<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>کهن‌نامه ادب پارسی</title>
    <link>https://classicallit.ihcs.ac.ir/</link>
    <description>کهن‌نامه ادب پارسی</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 23 Aug 2021 00:00:00 +0430</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 23 Aug 2021 00:00:00 +0430</lastBuildDate>
    <item>
      <title>سبک‌شناسی لایه نحوی در داستان‌ قِران حبشی</title>
      <link>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_5246.html</link>
      <description>ساختار نحوی یک متن، یکی از مهم‌ترین لایه‌ها و شاخص‌های تعیین سبک یک متن است. یک اثر هنری به‌صورت یک سیستم نظام‌مند است که همه عناصر آن با یکدیگر در ارتباط هستند. ساختار نحوی در خوانش متن بسیار مؤثر است و با معنای آن ارتباط تنگاتنگی دارد؛ به‌طوری‌که بخشی از ادراک ما از نشانه‌ها و شاخص‌های نحوی آن حاصل می‌شود. داستان قِران حبشی داستانی زیبا و حماسه‌ای منثور است درباره دلاوری و عیاری قِران حبشی که روایت‌پرداز ایرانی، ابوطاهر طرسوسی آن را در قرن ششم نوشته است. در این پژوهش لایه نحوی این داستان و تناسب آن با درون‌مایه اثر به روش توصیفی-تحلیلی بررسی شده است که مهم‌ترین ویژگی‌های سبکی آن در لایه نحوی عبارت‌اند از: بسامد و فراوانی بالای فعل در جملات، فراوانی جمله‌های ساده، کوتاه و هم‌پایه، فراوانی وابسته‌های اسمی، تقدیم فعل بر مسندالیه و جابه‌جایی ارکان جمله به دلایل زیبایی‌شناختی و بلاغی، فراوانی فعل‌های کنشی و حرکتی و ایجاد صدای فعال، کاربرد بسیار افعال ساده و پیشوندی، بروز وجهیت (مدالیته) در فعل جمله، فراوانی وجه اخباری، نقش و سپس تناسب آهنگ افتان و خیزان با معنا و عاطفۀ موجود در کلام. همچنین پیوند جمله‌ها آمیخته‌ای از سبک گسسته و هم‌پایه است که کارکردی هنری در متن دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل بن‌مایه‌های گنوسی در مصیبت‌نامه عطار</title>
      <link>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_5331.html</link>
      <description>گنوس در لفظ به معنای شناخت است و به کیش‌هایی که رهایی از دنیا را در گرو رسیدن به شناخت می‌دانند، گنوسی گفته می‌شود. از بن‌مایه‌های مهمی که در متون گنوسی آمده است؛ غربت انسان در این جهان، ارزش روح و خوارداشت جسم، سرگشتگی و غفلت انسان، خوارداشت جهان مادی، خوارداشت عقل و رسیدن به شناخت یا گنوس است که به دلیل شباهت میان موارد مذکور و مسائلی که عرفای اسلامی مطرح کرده‌اند، در این تحقیق مصیبت‌نامه‌ی عطار انتخاب شد تا وجوه شباهت و تفاوت این موارد با جزئیات بررسی شود. سالک فکرت مانند سالکان گنوسی، نخست با احساس غربت در دنیا و متعلق نبودن به آن سلوکش را آغاز می‌کند و به وسیله وحی، ترک خود، راهنمایی پیری که واسطه فیض نیز است، به شناخت می‌رسد و بدین ترتیب از سرگشتگی رهایی می‌یابد و در مسیر شناخت قرار می‌گیرد. سالک فکرت در مقاله آخر و مواجهه با روح، به درک ارزش جان نائل می‌شود، مانند سالکان گنوسی که اصلاً برای رسیدن به گنوس یا شناخت، مراحل سلوک را طی می‌کنند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>افسانه صوفی ستیزی فقیهان (نگاهی تبارشناسانه به نزاع میان فقیهان و صوفیان در دروه قاجار)</title>
      <link>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_5449.html</link>
      <description>از اواخر دوره زندیان، با بازگشت صوفیان نعمت اللهی به ایران، جریانی از نقد تصوف در ایران شکل می&amp;amp;shy;گیرد. این دوره که مصادف با قدرت گرفتنِ فقیهانِ اصولی در حوزه‌های فقهی شیعی، و نیز مقارنِ پیوند عالمانِ شیعی و حکومت قاجار، خاصه در دوره فتحعلی&amp;amp;shy;شاه است، تقابلی جدی میانِ فقهای شیعه و صوفیان ایجاد می&amp;amp;shy;کند. دیدگاه رایج در این زمینه، حاکی از اختلاف بر سر مسائل معرفت&amp;amp;shy;شناسانه است و دوری صوفیان از شریعت را عامل این اختلاف می&amp;amp;shy;داند. اما بررسی منابع تاریخی این فرض را زیرسوال می&amp;amp;shy;برد؛ چرا که اسنادِ تاریخی حاکی از وجود یکی از سلاسل صوفی، ذهبیان، است که فقها نزاعی باایشان نداشته&amp;amp;shy;اند و این درحالی&amp;amp;shy;است که مبانیِ معرفتیِ ذهبیان و نعمت&amp;amp;shy;اللهیان، تفاوتِ خاصی ندارد.در این پژوهش با استفاده از نظریه تبارشناسی فوکو، نشان دادیم که وراءِ این نزاع معرفت&amp;amp;shy;شناسانه، امری دیگر نهفته&amp;amp;shy;است و آن حضور در مرکز گفتمانِ سیاسیِ دوران است. در واقع مساله قدرت در تعیین چگونگی رفتارِ فقها و صوفیه با یکدیگر تأثیر بسیار مهمی داشته&amp;amp;shy;است. ذهبیه از آنجا که تمایلی به قدرت نداشتند، با ستیز فقیهان مواجه نگردیدند اما نعمت&amp;amp;shy;اللهیان که داعیه قدرت داشتند، به‌سرعت سرکوب گردیدند. ما این مقوله را با استفاده از مفهومِ قدرت در اندیشه فوکو تبیین کردیم.</description>
    </item>
    <item>
      <title>در باب معاصرستیزی و معاصرگرایی (جدال گذشته و اکنون ادبی در تذکرة‌الشعراء و مجالس‌النفایس)</title>
      <link>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_5534.html</link>
      <description>تذکره‌ها محملی برای بازتاب تفکرات و عقاید ادبی بوده&amp;amp;shy;اند. تذکره&amp;amp;shy;نویسان از رهگذر این آثار نظرات خویش را مطرح می&amp;amp;shy;کرده&amp;amp;shy;اند و گاه نسبت به عقاید مخالفشان واکنش نشان می&amp;amp;shy;داده&amp;amp;shy;اند. پس انتظار می&amp;amp;shy;رود که دو تذکره&amp;amp;shy;نویس هم&amp;amp;shy;روزگار هم در بارۀ ادبیات عصر خویش نظرات متفاوت و بعضا متضاد داشته باشند. برخی از ایشان گاه مدافع ادبیات روزگار خود بوده‌ و در تأیید و تثبیت جریان‌های ادبی عصرشان قلم زده‌اند و گاه بعضی آن را مورد انتقاد قرار داده و به سختی بر آن تاخته‌اند. اواخر قرن نهم هجری &amp;amp;ndash;مصادف با آخرین سال‌های حکومت تیموریان- بزنگاهی تاریخی برای جدال میان طرفداری از گذشته و اکنون ادبی بوده است. تذکرةالشعرا و مجالس‌النفایس دو اثر ادبی هستند که با وجود نگاشته شدن در یک محدودۀ زمانی و مکانی، دو نگرش متفاوت و متضاد نسبت به ادبیات معاصرشان بر آن‌ها حاکم است. یکی در دفاع از جریان‌ها و تفکر ادبی روزگارش نوشته شده و دیگری برابر ادبیات عصرش ایستاده و در مقابل آن گذشته و عظمت آن را برجسته کرده است. در مقالۀ حاظر نشان داده&amp;amp;shy;ایم دو تذکرۀ مزبور، در پاسخ به سؤالِ &amp;amp;laquo;اوضاع ادبی روزگار خویش را چگونه می&amp;amp;shy;بینید؟&amp;amp;raquo; نوشته شده&amp;amp;shy;اند و نسبت به یکدیگر بدان پاسخ‌هایی متفاوت داده &amp;amp;shy;اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>هویت مشترک تاریخیِ فنا و نیروانه در ادبیات صوفیان و بوداییان خراسان بزرگ</title>
      <link>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_5546.html</link>
      <description>گفت‌وگوها و پژوهش&amp;amp;shy;های بسیاری بین مورخان تاریخ ادیان بر سر تأثیر و تأثرات مفاهیم فنا و نیروانه انجام شده است که به&amp;amp;shy;رغم پُربار بودن، تاکنون راه به جایی نبرده و به نتیجه&amp;amp;shy;ای قطعی، منجر نشده است. به نظر می‌رسد این عدم توافق، از تفاسیر الهیاتی محض و خارج از چارچوب تاریخی سرچشمه گرفته باشد. در این میان تمایلی پنهان و شاید ناخواسته خصوصاً از سوی محققان ایرانی در راستای برجسته‌سازی تفاوت‌های معنایی دو مفهوم فنا و نیروانه وجود داشته است که تعبیر مرگ و فنای صوفیانه را در معنای مجازیِ آن به&amp;amp;shy;کار برده&amp;amp;shy;اند. در این مقاله کوشش شده براساس شواهد و سرنخ‌های تاریخی و مسئلۀ فنای جسم در روایات صوفیانه و همچنین استفاده از سمبل‌های مشترک در ادبیات بودایی و متون عرفانیِ فارسی در فضای جغرافیایی مشترک خراسان بزرگ، تعاملات دینیِ بوداییان-صوفیان، نشان داده شود که احتمالا پیش از این در سپهر پژوهش‌های میان&amp;amp;shy;رشته&amp;amp;shy;ای مغفول بوده است. روش پژوهش در این جستار، تحقیق تاریخی است که براساس منابع کتابخانه&amp;amp;shy;ای انجام شده است.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی حساب جُمل و ریاضی در دیوان انوری</title>
      <link>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_5591.html</link>
