمارة 148 - 149، صص 61 - 63.##خالقی مطلق، جلال (1388). سخن‌های دیرینه مجموعه مقالات دربارة فردوسی شاهنامه، به کوشش علی دهباشی، چاپ سوم، تهران: نشر افکار.##دبیران، حکیمه (1371). «حماسه سیاوش»، مجله علوم انسانی دانشگاه الزهرا، بهار و تابستان، شمارة 11 و 12، صص 1 - 24.##دبیرسیاقی، محمد (1378). داستان سیاوش، چاپ اول، تهران: پیوند معاصر.##دوستخواه، جلیل (1380). حماسه ایران یادمانی از فراسوی هزاره‌ها، سی و پنج گفتار و بررسی و نقد شاهنامه‌شناختی، چاپ اول، تهران: آگاه.##دوورژه، موریس (1379). اصول علم سیاست، ترجمة ابوالفضل قاضی شریعت پناهی، چاپ دوم، تهران: دادگستر.##الدهام، جان و موریس، لوئیز (1385). چهرة جدید شخصیّت، ترجمه و تلخیص مهدی قراچه داغی، چاپ سوم، تهران: علمی.##رحیمی، مصطفی (1376). تراژدی قدرت در شاهنامه، چاپ دوم، تهران: نیلوفر.##رستگار فسایی، منصور (1369). فرهنگ نام‌های شاهنامه، جلد اول، چاپ اول، تهران: مؤسسة مطالعات و تحقیقات فرهنگی.##رنجبر، احمد (1363). جاذبه‌های فکری فردوسی، چاپ اول، تهران: امیرکبیر.##زارعی، فخری و دیگران (1387). «بررسی عنصر پیرنگ در داستان سیاوش»، پیک نور، سال هشتم، شمارة دوم، صص 38 - 112.##سرّامی، قدمعلی (1387). «داستان سودابه و سیاوش از منظری دیگر»، ادبیات عرفانی و اسطوره‌شناختی، شمارة 13، صص 87 - 121.##سرّامی، قدمعلی (1388). از رنگ گل تا رنج خار، چاپ اول، تهران: انتشارات علمی فرهنگی.##صفا، ذبیح‌الله (1384). حماسه سرایی در ایران، چاپ هفتم، تهران: امیرکبیر##عبادیان، محمود (1369). فردوسی و سنت نوآوری در حماسه‌سرایی ایران، چاپ اول، تهران: گهر.##فتحی آشتیانی، علی (1381). مقدمه بر روانشناسی سیاسی، چاپ دوم، بعثت، تهران.##فردوسی، ابوالقاسم (1384). شاهنامه، به کوشش سعید حمیدیان، مجلد اول، جلد سوم، چاپ هفتم، تهران: قطره.##محبتی، مهدی (1381). پهلوانان در بن بست، چاپ اول، تهران: انتشارات سخن.##مرادی کوچی، سکینه (1390). «بررسی عنصر داستانی دسیسه در داستان سیاوش»، پژوهش زبان و ادبیات فارسی، شمارة بیست و دوم، صص 1 – 18.##مسکوب، شاهرخ (1351). سوگ سیاوش، چاپ دوم، تهران: انتشارات خوارزمی.##نقیب‌زاده، احمد (1381). درآمدی بر جامعه‌شناسی سیاسی، چاپ پنجم، تهران: سمت.##یاحقی، محمد جعفر (1369). فرهنگ اساطیر و اشارات داستانی در ادبیات فارسی، چاپ اول، تهران: سروش.##یاحقی، محمد جعفر، قبولی، احسان (1388). «شخصیّت‌شناسی شغاد در شاهنامه»، جستارهای ادبی، سال 42، شمارة 164، صص 65 - 81.##یوسفی، غلامحسین (1349). «چهره‌ای معصوم و روشن در شاهنامه»، مجلة دانشکده ادبیات و علوم انسانی مشهد، سال ششم، شمارة 21، صص 1 - 24.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE>
				<ARTICLE>
                <LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
				<TitleF>تزریق در شعر عصر صفوی</TitleF>
				<TitleE>Tazrigh in Poem of the Safavidera</TitleE>
                <URL>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_1134.html</URL>
                <DOI>.</DOI>
                <DOR></DOR>
