معرفی منظومه‌های قضا و قدر فارسی و تحلیل آنها از منظر روایی

نوع مقاله: علمی-پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه قم

2 دکترای زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه قم

چکیده

بحث درباره موضوع چالش­برانگیز «قضا و قدر» همواره در ادبیات فارسی مطرح بوده است، اما به طور خاص تعدادی از شاعران دوره صفویه توجه ویژه­ای به این موضوع کرده­اند و مثنوی­های مستقلی با عنوان «قضا و قدر» سروده­اند و این مسئله به صورت یک جریان منظومه­سرایی تا دوره قاجار ادامه داشته است. اغلب این منظومه­ها به صورت نسخه خطی است. پژوهش حاضر تعدادی از منظومه­های قضا و قدر و شاعران آنان را معرفی می­کند و از نظرگاه تحلیل جنبه­های داستانی، این منظومه­ها را بررسی و نقد می­کند. نتایج این تحقیق حاکی از آن است که منظومه­های قضا و قدر با وجود افتراق­های جزئی، دارای وجوه مشترکی هستند که وحدت ساختاری این آثار را از نظر پردازش داستانی فراهم می­کند. مؤلفه­های مشترک روایی این متون عبارتند از: سادگی زبان، وجود یک الگوی ثابت در پیرنگ و نیز در شخصیت­پردازی، تکرار شخصیت­های قراردادی و ایستا؛ مبتنی بودن همه منظومه­ها بر یک مضمون کلیدی؛ ایجاد حوادث خلق­الساعه و تصادفی و ضعف حقیقت­مانندی؛ پایان­بندی غیرمنتظره و تراژیک. بر اساس این پژوهش، شاید بتوان این منظومه­ها را به عنوان یک نوع ادبی تازه معرفی کرد. حاصل این پژوهش می­تواند روشن کننده بخشی از سیر تحول ادبیات فارسی و جریان­شناسی ادبی باشد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Introducing Persian Predestination poems (qażā va qadar) and analyzing them from a narrative perspective

نویسندگان [English]

  • yahya kardgar 1
  • Azam Babayi 2
1 Associate professor of Persian language and literature ، Qom university
2 PhD in Persian language and literature ، Qom university
چکیده [English]

Although the challenging topic of predestination (qażā va qadar) has always been discussed in Persian literature, some poets in the Safavid era paid a particular attention to the topic, composing eponymous masnavis, and this trend continued until Qajar. Most of these poems are manuscripts. The present study introduces a number of predestination poem and their poets and from the point of view of analyzing the aspects of fiction, these poems are criticized. The results of this study Indicates that the Predestination poems (qażā va qadar), despite minor differences, have common features that provide the structural unity of these works in terms of story processing. Common narrative components of these texts are: simplicity of language, the existence of a dominant pattern in the plots well as in characterization and the repetition of stereotyped, conventional, and static characters; being based all poems  on a key and important theme; Create Heterogeneous and accidentally Events and Weakness of verisimilitude; Unexpected ending and the tragic end and The dominance of incidentalization over characterization. According to this research, these poems may be introduced as a new type of literature. The result of this study can clarify part of the evolution of Persian literature and of the knowledge of literary trends

کلیدواژه‌ها [English]

  • Safavid period
  • Persian epopee
  • Ghaza and Ghadr poems
  • Ghaza and Ghadr ganre