      <description>&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp; پی&amp;amp;shy;ریزی علوم گوناگون در ادوار مختلف سبب شد تا ادبیات نیز تحت تاثیر آن قرار گیرد. در این راستا شعرا به کمک انواع علوم، مبانی خاصی را در تفهیم مضامین مورد نظر خویش به کار بردند. یکی از این مبانی، حساب جُمل و علم ریاضی بود که با پیشرفت علم ریاضی، به شیوه&amp;amp;shy;ای نو در بیان مقاصد مبدل شد. انوری از شاعرانی است که حساب جُمل و ریاضی را با ادبیات در هم آمیخت و مفاهیم خویش را در قالب مباحث مذکور بیان نمود. احاطه وی بر حساب جُمل و ریاضی سبب شد تا برای تفهیم بسیاری از ابیات، از مباحث بیان شده کمک گرفت تا مقصود شاعر را به خوبی دریابیم. همچنین وی خواسته&amp;amp;shy;ها و حتی تمجیدهای خود از ملوک عصرش را با حساب جُمل و ریاضی درهم‌آمیخته است که این امر باعث دشواری فهم بسیاری از ابیات وی شده است. در این پژوهش، ضمن شناسایی ابیاتی از دیوان انوری که موضوع علم ریاضی و حساب جُمل در آنها مطرح شده، به تحلیل مبانی علوم مذکور در اشعارش پرداخته، و با تفسیر هر یک از آنها، مفاهیم ابیات و مقصود شاعر را برای مخاطبان شرح نموده&amp;amp;shy;ایم.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جستجو در احوال و آثار درویش اشرف مراغی و ضرورت تصحیح کلیّات اشعاراو</title>
      <link>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_5693.html</link>
      <description>اشرف مراغی از شاعران ناشناخته‌ی قرن نهم و از معاصران پیربوداق و سلطان بایسنقر و پسرش سلطان محمد است. نام این شاعر حسین و کنیه‌ی او ابوعلی و تخلّص شعریش اشرف است. از این شاعر پرکار اشعار بسیاری در قالب‌های مختلف شعری برجای مانده است. از جمله‌ی این آثار می‌توان به کلیّات اشعار او و منظومه نثر اللآلی و خمسه‌ی اشرفیّه که مشتمل است بر 1- منهج الابرار 2- ریاض العاشقین 3- لیلی و مجنون 4- هفت اورنگ 5- ظفرنامه اشاره کرد.در این نوشتار برآنیم به شیوه‌ی توصیفی- تحلیلی، علاوه بر معرفی این شاعر به معرفی نسخه‌های موجود کلیّات اشعار او نیز بپردازیم. از&amp;amp;nbsp; بررسی فهرست نسخه‌های خطی، مشخّص شد که از کلیّات اشرف چهار نسخه در کتابخانه‌های حالت افندی، فاتح، ایاصوفیا و موزه‌ی بریتانیا موجود است.نسخة حالت، نسخه‌ی اساس این تصحیح، شامل قصاید، غزلیّات، رباعیّات و یک ترجیع بند است و محمودخماری &amp;amp;nbsp;در سال (846 ه ) آن را تحریر کرده است. نسخه‌ی دیگر مربوط به کتابخانه‌ی فاتح بوده و تاریخ کتابت آن سال (864 ه) و شامل غزلیّات این شاعر است. نسخه‌ی سوم مربوط به کتابخانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی ایاصوفیاست. آخرین نسخه، نسخه‌ی موجود در موزه‌ی بریتانیاست که یوسف بیگ باباپور آن‌را تصحیح و چاپ کرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>عقل جز نقد خیر و شر نکند شرح انتقادی چند بیت از حدیقه الحقیقه به همراه برخی غلطهای اعرابی و املایی تصحیح جناب دکتر محمدجعفر یاحقی و دکتر سید مهدی زرقانی</title>
      <link>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_5695.html</link>
      <description>مطالعه عرفان و متون عرفانی، بخش مهمی از ادبیات فارسی را تشکیل می&amp;amp;shy;دهد. اما با توجه به فاصله زمانی قابل توجهی که دوران معاصر با دوران نگارش این دست آثار دارد، فهم و درک معنای برخی از این آثار برای ادب&amp;amp;shy;پژوهان و نیز دانشجویان با پیچیدگی&amp;amp;shy;ها و دشواری&amp;amp;shy;هایی گاه در خور تامل روبروست. از این رو شرح این آثار، امری است ضروری که البته از دید اهل ادب دور نمانده است. اما گاهی اوقات، خود این شروح نیز نیاز به اصلاحات و بازنگری دارند. از جمله آثاری که شروح متعدد و البته ناقصی بر آن نگاشته شده، کتاب حدیقه الحقیقه سنایی است که از منابع درسی دوره کارشناسی زبان و ادبیات فارسی است. در پژوهش حاضر تلاش بر این است تا برخی نکات در خصوص برخی ابیات مشروح در کتاب &amp;amp;laquo;شرح حدیقه آقای دکتر یاحقی و آقای دکتر زرقانی&amp;amp;raquo; و نیز غلطهای اعراب&amp;amp;shy;گذاری و املایی که به نظر می&amp;amp;shy;رسد ایرادات و اصلاحاتی نیاز دارد، بیان شود تا دید روشن&amp;amp;shy;تر و کامل&amp;amp;shy;تری از این کتاب در اختیار دانشجویان و دانش&amp;amp;shy;پژوهان قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقد تاریخی، ادبی و جغرافیایی حکایت «بویِ جویِ مولیان»</title>
      <link>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_5696.html</link>
      <description>سروده ابوعبدالله رودکی پس از 250 سال سکوت منابع تاریخی، ادبی و جغرافیایی در قرون چهارم، پنجم وششم هجری، خامۀ نگارش حکایت بوی جوی مولیان شد تا مشهورترین داستان روزگار سامانیان، ظاهراً به تأسی چکامۀ تهییج برانگیز هارون الرشید به خروج از شهر رقّه، آفریده شود و روزبروز بر معروفیت جهانی آن افزوده گردد. باید دقت نمود که فاعل، زمان و مکان روایتِ این قصیده، با حکایتِ چهارمقاله کاملاً متفاوتست. و با وجودی که دیگر منابع بر قصّۀ چهار مقاله صحّه نمی گذارند، لیکن نظامی عروضی، هنرمندانه این نقیصه را در کتاب خویش به قصد تبیین داستانی دلکش و سهواً با تحریف تاریخ و ادبیات جبران کرده است. باگذشت زمان، این حکایت نزد عوام و خواص آنچنان شُهره شده که دیگر کسی &amp;amp;nbsp;یارای تفکیک حکایتِ نظامی، از روایتِ رودکی نیست.دراین مقاله با روش تحلیلی_توصیفی، تبیینی تازه از حکایت مذکور در سه ارزیابیِ جغرافیایی، تاریخی و ادبی ؛ با اتکای بر منابع اصلی این سه حوزه تبیین میگردد. بنابراین حکایتِ چهارمقاله، با غیبت چهارسالۀ امیرنصر از بخارا، و استقرار در هرات یا نیشابور، و ترسیم شخصیتی هوسباز از امیرنصر در روزگار رودکی منطبق نیست و صرفاً زاییدۀ تخیّلی دیده میشود که میتواند جایگاه خاندان سامانیان را مخدوش و تحریف نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی روابط قدرت حکومت، عشق و سرمایه در داستان ویس و رامین</title>
      <link>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_5697.html</link>
      <description>منظومه ویس و رامینیک داستان عاشقانه پارتی از فخرالدین اسعد گرگانی شاعر قرن پنجم است که در آن مسئله&amp;amp;shy;ی عشق و ازدواج بر مبنای ساختارهای اجتماعی پیش از اسلام مطرح شده است. فارغ از عشق ممنوع و ریشه‌های شکل گیری آن در این داستان، می‌توان آن را نمودی از برتری قدرت و چگونگی شکل‌گیری مقاومت در برابر گفتمان غالب قدرت محسوب داشت. ما در این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی روابط میان اعمال قدرت حکومت و سرمایه از یک سو و عشق و عواطف انسانی از سوی دیگر پرداخته‌ایم. نتایج پژوهش نشان می&amp;amp;shy;دهد که عکس&amp;amp;shy;العمل شخصیت&amp;amp;shy;های این داستان در مقابل قدرت متفاوت است. &amp;amp;laquo;شهرو&amp;amp;raquo; تسلیم قدرت سرمایه می&amp;amp;shy;شود. عکس&amp;amp;shy;العمل &amp;amp;laquo;ویرو&amp;amp;raquo; در برابر قدرت حکومت ایستادگی است؛ اما درنهایت تسلیم آن می&amp;amp;shy;شود. &amp;amp;laquo;ویس&amp;amp;raquo; با استفاده از قدرت عشق به جنگ سرنوشتی می&amp;amp;shy;رود که به طور ناخواسته بر وی تحمیل شده است و روند رو به تکاملی را نیز در این مسیر طی می&amp;amp;shy;کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی دیدگاه عین‌القضات در بارۀ شعر و بررسی اشعار فارسی آثار او</title>
      <link>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_5717.html</link>
      <description>ادب از سرآمدانِ روزگاران. از ویژگی‌های نوشته‌های او که سرشاراند از نکته‌سنجی‌های عرفانی، حکمی و ... &amp;amp;nbsp;و این پژوهش به بررسی آن&amp;amp;shy;ها پرداخته، یکی نیز اشعار فارسیی است که بیشتر بی نام گوینده و گاه با نام گوینده در جای‌جای سخنان او آمده و این ویژگی پی‌آمد دیدگاه ویژه&amp;amp;shy;ی او به شعر است. پرسش اصلی این پژوهش یکی دیدگاه ویژه‌یِ قاضی در باره‌ی شعر است و دیگر کیستی و چیستی شاعرانی که بیت‌هایی از آنان آورده. در پاسخ به این پرسش‌ها به شیوه‌ی کتابخانه‌ای نخست دیدگاه پیشرفته‌ی قاضی که شعر را آیینه‌ای می‌داند که هرکس خویشتن خویش را در آن می‌بیند، باز نموده‌ایم. دیدگاهی که با دیدگاه امروزیان درباره‌ی مرگ مؤلف و بی معنی بودن شعر همانند است، و سپس تا آن‌جا اسناد تاریخی یاری کرده‌اند، شاعرانی چون ابوالحسن بستی و یوسف عامری و احمد حمویه و واعظ سرخسی و ... را که قاضی ابیاتی از آنان آورده، شناسانده‌ایم و به این نتیجه رسیده‌ایم که قاضی هم درباره‌ی شعر دیدگاهی پیشرفته داشته و هم نام و نمونه‌هایی از اشعار چند شاعر عارف سده‌های چهارم و پنجم را که جای دیگری نشانی از آن‌ها نیست، زنده نگه داشته.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مآخذ نویافتة 75 رباعی از دیوان کبیر مولانا با تکیه بر نزهة المجالس</title>
      <link>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_5763.html</link>