				<ABSTRACTS>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>0</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>یکی از موضوعات مهم تحقیقات ادبی بررسی عوامل ظهور و افول سبک‌هاست که معمولاً در فضای رابطه‌ای دوجانبه میان جامعه و ادبیات پدید می‌آیند و از میان رفتنشان نیز حاصل دگرگونی همین فضاست. در شعر فارسی عصر صفوی، با سبکی به نام «تزریق» مواجهیم که گرچه در عرصة ادبیات، دوام چندانی نداشت، اما به هر حال، شاعران این سبک، بخشی از تاریخ ادبیات ایران را به خود اختصاص داده‌اند. تزریق را می‌توان از جهت داشتن وجوه اشتراک فراوان، همسان با مکتب ادبی غربی دادائیسم دانست. در این مقاله، ضمن بررسی سبک تزریق به‌مثابة سبک ادبی و زمینه‌های پدید‌آمدن آن، همسانی‌هایش را با دادائیسم بررسی کرده‌ایم.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
					<ABSTRACT>
						<LANGUAGE_ID>1</LANGUAGE_ID>
						<CONTENT>One of the main scopes of literary criticism is the investigation of reasons for emergence and abrogation in the literary style. Literature has a mutual relationship with the political, social and cultural situation of any country. Thus, some literary stylesare abrogated sooner than others. Tazrigh (atype of parody) emergedduring the Safavidera. It was a kind of poem that failed to survive; however, it is part of the Iranian literature, which is very similar to Dadaism. It is called Tazrigh. In this article, we attempt to scrutinize Tazrigh (as a literary style) and study those factors that caused its emergence. Finally, we compare Tazrigh with Dadaism and discuss their similarities.</CONTENT>
					</ABSTRACT>
				</ABSTRACTS>
				<PAGES>
					<PAGE>
						<FPAGE>109</FPAGE>
						<TPAGE>139</TPAGE>
					</PAGE>
				</PAGES>
	
				<AUTHORS><AUTHOR>
						<Name>رقیه</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>فراهانی</Family>
						<NameE>Roqayyeh</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Farahani</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>دانشجوی دکتری ادبیات پژوهشگاه علوم انسانی</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>farahani.lit@gmail.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR><AUTHOR>
						<Name>علیرضا</Name>
						<MidName></MidName>		
						<Family>فولادی</Family>
						<NameE>Alireza</NameE>
						<MidNameE></MidNameE>		
						<FamilyE>Fooladi</FamilyE>
						<Organizations>
							<Organization>استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه کاشان</Organization>
						</Organizations>
						<Countries>
							<Country>ایران</Country>
						</Countries>
						<EMAILS>
							<Email>fouladi2@yahoo.com</Email>			
						</EMAILS>
					</AUTHOR></AUTHORS>
				<KEYWORDS>
					<KEYWORD>
						<KeyText>شعر فارسی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>شعر عصر صفوی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>سبک‌شناسی</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>تزریق</KeyText>
					</KEYWORD>
					<KEYWORD>
						<KeyText>دادائیسم</KeyText>
					</KEYWORD></KEYWORDS>
				<REFRENCES>
				<REFRENCE>
