تحلیل نمود نحویِ روایت در خسرو و شیرینِ نظامی، مجنون و لیلیِ دهلوی و نل و دمنِ فیضی براساس نظریۀ تودوروف.

نوع مقاله : علمی-پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه رازی

2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه رازی

10.30465/cpl.2022.6099

چکیده

بررسی نمود نحوی در روایت­شناسی ساختارگرا بویژه در نظریۀ تودوروف جایگاهی ویژه دارد. در نمود نحوی، پی­ریزیِ کوچک­ترین واحدِ روایی یعنی: گزاره و انواع آن، پی­رفت(سطح بالاتر از گزاره) و متن(نحوۀ ترکیب پی­رفت­ها) مورد بررسی، تجزیه و تحلیل قرار می­گیرد. در این پژوهش تلاش شده است تا با استفاده از این الگویِ نحوی، ساختار روایت­های خسرو و شیرین، مجنون و لیلی نل و دمن مورد بررسی قرارگیرد.بررسی سطوح مختلف نحوِ روایت؛ از گزاره تا متن نشان می­دهد که ارتباط مستقیمی بین نحو روایت و چگونگی ارائۀ روایت وجود دارد؛ غلبۀ گزاره­های وصفی، ایستایی و بسامد گزاره­های فعلی، کنش و پویایی رویدادها و شخصیت­ها را منعکس می­کنند. در تمامی روایت­های مورد بررسی در این پژوهش یک کلان پی­رفت متشکل از سه گزارۀ ایستا و دو گزارۀ پویا وجود دارد که گزارۀ چهارم آن، تمامی پی‌رفت‌های بعد از خود را به شکل درونه­ای در خود جای داده است. درواقع تمامی حوادث و رویدادها و گزاره­های این پی­رفت­ها در نقش نیرویی که تلاش دارد با کنش خود تعادل را به ساحت داستان بازگرداند عمل می­کنند. مطالعۀ ساختار پی­رفت­های تشکیل دهندۀ متنِ روایت­ها نشان می­دهد که در بیشترِ موارد، پی­رفت­ها به گونۀ زنجیره­ای با هم ترکیب شده­اند  وحالت­های ترکیبیِ تناوبی و درونه­ای بسامد کمتری دارند. با توجّه به تأثیر مستقیمِ تعداد پی­رفت­های هر روایت بر ساختار آن، روایتی که نظامی از خسرو و شیرین ارائه داده است به علّت تعداد بیشترِ پی­رفت­های تشکیل دهندۀ آن و در نتیجه تعداد بیشترِ کنش­هایی که اتّفاق می­افتد، پیرنگی به مراتب قوی­تر و جذابیت بیشتری نسبت به سایر روایت­های مورد بررسی برای مخاطب ایجاد کرده است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

.

نویسندگان [English]

  • peyman reyhaninia 1
  • Elyas Nooraei 2
  • Gholam Salmian 2
1 Razi University
2 Assistant Professor of Razi University
چکیده [English]

.