      <description>&amp;amp;nbsp; &amp;amp;nbsp;مصحّح دیوان کبیر مولانا، استاد بدیع&amp;amp;lrm;الزمان فروزانفر و صاحب&amp;amp;lrm;نظران دیگر عقیده &amp;amp;nbsp;دارند که رباعیات مشترکی میان دیوان کبیر و منابع متقدم وجود دارد. با ردیابی رباعیات منسوب به مولانا در رباعیات گویندگان متقدم، می&amp;amp;lrm;توان به گوشه&amp;amp;lrm;ای از منابع مطالعاتی و سرچشمه&amp;amp;lrm;های ذوقی و فکری مولانا دست یافت. یکی از مجموعه&amp;amp;lrm;های رباعی بازمانده از قرن هفتم، نزهةالمجالس است. این کتاب حاوی 4125 رباعی از سیصد شاعر فارسی زبان است. علاوه بر 40 رباعی مشترک بین دیوان کبیر و نزهةالمجالس که محمد امین ریاحی، در پانوشت نزهةالمجالس به آن اشاره کرده&amp;amp;lrm; است، 75 رباعی دیگر از این مجموعه را در دیوان کبیر بازیافته&amp;amp;lrm;ایم. سپس این رباعیات را در دواوین و متون ادبی متقدّم جستجو کرده، منابع نویافتة دیگری را برای تعدادی از رباعیات مشترک به دست آورده&amp;amp;lrm;ایم. از مجموع 115 رباعی مشترک نزهة المجالس و دیوان کبیر، در 65 مورد، نام سرایندة رباعی مشخص است که از 38 شاعر به دیوان کبیر راه یافته&amp;amp;lrm;اند. از این میان، سنایی با شش رباعی در صدر است. این رباعیات عیناً و بدون تغییر در دیوان کبیر وارد نشده&amp;amp;lrm;اند؛ بلکه وجه مشترک آن‌ها، از شباهت در چهار مصراع تا شباهت در یک مصراع متغیر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسۀ تطبیقی ساختار روایت معراج پیامبر (ص) در تفاسیر و معراجنامه‌های فارسی از معراجنامۀ ابن عباس تا معراجنامة ایلخانی</title>
      <link>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_5790.html</link>
      <description>ازجمله روایت‌های داستان زندگی پیامبر اسلام (ص) که در قرآن و دیگر منابع و به نقل از راویان متعدد آورده شده، معراج آن حضرت است که در ادبیات فارسی و عربی و در منابع منظوم و منثور بسیار به آن ارجاع داده شده است. پرسش اصلی این پژوهش بررسی چگونگی روند تغییر عناصر ساختاری روایت معراج از حدیث‌الإسراء و المعراج ابن عباس تا معراجنامۀ ایلخانی است. اساس مطالعة حاضر در این مقاله کتاب حدیث‌الإسراء و المعراج ابن عباس نخستین معراجنامۀ مکتوب است که احتمالاً حدود قرن دوم هجری کتابت شده است. روایت معراج پس از ابن عباس در کتاب‌های تفسیری چون کتاب المعراج ابوالقاسم قشیری، تفسیر طبری، تاج‌التراجم، تفسیر سورآبادی، کشف‌الاسرار میبدی و روض‌الجنان رازی آمده است. در این مقاله روند تغییر داستان معراج را در مقایسه با یکدیگر و همچنین شباهت‌ها و تفاوت‌های این آثار را بررسی می‌کنیم تا میزان تأثیرپذیری و تأثیرگذاری‌های هر تفسیر از این روایت مشخص شود. در پایان مطالعه، کتاب معراجنامۀ ایلخانی، به‌منزلة تنها معراجنامۀ مستقل به زبان فارسی، به‌صورت تطبیقی با سایر آثار مقایسه می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل استعاره نیکی در مینوی خرد و گلستان سعدی، با رویکرد شناختی</title>
      <link>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_5794.html</link>
      <description>مینوی خرد متنی به زبان فارسی میانه و شامل پرسش‌ها و پاسخ‌هایی است که &amp;amp;laquo;دانا&amp;amp;raquo; نامی از مینوی خرد می پرسد و وی، به آن‌ها پاسخ می‌دهد. گلستان سعدی، کتابی منثورمشتمل بر دیباچه و هشت باب به&amp;amp;nbsp; قلم سعدی است. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده و هدف‌ از آن مقایسه استعاره مفهومی نیکی در این دو متن است. نیکی با 50 مورد رخداد در مینوی خرد و با 18 مورد رخداد در گلستان از پر بسامدترین فضایل اخلاقی است. پس از استخراج تمامی نام نگاشت‌های نیکی در دو متن، 18 نام نگاشت‌ مانند شیء، عمل و... برای مفهوم نیکی یافت شد. نام نگاشت های شیء، عمل، حالت و ویژگی با تفاوت بسامد، در هر دو متن مشترک بود. پربسامدترین نام نگاشت ها[نیکی شیء است] با 44% در مینوی خرد و [نیکی عمل است] با 39% در گلستان مشاهده شد. [نیکی شیء است] درغالب موارد در مینوی خرد، دلالت بر یک شیء دائما در حال حرکت دارد. شاید وجود نام نگاشت[نیکی موهبت است] در مینوی خرد، نشان از تفکر تقدیرگرای زروانی رایج در اواخر دوره ساسانی داشته باشد.همچنین شاید بسامد بالای نام نگاشت [نیکی عمل است] در گلستان ، نشان از عملگرایی نگارنده گلستان دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دیوان طالب؛ طالبِ تصحیح: پیشنهادهایی برای تصحیح ابیاتی از کلّیات اشعار طالب آملی</title>
      <link>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_5795.html</link>
      <description>طالب آملی از بزرگ‌ترین شاعران سبک هندی است و دیوان وی شایستة تحقیق و تدقیق. دیوان کلیات وی در سال 1346 و 1391 به تصحیح محمدطاهری شهاب منتشر شده است. برای سهولت بررسی، در نوشتار حاضر، خطاهای تصحیح این دیوان به هفت بخش تقسیم شده است: 1. تصحیف و تحریف (شامل 14 بیت)؛ 2. فاصله‌گذاری میان کلمات (2 بیت)؛ 3.اسقاط حرف یا حروف (4 بیت)؛ 4.افزایش حروف (1 بیت)؛ 5. تقدیم و تأخیر کلمات (1 بیت)؛ 6. بی‌توجهی به اصل موازنه و تقابل در تصحیح (1 بیت)؛ 7. غلط‌های چاپی و املایی (53 بیت). تصحیح ابیات با توجه به‌بررسی وزن، قافیه، معنی، شواهد از خود شاعر یا سبک هندی، سابقه در سنّت ادبی فارسی صورت گرفته و با نسخ موجود تطبیق و راستی آزمایی شده و عمده پریشانی‌های این متن از تصحیف و تحریف، سقط و فروافتادگی، زیادت و تکرار، تقدیم و تأخیر و خطای املایی است. این بررسی لزوم تصحیح مجدد اثر را آشکار می‌سازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی زمینه‌های رشد خودکامگی در مدایح فارسی (از دورة سامانیان تا دورة سلجوقیان)</title>
      <link>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_5796.html</link>
      <description>نظام سیاسی جامعة سنّتی ایران تا قبل از عصر مشروطه غالباٌ ساختاری استبدادی داشته است. در چنین جامعه‌ای پادشاه و کارگزاران او بدون التزام به هیچ قانونی بر اریکة قدرت و سلطنت تکیه می‌زده‌اند و کام دل خویش را از ملّت و رعیت می‌ستاده‌اند، لذا همة این حکومت‌ها در بدو تشکّل خود در جست&amp;amp;shy;و&amp;amp;shy;جوی جای پایی در جهت تحکیم بخشیدن به مقبولیت و مشروعیت خود بوده‌اند. نویسندگان در این پژوهش با روش تحلیل محتوا به بررسی زمینه‌های رشد خودکامگی در مدایح فارسیِ پنج شاعر پارسی‌گوی (رودکی، عنصری، فرخی، معزّی و انوری) در سه دورة سامانیان، غزنویان و سلجوقیان پرداخته‌اند، و با یادکرد زمینه‌ها و عوامل مؤثر، نشان&amp;amp;nbsp; می‌دهند که چگونه دستگاه قدرت با همة نهادهای اجتماعی، دینی، فقهی، کلامی، تفسیری، روایی، ادبی و... ارتباط برقرار کرده و از همه عناصر باستانی و اسلامی و بعضاً باورهای اجتماعی و خرافی حاکم بر جامعه در جهت مشروعیت سیاسی، و در تحلیل نهایی در جهت پوشش نهادن بر خودکامگی خود بهره‌ برده است. در این تحلیل نقش عناصر ایدئولوژیک مثل اعتقاد به گزینش الهی سلطان و مقام ظلّ‌اللهی او، مجری قضا و قدر بودن سلطان، تأیید الهی و نصرت او، &amp;amp;nbsp;بخت و دولت عالی سلطان و نیک اختری او از عوامل پررنگ‌تر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأملی در کلمات‌الشعرا</title>
      <link>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_5859.html</link>
      <description>کلمات‌الشعرا، تذکرۀ شاعران فارسی‌زبان هند در عهد نورالدین جهانگیر تا اورنگ‌زیب بابری، تألیف محمد افضل متخلص به سرخوش، شاعر و نویسندۀ سده‌های ۱۱-۱۲ق، است. این کتاب اولین‌بار در سال ۱۹۴۲م در لاهور، سپس در سال ۱۹۵۱م در مدراس و آخرین‌بار در سال ۱۳۸۹ به تصحیح علی‌رضا قزوه در تهران منتشر شده است. قزوه در تصحیح کلمات‌الشعرا از دو چاپ قبلی و سه دستنویس آن بهره برده‌است. نگارندگان در این مقاله چاپ‌های پیشین این کتاب را با تصحیح قزوه مقابله کرده‌اند و به این نتیجه رسیده‌اند که چاپ قزوه از برخی جهات نسبت به آن‌ها برتر است، اما کاستی‌ها و ایرادات نسبتاً چشمگیری هم در آن مشاهده می‌شود که شماری از آن‌ها از جنبه‌های ذیل بررسی شده‌اند: صورت‌های نادرست (کلمات یا عبارات مغلوط)، نسخه‌بدل‌ها (گزارش ناقص، برتری بر متن، همسانی با متن، ناهماهنگی با متن)، و اشکالات &amp;amp;nbsp;کلّی و روش‌شناختی (تفاوت ضبط‌ها در مقدمۀ مصحح، جابه‌جایی و آمیختگی بخش‌ها، تکرار، نداشتن تعلیقات و ناقص بودن نمایه‌ها).</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل سرعت روایت در منظومۀ مجنون و لیلی امیرخسرو دهلوی</title>
      <link>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_5899.html</link>