				<REF>منابع##آذر بیگدلی، لطفعلی‌‌بیگ (1337). آتشکدۀ آذر، تصحیح سیدجعفر شهیدی، چاپ افست محمدعلی علمی.##اخوان‌‌ثالث، مهدی (1374). نقیضه و نقیضه‌‌سازان، به کوشش ولی‌‌الله درودیان، تهران: زمستان.##اخوت، احمد (1371). نشانه‌‌شناسی مطایبه، اصفهان: فردا.##بیگزبی، سی. و. ای (1379). دادا و سورئالیسم، ترجمۀ حسن افشار، تهران: مرکز.##تربیت، محمدعلی (بی‌‌تا). دانشمندان آذربایجان، تهران: بنیاد کتاب‌خانة فردوسی.##جمالزاده، محمدعلی (1342). صندوقچۀ اسرار، تهران: معرفت.##حزین لاهیجی، محمدعلی ‌‌بن ‌‌ابی‌‌طالب (1374). دیوان حزین لاهیجی، تصحیح ذبیح‌‌الله صاحبکار، تهران: میراث مکتوب.##خرمشاهی، بهاءالدین (1376). در خاطرۀ شط، تهران: جاویدان.##خیامپور، ع (تاهباززاده) (1372). فرهنگ سخنوران، تهران: طلایه.##دهخدا، علی‌‌اکبر (1373). لغت‌نامه، تهران: دانشگاه تهران.##رازی، امین احمد (بی‌‌تا). هفت‌‌اقلیم، تصحیح جواد فاضل، بی‌‌جا: علمی.##رامپوری، غیاث‌‌الدین‌‌محمد بن جلال‌‌الدین ابن‌‌ شرف‌‌الدین (1363). غیاث‌‌اللغات، به‌کوشش منصور ثروت، تهران: امیرکبیر.##زرین‌‌کوب، غلامحسین (1372). شعر بی‌‌دروغ شعر بی‌‌نقاب، تهران: علمی.##سیدحسینی، رضا (1389). مکتب‌‌های ادبی، تهران: نگاه.##شفیعیون، سعید (1388). «تزریق نوعی نقیضۀ هنجار ستیز طنزآمیز»، ادب‌‌پژوهی، س 3، ش 10.##شفیعیون، سعید (1389). «هیاهوی هیچ؛ آشنایی‌‌ با چند نمونۀ تزریق در ادب کهن فارسی»، گزارش میراث، س 4، ش 38.##صائب تبریزی، محمدعلی (1370). دیوان صائب تبریزی، به‌ کوشش محمد قهرمان، تهران: علمی و فرهنگی.##صفا، ذبیح‌‌الله (1369). تاریخ ادبیات در ایران، تهران: فردوسی.##صفوی، سام‌‌میرزا (بی‌‌تا). تذکرۀ ‌‌تحفۀ سامی، تصحیح رکن‌‌الدین همایونفرخ، بی‌‌جا: شرکت سهامی چاپ و انتشارات کتب ایران.##فاریابی، ظهیرالدین (1388). دیوان ظهیر فاریابی، تصحیح و مقدمة محسن آثارجوی، تهران: سنایی.##فتوحی، محمود (1385). نقد ادبی در سبک هندی، تهران: سخن.##فولادی، علیرضا (1386). طنز در زبان عرفان، قم: فراگفت.##قانع تتوی، غلامعلی شیرین عزت‌‌الله (1957). مقالات‌‌الشعرا، کراچی: سندی ادبی بورد.##کادن، جی. ای (1380). فرهنگ ادبیات و نقد، کاظم فیروزمند، تهران: شادگان.##مجاهدی، محمدعلی (1370). تذکرۀ سخنوران قم، قم: مؤسسۀ انتشارات هجرت.##میرصادقی، جمال، میمنت میرصادقی (1377). واژه‌‌نامۀ هنر داستان‌‌نویسی، تهران: کتاب مهناز.##نصرآبادی، میرزا محمدطاهر (بی‌‌تا). تذکرۀ نصرآبادی، با تصحیح و مقابلۀ وحید دستگردی، بی‌‌جا: کتابفروشی فروغی.##نصیری، محمدجواد (1384). اثرآفرینان، تهران، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی.##نوایی، میرنظام‌‌الدین علیشیر (1363). تذکرۀ مجالس‌‌النفایس، تصحیح علی‌‌اصغر حکمت، تهران: کتاب‌خانة منوچهری.##نیکوبخت، ناصر (1380). هجو در شعر فارسی، تهران: دانشگاه تهران.##واله داغستانی، علیقلی (1384). ریاض‌‌الشعرا، تصحیح محسن ناجی‌‌آبادی، تهران: اساطیر.##هاوزر، آرنولد (1372). تاریخ اجتماعی هنر، ترجمۀ امین مؤید، تهران: چاپخش.##هدایت، رضاقلی‌‌خان (1339). مجمع‌‌الفصحا، تهران: امیرکبیر.##هدایت، محمود (1353). گلزار جاویدان، بی‌‌جا: بی‌‌نا.##همینگوی، ارنست (1376). وداع با اسلحه، نجف دریابندری، تهران: نیلوفر.##</REF>
						</REFRENCE>
					</REFRENCES>
			</ARTICLE></ARTICLES>
</JOURNAL>

				</XML>
				