      <description>مجنون و لیلی دهلوی از جمله منظومه&amp;amp;shy;هایی است که به اقتفای لیلی و مجنون نظامی سروده شده است. بن&amp;amp;shy;مایه&amp;amp;shy;های هسته&amp;amp;shy;ای این اثر تفاوت&amp;amp;shy;هایی با روایت لیلی و مجنون نظامی دارد که نشان از آن دارد دهلوی به روایت نظامی کاملاً وفادار نبوده است. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی سرعت روایت در این منظومه پرداخته است. شیوۀ انجام پژوهش بر اساس الگویی است که با نقد آرای ژنت در یکی از مقالات پژوهشی با تکیه بر متون منظوم داستانی کلاسیک ارائه شده است. نتایج پژوهش نشان می&amp;amp;shy;دهد که بن&amp;amp;shy;مایه&amp;amp;shy;های هسته&amp;amp;shy;ای روایت دهلوی در مقایسه با روایت نظامی کمتر است. بیشتر بن&amp;amp;shy;مایه&amp;amp;shy;های هسته&amp;amp;shy;ای منظومه با سرعت روایتی بالا گزارش می&amp;amp;shy;شوند و تنها سه بن&amp;amp;shy;مایۀ هسته&amp;amp;shy;ای با سرعت روایتی کُند گزارش می&amp;amp;shy;شوند که در این سه بن&amp;amp;shy;مایه، شخصیت&amp;amp;shy;پردازی و تناسب محیط، زمان و... با شخصیت مجنون پردازش شده است. گرانیگاه بارغنایی متن نیز همین سه بن&amp;amp;shy;مایه هستند. این سه بن&amp;amp;shy;مایه در ارتباط با هم هستند به گونه&amp;amp;shy;ای که اولی، دومی را در پی دارد و دومی، منتج به سومی می&amp;amp;shy;شود. گویی هدف دهلوی در اصل، پردازش این سه بن&amp;amp;shy;مایه در اثر خود بوده است و سایر بن&amp;amp;shy;مایه&amp;amp;shy;ها بر حسب ضرورت و برای رعایت پیرنگ علی-معلولی داستان ذکر شده&amp;amp;shy;اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کاربست استعارۀ دستوری در تحلیل متون نمونه موردی: داستان حسنک وزیر</title>
      <link>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_5959.html</link>
      <description>استعارۀ دستوری به معنای جایگزینی یک طبقه دستوری یا یک ساختار دستوری با طبقه یا ساختاری دیگر است؛ این استعاره در فرا&amp;amp;shy;نقش‌های اندیشگانی و بینا&amp;amp;shy;فردی نمودِ بیشتری دارد. استعارۀ دستوری در هریک از این فرا&amp;amp;shy;نقش‌ها می‌تواند کنشگران و معانی فرایندها را دگرگون نماید. هرچند برخی معتقدند این استعاره مختص متون علمی است که از عینیت بیشتری برخوردارند اما کاربست این استعاره در تحلیل دیگر متون، همانند متون تاریخی که مدعی گزارش واقعیت&amp;amp;shy;اند، نیز کارا است. یکی از متونی که مؤلف بر بیان واقعیت تأکید می‌نماید تاریخ بیهقی است. به نظر می‌رسد استعارۀ دستوری می‌تواند برای سنجش مدعای این اثر کارا باشد. در این پژوهش برای بررسی ادعای بیهقی، داستان حسنک&amp;amp;shy;وزیر را از منظرِ استعارۀ دستوری بررسی کرده‌ایم. نتایج پژوهش نشان می‌دهد فرایندهای مادی بیشترین فرایند این متن‌اند؛ استعارات دستوری اسمی، معانی دیگر، به‌کارگیری جملات در نقش‌های غیرمعمول و به کار بردن فرایندها به‌جای یکدیگر در فرا نقش بینا فردی، حذف عامل یا کنشگر فرایند و... از دیگر نتایج این پژوهش است. بر اساس یافته‌ها می‌توان گفت بیهقی در عین اینکه بر گزارش امرِ واقع تأکید می‌نماید، واقعیت را&amp;amp;nbsp; کامل گزارش نمی‌کند بلکه بخشی از واقعیت را که بی‌خطر یا کم‌خطر است بازگو می‌کند و در مقابل بخشی را نیز وامی&amp;amp;shy;نهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل ظرفیت‌های پویانمایی (انیمیشنی) حکایت «اسب آبنوس» هزار و یک شب</title>
      <link>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_5960.html</link>
      <description>در دهه‌های اخیر هنر پویانمایی (انیمیشن) به صنعتی بسیار درآمدزا تبدیل شده که با جادوی خود مخاطبان بسیاری را به خود جلب کرده است. اقتباس از متون ادبی یکی از راهکارهای سینما و انیمیشن برای تهیه‌ی فیلمی جذاب است. یکی از مهم‌ترین این متون &amp;amp;laquo;هزار و یک شب&amp;amp;raquo; است که تطور و گسترش آن در ایران، هند، جهان عرب و غرب، این اثر را برای مخاطبان بسیاری قابل توجه کرده است. در این مقاله نویسنده می‌کوشد با توجه به وجه خیال‌انگیزی و فانتزی حکایت &amp;amp;laquo;اسب آبنوس&amp;amp;raquo; که یکی از مهم‌ترین لازمه‌های انیمیشن است، با انطباق این حکایت با ساختار فیلم‌نامه پویانمایی (انیمیشنی) به روش توصیفی- تحلیلی، عناصری که به انیمیشنی شدن حکایت &amp;amp;laquo;اسب آبنوس&amp;amp;raquo; هزار و یک شب کمک می‌کند را شرح دهد و با تأکید بر ظرفیت&amp;amp;rlm;هایی چون فانتزی، بهره‌گیری از ساختار سه پرده نمایشی ارسطویی، بررسی عناصر مهمی چون گره&amp;amp;lrm;افکنی، بحران، اوج و گره&amp;amp;rlm;گشایی؛ کشمکش&amp;amp;rlm;های عمل&amp;amp;lrm;محور و تعلیق&amp;amp;rlm;ساز؛ شخصیت‌پردازی اصولی بر مبنای گفت&amp;amp;rlm;وگو و عمل و صحنه&amp;amp;rlm;ها و موقعیت&amp;amp;lrm;های جذاب مناسب برای فضای پویانمایی، قابلیت‌های این حکایت را به مخاطبان، به‌ویژه فیلم‌سازان و هنرمندان پویانما نشان دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تطبیقی تأثر صائب از حافظ با تکیه بر دو غزل</title>
      <link>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_5970.html</link>
      <description>با توجه به ظاهر بیان صائب، در نگاه نخست چنین به نظر می&amp;amp;shy;آید که صائب بیشترین اقتباس را از حافظ داشته است و تحت تأثیر او بوده&amp;amp;shy;است. با استناد به این&amp;amp;shy;که هر متنی در تعامل با متن&amp;amp;shy;های پیش از خود است و نیز با دقت بیشتر در اشعار این دو شاعر، این فکر شکل گرفت که صائب نسبت به مفاهیم و مضامین حافظ نوعی آشنایی&amp;amp;shy;زدایی معنایی انجام داده&amp;amp;shy;است یا در واقع استفادۀ صائب از مضامین حافظ با نوعی موضع&amp;amp;shy;گیری منفی همراه بوده&amp;amp;shy;است و به نظر می&amp;amp;shy;رسد بیشتر به لقب لسان&amp;amp;shy;الغیب رشک می&amp;amp;shy;برده است. صائب ضمن درک شگردهای زبانی زیرکانۀ حافظ، در برخورد با مضامین حافظ از همین شگرد استفاده نموده&amp;amp;shy;است، به&amp;amp;shy;گونه&amp;amp;shy;ای&amp;amp;shy;که در ظاهر محسوس نیست و با دقت و نکته&amp;amp;shy;سنجی می&amp;amp;shy;توان به آن پی برد. این مسئله باعث گردید با استفاده از روش بینامتنیت، تحلیل تطبیقی در دو غزل حافظ که مورد اقتباس صائب بوده، انجام گیرد. با تحلیل بینامتنی می&amp;amp;shy;توان پی برد چگونه مؤلف یک متن گزینشگرانه و هدفمند از متون دیگر بهره برده&amp;amp;shy;است. تحقیق زیر نتیجۀ این فکر و روش است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی برخی از خطاهای وحیددستگردی در شرح خسرو و شیرین</title>
      <link>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_5987.html</link>
      <description>شرح مرحوم حسن وحید دستگردی بر خسرو و شیرین نظامی، از شروحی است که سالها مورد استفادۀ علاقه مندان به ادب پارسی و نیز کاوشگران آثار حکیم نظامی می باشد. این شرح نیز چون همۀ آثار مکتوب دیگر، عاری از خطا نمی باشد. نگارندۀ این مقاله کوشیده است تا به تبیین بعضی از این خطاها پرداخته و همّت خود را بر آن داشته تا در راستای سره کردن و پیراستگی بیش از پیش این منظومه گامی بردارد. در نقد این خطاها ابتدا بیت مورد بحث درج گردیده و پس از نقل مستقیم نظر شارح، به طور دقیق به خطاهای ایشان و ارائۀ معنای صحیح بیت اشاره رفته است. به نظر می آید خطاهای استاد وحید دستگردی در شرح ابیات، به دلایل ذیل صورت گرفته است: 1- خوانش غلط بعضی ابیات. 2- عدم توجّه به فضایی که بیت در آن قرار دارد. 3- متّکی بودن به قیاسات ذوقی در شرح برخی ابیات. 4- عدم التفات به ابیات مشابه با بیت مورد بحث در دیگر دواوین نظامی. 5- عدم توجّه به منابع بیشتر برای شرح پاره ای ابیات. 6- عدم دسترسی استاد به امکانات امروزین ما؛ از قبیل: اینترنت، موتورهای جستجو، نرم افزارهای ادبی، مقالات پر تعداد و متنوّع و امثالهم.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مراعات‌النظیر و بازتعریف آن ( با رویکرد زبانشناسی نظام‌مند نقشگرا )</title>
      <link>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_5996.html</link>
      <description>فنون بلاغی از آغاز بررسی&amp;amp;shy;های ادبی، یکی از ابزارهای سنجش عیار ادبی متن به شمار می&amp;amp;shy;آمده است. هرچند کار این صنایع زیبایی&amp;amp;shy;شناختی به مقتضای حال مخاطب تعریف شده، اما به دلیل نگاه خالی از تبیین مبانی دقیق و هدفمند &amp;amp;laquo;زیبایی شناسی&amp;amp;raquo;، صنایع بسیاری بدون ارزش واقعی ادبی برای اثبات زیبایی اثر در ردیف صنایع ادبی قرار داده شد. در پژوهش پیش رو تلاش شده با واکاوی مراعات&amp;amp;shy;النظیر در مقام یکی از اصلی&amp;amp;shy;ترین صنایع بدیعی و صنایع دیگری که ذیل آن می&amp;amp;shy;گنجند، به آسیب شناسی تعاریف و نامگذاری&amp;amp;shy;های مختلف آن پرداخته&amp;amp;shy;شود. در تعیین وظایف آن افزون بر بدیع سنتی، به علوم ادبی جدید مانند نقد و سبک شناسی توجه شده است. با طرح این سؤال که چه آرایه&amp;amp;shy;هایی در تعریف و نقش ادبی با آن اختلاط یافته؟ نسبت میان بازتعریف این صنعت و علوم جدید مانند زبانشناسی چیست و چگونه می&amp;amp;shy;توان از این طریق وظایف تازه&amp;amp;shy;ای&amp;amp;nbsp; برای بهبود کارکرد آن قائل شد؟ از همین روی تعاریف مراعات&amp;amp;shy;النظیر از آغاز بررسی و آسیب&amp;amp;shy;شناسی شد. سپس صنایع مشترک با آن در کارکرد و تعریف، شناخته شد. همچنین اصطلاح باهمایی به عنوان پیشنهادی برای تکمیل معنی، تقسیم&amp;amp;shy;بندی&amp;amp;shy;ها و وظایف مراعات&amp;amp;shy;النظیر ارزیابی شد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی و تبیین ضبط‌های چندگانۀ برخی ابیات در مجموعه اشعار رودکی با تکیه بر تصحیح نفیسی</title>
      <link>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_5997.html</link>
      <description>اشعار شاعران پارسی‌زبان به‌ویژه شعر شاعران حوزه‌ی خراسان، با توجّه به این‌که در کتاب‌های لغوی، بلاغی، تذکره‌ها، و نیزنسخه‌های خطّی از جمله: جُنگ‌ها، سفینه‌ها و ...&amp;amp;nbsp; با تعدد ضبط‌ و صورت‌های متفاوت همراهند، باید با احتیاط&amp;amp;nbsp; خاصّی، بررسی&amp;amp;nbsp; شوند. از جمله‌ی این شاعران، رودکی سمرقندی است که مصححان و گردآورندگان اشعار وی، با استفاده از منابع متعدد، به تعداد اندکی از اشعار و ابیات پراکنده‌ی این شاعر، دست‌یافته‌اند. باوجود این، در برخی از چاپ‌های دیوان رودکی به‌ویژه چاپ دوّم محیط زندگی و احوال و اشعار رودکی از نفیسی، برخی ابیات بنابه نظر مصحح یا دلایل دیگر، با صورت‌های دوگانه یا چندگانه‌ ضبط شده، که اغلب نتیجه‌ی تصحیف و تحریف کاتبان و مؤلفان منابع مستند اشعار رودکی هستند.این صورت‌های چندگانه‌ی ابیات، علاوه بر آن‌که نیازمند تصحیح انتقادی مجدد هستند، از آنجا که به عنوان ابیاتی مستقل وارد دیوان رودکی شده‌اند، می‌باید دوباره واکاوی و تبیین شوند. نگارندگان این&amp;amp;nbsp; پژوهش، سعی دارند پس از بررسی مجدد منابع مستند اشعار رودکی، با استفاده از منابع چاپی و خطّی متعدد، ریشه‌ی تعدد در صورت‌های مختلف این ابیات را نشان دهند؛ سپس ایرادِ ورودِ برخی از این ابیات را به عنوان یک بیت مستقل از&amp;amp;nbsp; رودکی در چاپ‌های مختلف دیوان وی به‌ویژه تصحیح نفیسی، برطرف سازند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>شرح حال و بررسی سبک‌‌شناختی غزلیّاتِ دیوانِ سلطان احمد اویس جلایر</title>
      <link>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_6033.html</link>
      <description>سلطان احمد اُویس از سلاطین هنرمند و شاعر آل جلایر است که به سه زبان عربی، فارسی و ترکی شعر می‌‌سرود. متأسّفانه در داخل ایران نسخه‌‌ای از دیوان اشعار سلطان احمد جلایر وجود ندارد. امّا در خارج از ایران بنابر نوشته‌‌های کتب تاریخی، ادبی و هنری چنین برمی‌‌آید که دو نسخه از دیوان اشعار سلطان احمد جلایر موجود است. نسخه اوّل در کتابخانۀ ایاصوفیه ترکیه و نسخه دوم - که اساس کار در این پژوهش است - در نگارخانۀ فریر با شمارۀ f 1932 نگهداری می‌‌شود و بیشتر اشعار آن شامل غزلیّات احمد بن اُویس است؛ سلطان احمد اگرچه در قالب‌‌های دیگر شعری طبع‌‌آزمایی کرده، شاعری غزل‌‌سرا بوده و تعداد غزل‌‌های او از سایر قالب‌‌ها بیشتر است. این شاعر 622 غزل دارد که مجموع ابیات آن به 4385 بیت می‌‌رسد. وی غزل را به شیوۀ شاعران قرن هشتم سروده که از لحاظ وزن و مضمون، متنوّع و درون‌‌مایۀ آن عشق و عرفان است. وی در غزل‌‌های خود مضامین متنوّعی از جمله: مضامین عارفانه، عاشقانه، انتقادی و ... را به‌‌کار گرفته؛ امّا نکتۀ قابل توجّه این است ‌‌که در غزلیّات عرفانی همانند اکثر عارفان به اصول و اندیشه‌‌هایی معتقد است که بخشی از آن‌‌ها را در انعکاس واژگان صوفیانۀ او می‌‌بینیم.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی و مقایسه مهم‌ترین مضامین اخلاقی اندرزهای فارسی خسرو انوشیروان با اندرزهای فارسی میانه</title>
      <link>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_6050.html</link>
      <description>اندرزنامه‌ها یکی از گونه‌های مهم ادبی در دورۀ ایران باستان بوده است و متون اندرزی بسیاری به‌ویژه به زبان پهلوی (فارسی میانه) به دست ما رسیده است. تردیدی در این موضوع نیست که اندرزهای پهلوی بر اندرزنامه‌های فارسی و عربی تأثیر گذاشته‌ است، اما میزان و جهت این تأثیر می‌تواند موضوع پژوهش‌های متعدد قرار گیرد. در این پژوهش، اندرزهای فارسی خسرو انوشیروان را برای بررسی مضامین اخلاقی و مقایسه آنها با اندرز‌های پهلوی برگزیدیم؛ علت این امر این بود که خسرو انوشیروان یکی از شخصیت‌هایی است که هم اندرزنامۀ پهلوی از او بر جای مانده است و هم اندرزهای متعدد فارسی و عربی. نتیجۀ این بررسی نشان می‌دهد که برای مضامین اخلاقی اندرزهای فارسی انوشیروان، شواهد و مستندات دقیقی در اندرزهای پهلوی می‌توان یافت؛ همچنین به نظر می‌رسد مضمون کلی اندرزنامۀ پهلوی خسرو قبادان که در واقع به‌صورت وصیت‌نامه‌ تنظیم شده است، بر پررنگ شدن مضمون&amp;amp;nbsp; گذرایی دنیا در اندرزهای فارسی و همچنین داستان جستجوی مقبرۀ انوشیروان تأثیر گذارده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ادبیات تطبیقی در ایران، نظریه در فرانسه (ادبیات تطبیقی از عمل تا نظر)</title>
      <link>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_6098.html</link>
      <description>پژوهشگران ادبیات تطبیقی به اتفاق نظر دارند که خاستگاه ادبیات تطبیقی در قالب نظریه، کشور فرانسه است. این اصطلاح برای نخستین&amp;amp;shy;بار، در دهه&amp;amp;shy;های آغازینِ قرن نوزدهم به کار رفت، بعد از دوره کوتاهی تبدیل شد به نظریه و امروزه در قالب رشته&amp;amp;shy;ای تثبیت شده، در بسیاری از دانشگاه&amp;amp;shy;های جهان دارای کرسی است و مؤسسه&amp;amp;shy;های پژوهشی معتبری در این زمینه فعال هستند. این در حالی است که سابقۀ تاریخی، نمودها و نمونه&amp;amp;shy;های تطبیقی در ادبیات ایران سابقه&amp;amp;shy;ای بیش از هزار سال دارد اما متأسفانه به دلیل نبود کرسی&amp;amp;shy;های دانشگاهی و مؤسسه&amp;amp;shy;های پژوهشی ویژۀ ادبیات تطبیقی، سابقه و پیشینۀ تاریخی این دانش نوپا، ناشناخته و مغفول مانده است؛ امروزه در بسیاری از کشورهای جهان، کرسی&amp;amp;shy;های آموزشی و مؤسسات پژوهشی ادبیات تطبیقی فعال هستند اما نامی از ایران و ادبیات ایران با آنهمه قدمت و غنا نیست. این مقاله با هدف تبیین سهم و نقش ادبیات ایران در تمدن و فرهنگ جهانی، برآن است که به روش تحلیلی توصیفی، با ارائه شواهد و نمونه&amp;amp;shy;ها، سابقه تاریخی و نمود&amp;amp;shy;های عینی وجود ادبیات تطبیقی در ادبیات هزار سال پیش ایران، نشان دهد آنچه امروزه به مکتب فرانسه موسوم است، بیش از هزار سال پیش در ادبیات ایران سابقه داشته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل نمود نحویِ روایت در خسرو و شیرینِ نظامی، مجنون و لیلیِ دهلوی و نل و دمنِ فیضی براساس نظریۀ تودوروف.</title>
      <link>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_6099.html</link>
      <description>بررسی نمود نحوی در روایت&amp;amp;shy;شناسی ساختارگرا بویژه در نظریۀ تودوروف جایگاهی ویژه دارد. در نمود نحوی، پی&amp;amp;shy;ریزیِ کوچک&amp;amp;shy;ترین واحدِ روایی یعنی: گزاره و انواع آن، پی&amp;amp;shy;رفت(سطح بالاتر از گزاره) و متن(نحوۀ ترکیب پی&amp;amp;shy;رفت&amp;amp;shy;ها) مورد بررسی، تجزیه و تحلیل قرار می&amp;amp;shy;گیرد. در این پژوهش تلاش شده است تا با استفاده از این الگویِ نحوی، ساختار روایت&amp;amp;shy;های خسرو و شیرین، مجنون و لیلی نل و دمن مورد بررسی قرارگیرد.بررسی سطوح مختلف نحوِ روایت؛ از گزاره تا متن نشان می&amp;amp;shy;دهد که ارتباط مستقیمی بین نحو روایت و چگونگی ارائۀ روایت وجود دارد؛ غلبۀ گزاره&amp;amp;shy;های وصفی، ایستایی و بسامد گزاره&amp;amp;shy;های فعلی، کنش و پویایی رویدادها و شخصیت&amp;amp;shy;ها را منعکس می&amp;amp;shy;کنند. در تمامی روایت&amp;amp;shy;های مورد بررسی در این پژوهش یک کلان پی&amp;amp;shy;رفت متشکل از سه گزارۀ ایستا و دو گزارۀ پویا وجود دارد که گزارۀ چهارم آن، تمامی پی‌رفت‌های بعد از خود را به شکل درونه&amp;amp;shy;ای در خود جای داده است. درواقع تمامی حوادث و رویدادها و گزاره&amp;amp;shy;های این پی&amp;amp;shy;رفت&amp;amp;shy;ها در نقش نیرویی که تلاش دارد با کنش خود تعادل را به ساحت داستان بازگرداند عمل می&amp;amp;shy;کنند. مطالعۀ ساختار پی&amp;amp;shy;رفت&amp;amp;shy;های تشکیل دهندۀ متنِ روایت&amp;amp;shy;ها نشان می&amp;amp;shy;دهد که در بیشترِ موارد، پی&amp;amp;shy;رفت&amp;amp;shy;ها به گونۀ زنجیره&amp;amp;shy;ای با هم ترکیب شده&amp;amp;shy;اند &amp;amp;nbsp;وحالت&amp;amp;shy;های ترکیبیِ تناوبی و درونه&amp;amp;shy;ای بسامد کمتری دارند. با توجّه به تأثیر مستقیمِ تعداد پی&amp;amp;shy;رفت&amp;amp;shy;های هر روایت بر ساختار آن، روایتی که نظامی از خسرو و شیرین ارائه داده است به علّت تعداد بیشترِ پی&amp;amp;shy;رفت&amp;amp;shy;های تشکیل دهندۀ آن و در نتیجه تعداد بیشترِ کنش&amp;amp;shy;هایی که اتّفاق می&amp;amp;shy;افتد، پیرنگی به مراتب قوی&amp;amp;shy;تر و جذابیت بیشتری نسبت به سایر روایت&amp;amp;shy;های مورد بررسی برای مخاطب ایجاد کرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تقابل‏سازی با کلان‏نماد «باز» در مثنوی و غزلیات شمس</title>
      <link>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_6101.html</link>
      <description>تقابل&amp;amp;rlm;های دوگانه از ساختار ذهن و زبان انسان سرچشمه می&amp;amp;rlm;گیرد و سپس در نظام&amp;amp;rlm;های نشانه&amp;amp;rlm;ای دیگر به&amp;amp;rlm;کار می&amp;amp;rlm;رود؛ ازین&amp;amp;rlm;رو در متون ادبی، تقابل&amp;amp;rlm;ها یکی از اساسی&amp;amp;rlm;ترین نشانه&amp;amp;rlm;ها و الگوهای تحلیل هستند که بستر درک مفاهیم ذهنی را فراهم می&amp;amp;rlm;کنند. در این نوشتار تقابل&amp;amp;rlm;های خُرد مثنوی و غزلیات شمس، با انتخاب نمونۀ &amp;amp;laquo;تقابل&amp;amp;rlm;سازی با کلان&amp;amp;rlm;نماد باز&amp;amp;raquo; استخراج، تحلیل و مقایسه شده است. تقابل&amp;amp;rlm;هایی که با کلان&amp;amp;rlm;نماد &amp;amp;laquo;باز&amp;amp;raquo; در مثنوی ساخته شده&amp;amp;rlm;اند، اغلب در یک رابطۀ طبیعی و منطقی با مضامین تقریباً مشترک قرار دارند؛ و باز در بیشتر موارد نماد روح الهی و اولیاء است و در این معانی مولانا عالم روحانی را مقابل عالم جسمانی قرار می&amp;amp;rlm;دهد. اما در غزلیات، حیواناتِ مقابلِ باز متفاوت هستند. نیز، هنجارشکنی و رابطۀ غیرطبیعی در روابط تقابلی، هم از لحاظ بسامد، هم از حیث تنوع، شاخص&amp;amp;rlm;تر است و به تبع آن، تصویرهای تقابلی طبیعی و غیرطبیعی بیشتر و متنوع&amp;amp;rlm;تر است. هنجارگریزی&amp;amp;rlm;ها بیشتر به رفعِ تقابل و وحدت قطب&amp;amp;rlm;های مقابل یا جابه&amp;amp;rlm;جایی قطب&amp;amp;rlm;های مثبت و منفی با روش&amp;amp;rlm;های مختلف اشاره دارد. نمونه&amp;amp;rlm;هایی از تقابل و هنجارشکنی آن در هر دومتن با لفظ و مضمون مشابه و مشترک وجود دارد و در برخی موارد هم تقابل&amp;amp;rlm;ها فقط در یکی از دو متن مورد مطالعه پردازش شده&amp;amp;rlm;اند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی رابطۀ «خدایگان و رعیت» در آراء سیاسی سعدی از منظر تاریخ‌گرایی نو</title>
      <link>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_6102.html</link>
      <description>&amp;amp;nbsp;مقالۀ حاضر به بررسی آراء سیاسیِ سعدی دربارۀ ارتباط میان شاه و رعیت، براساس تمامی آثار وی (بوستان، گلستان،&amp;amp;nbsp; قصاید، قطعات، رسائل و غزلیات) و رابطۀ آثار او با نفی یا تثبیتِ &amp;amp;laquo;قدرت&amp;amp;raquo; از منظر &amp;amp;laquo;تاریخ‌گرایی نو&amp;amp;raquo; می‌پردازد. در اینجا نسبت آثار سعدی با &amp;amp;laquo;قدرت&amp;amp;raquo; ذیل دو دورۀ سیاسی بررسی شده است: 1. دورۀ سوم حیات سعدی (عصر اتابکان فارس) 2. دورۀ چهارم حیاتِ او (عصر پس از اتابکان و چیرگی حاکمان مغول). نگارش رسالۀ نصیحۀالملوک، آغازیدن بوستان با دو باب &amp;amp;laquo;عدل&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;احسان&amp;amp;raquo; (که همسو با متون نظری در سیاست مُدُن است) و قراردادن بابِ &amp;amp;laquo;در سیرت پادشاهان&amp;amp;raquo; به عنوان نخستین باب گلستان، نشان‌دهندۀ میزان اهمیت تبیین و اصلاح نوع رابطۀ شاه و رعیت (شیوۀ حکومت و کشورداری) از دید سعدی است. سعدی ایجاد سه رکن &amp;amp;laquo;رفاه&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;امنیت&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;آرامش&amp;amp;raquo; را مهمترین وظایف یک حکومت در قبال مردم می‌داند. نفی انگارۀ ظل‌اللهی، عبور از تمثیل‌های رایجِ &amp;amp;laquo;شبان- گوسفند&amp;amp;raquo; به &amp;amp;laquo;سر- بدن&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;درخت- ریشه&amp;amp;raquo;، و قرائت متفاوت و گاه معکوس (در قبال خوانش رایج) از مناسبات شاه و رعیت، بیانگر تفاوت دیدگاه‌های سیاسی سعدی نسبت به خوانش‌های مشهور و ترویج‌یافته از این رابطه در روزگارِ اوست. قرائت سیاسی اروپائیان از آثار سعدی نیز مؤید قابلیتهای سیاسی آثار وی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنمایی داعیه‌های سیاسی، مذهبی، و فرهنگی حاکمیت صفویان در داستان عامیانة حسین‌کرد شبستری</title>
      <link>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_6217.html</link>
      <description>قصّة حسین‌کرد شبستری از منابع داستانی عصر صفوی و دارای مضمونی عامیانه ـ حماسی است. این داستان سرگذشت پهلوانان (عیّاران) عصر شاه عباس صفوی (۹۹۶ـ۱۰۳۸ ه ق.) را روایت می‌کند. داستان در زمینة تاریخی اختلافات ایران با عثمانی‌ها، ازبکان و گورکانیان هند روایت شده است. دو محور اصلی این داستان، متشکل از درک و دریافت قهرمان‌های ملّی از ضرورت پاسداشت وطن در برابر تعرّض بیگانگان و حفظ و صیانت از پادشاهی صفویه است. ویژگی مشترک این دو محور مفهومی در داستان، اتّصال‌ به مذهب تشیع و سرزمین ایران است. این مقاله با استفاده از الگوی طبقه‌بندی عناصر داستان‌های عامیانة پراپ در صدد تحلیل و بررسی چگونگی شکل‌گیری و بازتاب داعیه‌های سیاسی، مذهبی و فرهنگی صفویان در ذهنیت عامه است. این تحقیق مشخص می‌کند که داستان حسین‌کرد منعکس‌کنندة ذهنیت عامة مردم از دین، مذهب، ملّیت و هویت ایرانی در عصر صفوی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل بسامد چشمگیر اسلوب معادله در سبک هندی از چشم‌انداز نظریه‌ی تامس کوهن</title>
      <link>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_6220.html</link>
      <description>سبک هندی یکی از متمایزترین سبک&amp;amp;shy;های شعری کلاسیک فارسی است که با سبک&amp;amp;shy;های قبل و بعد از خود تمایزاتی آشکار داشته و اصول و موازین خاص خود را داراست. از جمله&amp;amp;shy;ی این عناصر تمایزبخش بسامد فراوان کاربرد اسلوب معادله است. توجه&amp;amp;shy;ی ویژه&amp;amp;shy;ی شاعران این سبک به اسلوب معادله، موضوعی که همگان به آن اذعان دارند. نگارنده&amp;amp;shy;ی این جستار، بر این باور است که این موضوع، یعنی بسامد چشمگیر اسلوب معادله در شعر سبک هندی را می&amp;amp;shy;توان از چشم&amp;amp;shy;انداز نظریه&amp;amp;shy;ی تامس کوهن، فیلسوف برجسته&amp;amp;shy;ی علم، تبیین کرد و به چرایی این امر پاسخ داد. این رویکرد به ما می&amp;amp;shy;گوید که اساس هر پارادایم، یک یا چند الگو است که هنجارها و گزاره&amp;amp;shy;های پذیرفته شده&amp;amp;shy;ی هر دوره را شکل می&amp;amp;shy;دهند. بر اساس یافته&amp;amp;shy;های این پژوهش، تلفیق، زمینی شدن و تناسب سه الگویی هستند که گزاره&amp;amp;shy;های معنادار این عصر را می&amp;amp;shy;سازند و از آنجا که اسلوب معادله در ساختار خود، تمام الگوهای این دوره را به همراه دارد، برای شاعران این سبک، شگردی جذاب و مورد علاقه بوده، به گسترده&amp;amp;shy;ترین شکل مورد استفاده&amp;amp;shy;ی آنها قرار گرفته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل شخصیت‌ رستم و اسفندیار بر اساس عنصر کشمکش</title>
      <link>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_6519.html</link>
      <description>شاهنامه&amp;amp;shy;ی فردوسی یکی از برجسته&amp;amp;shy;ترین متون کهن در ژانر داستان است که پس از گذشت قرن&amp;amp;shy;ها با اسلوب داستان&amp;amp;shy;نویسی مدرن مطابقت می&amp;amp;shy;کند. داستان رستم و اسفندیار از فنّی&amp;amp;shy;ترین داستان&amp;amp;shy;ها از حیث پیرنگ، شخصیت&amp;amp;shy;پردازی و گفتگو است. محبوبیت این داستان به&amp;amp;shy;گونه&amp;amp;shy;ای است که همه&amp;amp;shy;ی فارسی&amp;amp;shy;زبانان دو شخصیت اصلی داستان را می&amp;amp;shy;شناسد. در این پژوهش تلاش شده است تا دلایل محبوبیت و ماندگاری این دو شخصیت و ویژگی&amp;amp;shy;های اخلاقی آنان با تکیه بر گفتگوها و کشمکش&amp;amp;shy;هایشان تبیین و تحلیل شود. یکی از دلایل&amp;amp;nbsp; موفقیت فردوسی در شخصیت&amp;amp;shy;پردازی رستم و اسفندیار، &amp;amp;nbsp;ظرفیت بالایی است که این داستان از حیث عنصر گفتگو دارد. کثرت گفتگو فرصت بیشتری را برای پرداختن به دغدغه&amp;amp;shy;ها، کشمکش&amp;amp;shy;ها و روحیات در اختیار داستان&amp;amp;shy;پرداز قرار می&amp;amp;shy;دهد و به او کمک می&amp;amp;shy;کند تا از لایه&amp;amp;shy;های پنهان&amp;amp;nbsp; شخصیت&amp;amp;shy;ها پرده بر دارد. با مطالعه&amp;amp;shy;ی داستان رستم و اسفندیار مشخص می&amp;amp;shy;شود که بخش محدودی از داستان به کشمکش جسمانی اختصاص دارد و کشمکش&amp;amp;shy;های درونی (عاطفی،ذهنی و اخلاقی) در قالب گفتگو و تک&amp;amp;shy;گویی نقش گسترده&amp;amp;shy;تری را ایفا می&amp;amp;shy;کنند. در تحلیل دو شخصیت اصلی نیز دیده می&amp;amp;shy;شود که اسفندیار کشمکش&amp;amp;shy;های فراوانی با دوست و دشمن دارد و علاوه بر کشمکش&amp;amp;shy;های بیرونی، وی دچار کشمکش درونی است اما تنها کشمکش حقیقی رستم در این داستان، با اسفندیار است. در انتها ویژگی&amp;amp;shy;های کشمکش نمایشی به عنوان خلاقانه&amp;amp;shy;ترین نوع کشمکش در این مقاله معرفی شده است. بدین&amp;amp;shy;گونه که شاعر برای برجسته&amp;amp;shy;سازی و عینیت بخشیدن به تقابل و کشمکش میان شخصیت&amp;amp;shy;ها، کشمکش زبانی و جسمی (دیالوگ و اکشن) را با یکدیگر همراه می&amp;amp;shy;کند. این همراهی و ملازمت میان گفتگو و عمل موجب جذابیت و تأثیرگذاری بیشتر بر مخاطب می&amp;amp;shy;شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کارآگهان و کارآگهی در شاهنامه فردوسی</title>
      <link>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_6596.html</link>
      <description>اشخاص و مناصب در شاهنامه گوناگون‌اند، از جمله کسانی که در شاهنامه حضوری فعال دارند، کارآگهان هستند که به کارآگهی می‌پردازند و منظور از کارآگهی، جاسوسی، کسب خبر و اطلاع‌رسانی است. در این پژوهش ویژگی‌های شخصیتی، وظایف، انگیزه‌ها، و شگردهای کارآگهی این افراد بررسی می‌‌شود. نتایج پژوهش حاضر نشان می‌دهد که این گروه در ویژگی‌های فنی و عناصر داستانی شاهنامه نقش دارند. از لحاظ شخصیتی مورد ستایش فردوسی قرار گرفته‌اند و با صفاتی چون خردمند، کاردان و بیدار از آن‌ها یاد می‌شود. مهم‌ترین وظایف آن‌ها آگهی از وضعیت سپاه دشمن، شمارش آن‌ها و تحت نظر گرفتن افراد موردنظر شاه است و بعد از شاه فقط به سپهبد گزارش می‌داده‌اند. کارآگهان برای کامیابی در مأموریت‌ها از شگردهای گوناگون مانند تغییر چهره، پنهان نمودن نام و هویت، پوشیدن لباس دشمن و... استفاده می‌کردند. کسب شهرت و افتخار، گرفتن پاداش، نشان دادن قدرت و لیاقت از مهم‌ترین انگیزه‌های کارآگهان در شاهنامه است.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>کارکرد فرهنگ و زبان عامه در تکوین گفتارنوشت‌های عرفانی (بر اساس معارف بهاء ولد، معارف ترمذی، معارف سلطان‌ولد)</title>
      <link>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_6600.html</link>
      <description>فرهنگ و زبان عامه مرزهایی مشترک و متداخل با ادب رسمی دارد و تعامل این دو حوزه با یکدیگر در تاریخ ادبی ما همواره وجود داشته&amp;amp;shy;؛ اما در برخی جریان&amp;amp;shy;های سبکی و فکری این تعامل پررنگ&amp;amp;shy;تر بوده است. یکی از گونه&amp;amp;shy;های نثر که پیوندی عمیق با ساحت زبان و فرهنگ عامه دارد گفتارهای شفاهی اهل عرفان است که برخی با نام &amp;amp;laquo;معارف&amp;amp;raquo; شهرت یافته&amp;amp;shy;اند. نقش&amp;amp;shy;پذیری از این ساحت تنها منحصر به استفادۀ زیبایی&amp;amp;shy;شناسانه از چند عنصرِ متاثر از فرهنگِ زیستِ گوینده نیست؛ بلکه پیوندی استوار با روساخت و زیرساخت این آثار دارد. نوشتۀ حاضر به&amp;amp;shy;روش توصیفی&amp;amp;shy;تحلیلی و با هدف درک و شناسایی بهتر تعامل ادب رسمی و ادب عامه در حوزۀ ادب عرفانی به واکاویِ سه اثر معارف بهاء&amp;amp;shy;ولد، معارف محقق&amp;amp;shy;ترمذی و معارف سلطان&amp;amp;shy;ولد پرداخته&amp;amp;shy;است. جست&amp;amp;shy;وجو در رشته&amp;amp;shy;های درهم&amp;amp;shy;تنیدۀ این متن&amp;amp;shy;&amp;amp;shy;ها با حوزه&amp;amp;shy;های فرهنگ و زبانِ مردم و تحلیلِ بسترها و اجزایِ ساختِ تصاویر آفریده&amp;amp;shy;شده افزون بر آشکار ساختن جزییاتی ارزشمند و گاه فراموش&amp;amp;shy;شده از زبان و فرهنگ عامه و تحولات آن در گذر زمان، در فهم بهتر این متون و شناخت دقیق&amp;amp;shy;تر ساختار اندیشگانی و فرهنگی گویندگان آن نیز سودمند بوده و رویکردهای مردم&amp;amp;shy;گرایانۀ ایشان را هم پدیدار ساخته&amp;amp;shy;است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازشناسی معنای عشق در گفتمان قصه بلند عامیانه داراب‌نامه طرسوسی</title>
      <link>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_6644.html</link>
      <description>گفتمان در قصه‌ها، مجموعه معناداری از ارتباط دوسویة پردازنده/نقال با نقل‌شنو در بستر رویدادهای گوناگون اجتماعی سیاسی و عوامل پیرامتنی است. این امر از رهگذر جانشینی شاخصه‌های عاشقانه به‌جای ویژگی‌های پهلوانی و در قالب زنجیره‌ای روایی از ارتباط ساختار و کارکرد عشق شکل‌می‌گیرد. از این‌‌میان، داراب‌نامه طرسوسی نیز به‌دلیل بهره‌مندی از ارتباط تنگاتنگ میان وقایع اجتماعی و نیاز قصه‌شنو در دوره‌های خلق و بازآفرینی قصه(ساسانیان و غزنویان یا غوریان)، بستر مناسبی برای این پژوهش ‌است. این مهم در دو سطح ساختار و کارکرد عشق بررسی شد. حاصل کار نشان‌ می‌دهد که در جانشینی شاخصه‌های عاشقانه به‌جای ویژگی‌های پهلوانی، در سطح ساختار، ابتدا نحوة بازنمایی عشق شکل‌می‌گیرد. بدین‌معنی که وابستگی قصه در پرداخت عشق به‌ یکی از بسترهای بازنماینده، یعنی متون مقدس اسطوره‌ای-دینی و یا زمان بازپرداخت اثر، آشکارمی‌شود. در ادامه، پردازنده با تمرکز بر همان عشق بازنمایی‌شده، به ترسیم روابط عاشقانه درقالب چهار سازه اصلی دیدار عاشق و معشوق(نقش‌پذیری اشخاص)، موانع و مشکلات، وصال و مرگ می‌پردازد و بخش خیالی قصه را می‌سازد. تولید معنای قصه از این رهگذر محقق‌می‌شود. از این‌رو، این ‌امر در داراب‌نامه با بازنمایی‌ عشق دینی و چگونگی ترسیم روابط عاشقانه از رهگذر آن به گفتمان یکدست برتری‌جویانه ملی-سلطنتی با نگرشی پدرتبارانه انجامیده‌است.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>تصحیح و توضیح چند اصطلاح حوزۀ اطعمه در کلّیات بسحاق شیرازی</title>
      <link>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_6645.html</link>
      <description>شیخ جمال‌الدّین (فخرالدّین) بسحاق اطعمۀ شیرازی، از شاعران و نویسندگان نقیضه‌سرای قرن هشتم و نهم هجری و عصر تیموری است. او نقضیه&amp;amp;rlm;های بسیاری را با توجّه به آثار مشهور شاعران و نویسندگان فارسی نوشته است که در نوع خود کم&amp;amp;rlm;نظیرست. محور سخن بسحاق، "اطعمه" و توصیف آنهاست. کلّیّات بسحاق که شامل متونی منظوم و منثورست، امروز برای آگاهی از اصطلاحات خاص اطعمه، از منابع دست‌اوّل محقّقان است. از این رو، توضیح برخی از اصطلاحات دشوار در این متن و یافتن صورت صحیح آنها، از ضروریّات کار مصحّح و پژوهشگر این حوزه است که بی دانستن و تشخیص آنها، نمی‌توان به تصحیحی منقّح دست یافت. گفتنی است که این اصطلاحات به کار فرهنگ‌نویسان هم می‌آید. کلّیّات بسحاق را نخستین بار میرزاحبیب اصفهانی در سال 1302ق منتشر کرد و بیشترینۀ ارجاع‌های فرهنگ&amp;amp;lrm;نویسان به همین چاپ است. اخیراً مرکز پژوهشی میراث مکتوب آن را با مقدّمه و فهرست&amp;amp;rlm;هایی به کوشش منصور رستگارفسایی منتشر کرده است. در این چاپ بسیاری از کلمه‌های حوزۀ اطعمه، بی هیچ توضیحی رها شده یا به&amp;amp;lrm;خطا معنی شده‌اند. در این مقاله، با توجّه به اطّلاعات درون‌متنی کلّیّات بسحاق و نیز دیگر منابع جنبی، به تصحیح و توضیح برخی از این اصطلاحات می‌پردازیم.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی جایگاه مصادر و افعال کهن، کمیاب و متروک فارسی در فرهنگنامه قرآنی</title>
      <link>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_6655.html</link>
      <description>زبان فارسی دری از آغاز قرن چهارم تا قرن هفتم، گنجینه‌ای گسترده از واژه‌های اصیل و کهن را در خود گرد آورده است، که بسیاری از آنها بر اساس زبان‌ها و گویش‌های متنوع جغرافیایی شکل گرفته‌اند یا وام‌واژهایی هستند که از مناطق اطراف، بویژه ناحیۀ شرق ایران به فارسی دری راه یافته‌اند. بازجست این واژه‌های سره، کمیاب و مهجور، بویژه مصادر و افعال در فرهنگنامۀ قرآنی، فرهنگ برابرهای فارسی قرآن بر اساس صد و چهل و دو نسخۀ خطی کهن، به شناخت سیر تحول تاریخی نظام زبان فارسی از دیدگاه زبان‌شناسی، معناشناسی، دستور زبان، تصحیح نسخه‌های خطی و غنای واژه‌نامه‌ها و ترجمۀ قرآن کریم، کمک می‌کند. این پژوهش، نخست با استخراج مصادر و افعال کهن و نادر فرهنگنامۀ قرآنی، گزینش تعدادی از کمیاب‌ترین و کم‌کاربردترین مصادر و افعال و دسته‌بندی آنها در سه بخش گونه‌های فارسی باستان و میانه، افعال ناشناخته و وام واژه‌ها، با استناد به واژه‌نامه‌های معتبر و متون کهن، ریشه، معنی و کاربرد این فعل‌ها را تجزیه و تحلیل کرده است. هدف از این جستار، نشان دادن نقش ترجمه‌های قرآن در غنای نظام واژه‌سازی زبان فارسی و نتایج به دست آمده بیانگر بهره‌گیری گسترده مترجمان فارسی زبان قرآن از همه توانایی‌های واژه‌سازی در زبان فارسی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>خاندان بهبهانی و گفتمان تصوف‌ستیزی در دوره قاجار</title>
      <link>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_6726.html</link>
      <description>با اوج&amp;amp;shy;گیری تصوف در اوایل دورۀ قاجار، کشمکش میان مجتهدان و صوفیان نیز شدت گرفت. صوفیان تلاش می&amp;amp;shy;کردند تا پایگاه اجتماعیِ سابق خود را به&amp;amp;shy;دست آورند و از طرفی مجتهدان نیز نمی&amp;amp;shy;خواستند به این رقیبانِ سُنتی خود مجالی دهند. این امر سبب شد در دروۀ قاجار جریانی تازه از نزاع میان مجتهدانِ شیعه و صوفیان پدید آید. این نزاع دوسویه، در حد مجادلات قلمی و ردّیه نویسی متوقف بود، تا اینکه در اوایل دوره قاجار محمدعلی بهبهانی و فرزندانش سردمدار گفتمان تصوف&amp;amp;shy;ستیزی شدند. ازاین دوره به بعد &amp;amp;nbsp;نزاع صوفی و فقیه دیگر نزاعِ عقیدتیِ مبتنی بر ردّیه نویسی نیست، بلکه تلاشی است برای حذف گفتمانِ رقیب. خاندان بهبهانی دراین گفتمان صوفی&amp;amp;shy;ستیزانه، نقشی پررنگ داشت و فصلی نو پدید آورد. اهمیت بهبهانی&amp;amp;shy;ها در این گفتمان صوفی&amp;amp;shy;ستیزانه، هم از جهت کثرت آثار صوفی&amp;amp;shy;ستیزانۀ افراد این خاندان است و هم عَمَلِ صوفی&amp;amp;shy;کُشیِ آنان؛ که این اقدام سبب شد چهارتن از صوفیان مشهور زمانه، مستقیماً و یا با دستور محمدعلی بهبهانی کشته شوند؛ اقدامی که پیش ازین در تاریخ بی&amp;amp;shy;سابقه یا کم&amp;amp;shy;نظیر بوده&amp;amp;shy;است. این مقاله می&amp;amp;shy;کوشد منحصراً به به بررسی نقش محمدعلی بهبهانی و خاندانِ او در تقویت و گسترش گفتمان صوفی&amp;amp;shy;ستیزانۀ اوایل دوره قاجار بپردازد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی سبک‌شناسانه‌ی فرایندهای فن مناظره بر اساس نظریه‌ی نقش‌گرای هلیدی</title>
      <link>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_6729.html</link>
      <description>بررسی مناظره&amp;amp;shy;های برجسته&amp;amp;shy;ی منظوم ادب فارسی، در مطالعات ژانری و سبکی می&amp;amp;shy;تواند دستاوردهای قابل توجهی داشته باشد. در پژوهش حاضر، نظر به اهمیت مناظره&amp;amp;shy;های متون کلاسیک و پیوند آن با گفتمان عمومی، هشت مناظره&amp;amp;shy;ی برجسته&amp;amp;shy;ی منظوم از قرن چهارم تا قرن هفتم انتخاب شد؛ با توجه به بافت موقعیتی متون مورد نظر و زمینه&amp;amp;shy;های شکل&amp;amp;shy;گیری آن&amp;amp;shy;ها، رویکرد نقش&amp;amp;shy;گرای هلیدی، برای تبیین مناظره&amp;amp;shy;ها برگزیده شد.روش تحلیل بر اساس بررسی مناظره&amp;amp;shy;های برجسته&amp;amp;shy;ی مورد نظر، در بخش &amp;amp;laquo;فرانقش اندیشگانی:فرایند افعال&amp;amp;raquo;، به شیوه&amp;amp;shy;ی توصیفی تحلیلی، است.یافته&amp;amp;shy;های پژوهش حاکی از آن است که مناظره&amp;amp;shy;های برگزیده&amp;amp;shy;ی منظوم در این چهار قرن، در زمینه&amp;amp;shy;ی فرانقش اندیشگانی تحولاتی را پشت سر گذاشته&amp;amp;shy;اند. در مناظره‌های برجسته&amp;amp;shy;ی قرن چهارم&amp;amp;nbsp; وهفتم، فرایندهای مادی بیشترین بسامد را دارند؛ البته کاربرد فرایندهای مادی در این دو قرن متفاوت است. همچنین در مناظره های برجسته&amp;amp;shy;ی قرن&amp;amp;shy;های قرن&amp;amp;shy;های پنجم و ششم فرایندهای رابطه&amp;amp;shy;ای، بیشترین بسامد را دارند. این تحولات نشان می&amp;amp;shy;دهد که از قرن چهارم تا قرن هفتم، مناظره&amp;amp;shy;ها از عینی بودن و برون&amp;amp;shy;گرایی به سمت ذهنی شدن و درون&amp;amp;shy;گرایی متمایل شده&amp;amp;shy;اند. به عبارت دیگر، نحوه&amp;amp;shy;ی استفاده از فرایندهای مناظره&amp;amp;shy;ها در طول این چهار قرن، تطورات فراوانی داشته &amp;amp;shy;است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>حکمت خسروانی در شاهنامه</title>
      <link>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_6755.html</link>
      <description>شاهنامه جلوه&amp;amp;shy;گاه فرهنگ و اندیشه&amp;amp;shy;های ایرانیان باستان است که در قالب عناصر متعددی از جمله اساطیر، حماسه&amp;amp;shy;ها و داستان&amp;amp;shy;های شاهان و پهلوانان بازتاب یافته است. این اندیشه&amp;amp;shy;ها روایتگر برداشت&amp;amp;shy;های جهان شناختی، ساختارهای اجتماعی، آیین&amp;amp;shy;ها و نمونه&amp;amp;shy;های اخلاقی و رفتاری ایرانیان باستان است که با نام حکمت خسروانی شناخته می&amp;amp;shy;شود. مبنای حکمت خسروانی نور است و مظاهر این امر در شاهنامه با مؤلفه‌های پربسامد اهورایی چون خرد، آتش، فرّ، امشاسپندان و ایزدان و نیروهای تاریکی همچون اهریمن و دیوان که در تضاد با نور و روشنی اهورایی هستند، همراه با جنبه&amp;amp;shy;های تغزلی، عاشقانه و غنایی خود، بیانگر فلسفه&amp;amp;shy;ی زندگی در حکمت ایران باستان است. در این پژوهش با بهره&amp;amp;shy;گیری از روش تحلیل محتوا مؤلفه&amp;amp;shy;های حکمت خسروانی را در شاهنامه بررسی کرده و نشان داده&amp;amp;shy;ایم بازتاب درخشان این مضامین هم پیوند با بنیان&amp;amp;shy;های ریشه&amp;amp;shy;دار خود در شاهنامه، زمینه&amp;amp;shy;ای برای بنیان&amp;amp;shy; اندیشه&amp;amp;shy;های تعالی&amp;amp;shy;گرایانه، ایجاد فضای باز فکری و جریان آن در بطن اجتماع و آثار و نیز بستری برای گفتگوی متن&amp;amp;shy;ها در طول تاریخ فراهم آورده است. از این رو با شناخت این جریان، می&amp;amp;shy;توان به خوانشی نظام&amp;amp;shy;مند از آثار ادبی، تاریخی و دینی ایرانیان دست یافت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازتاب/بازتولید مؤلفه‌های حکمت خسروانی در منطق‌الطیر عطار</title>
      <link>https://classicallit.ihcs.ac.ir/article_6767.html</link>
      <description>&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp;&amp;amp;nbsp; &amp;amp;nbsp;فلسفۀ ایران باستان که به عنوان &amp;amp;laquo;حکمت خسروانی&amp;amp;raquo; شناخته می‌شود، اندیشه‌ای اشراقی مبتنی بر نور و ظلمت است که هستی در آن ساختاری ذومراتبی و تشکیکی دارد. با گذشت زمان، پیوند این منظومۀ فکری با دوران پس از خود گسسته نشده بلکه در طی تاریخ، به شکل‌های مختلف بازتولید شده است. این تفکر پس از آمیخته شدن&amp;amp;nbsp; با پاره‌ای مؤلفه‌های اسلامی به آثار حماسی و عرفانی این دوره راه یافته است. هنگام مطالعه در باب عرفان ایرانی، پژوهشگران، غالباً از غور در منطق‌الطیر عطار و بررسی آن بی‌نیاز نیستند، لذا روشن ساختن وجوه مختلف آن، از منظر محتوایی، آمیختگی فرهنگی، ریشۀ تفکرات، و داد و ستد‌های عقیدتی و مسائلی از این دست به درک بهتر این اثر و به دنبال آن شناخت کامل‌تر عرفان خراسان یاری می‌نماید. تطابق مسئلۀ وحدت وجود در عرفان اسلامی و آفرینش وابسته به نقطۀ واحد اهورایی در حکمت خسروانی، همچنین مراتب سلسله‌وار وجود و نور در این دو، باعث امتزاج و پیوند هرچه بیشتر این مفاهیم در منطق‌الطیر شده است. عطار متأثر از میراث کهن فرهنگ و فلسفۀ ایرانی به شرح مفاهیم عرفانی در قالب تمثیل و داستان پرداخته است. در تحقیق حاضر بازتولید پوشیدۀ مؤلفه&amp;amp;shy;های حکمت خسروانی را در &amp;amp;laquo;منطق‌الطیر&amp;amp;raquo; بررسی کرده&amp;amp;shy;ایم.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
