حکمت خسروانی در شاهنامه

نوع مقاله : علمی-پژوهشی

نویسندگان

1 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی ، دانشکده ادبیات فارسی و زبان‌های خارجی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

10.30465/cpl.2021.6755

چکیده

شاهنامه جلوه­گاه فرهنگ و اندیشه­های ایرانیان باستان است که در قالب عناصر متعددی از جمله اساطیر، حماسه­ها و داستان­های شاهان و پهلوانان بازتاب یافته است. این اندیشه­ها روایتگر برداشت­های جهان شناختی، ساختارهای اجتماعی، آیین­ها و نمونه­های اخلاقی و رفتاری ایرانیان باستان است که با نام حکمت خسروانی شناخته می­شود. مبنای حکمت خسروانی نور است و مظاهر این امر در شاهنامه با مؤلفه‌های پربسامد اهورایی چون خرد، آتش، فرّ، امشاسپندان و ایزدان و نیروهای تاریکی همچون اهریمن و دیوان که در تضاد با نور و روشنی اهورایی هستند، همراه با جنبه­های تغزلی، عاشقانه و غنایی خود، بیانگر فلسفه­ی زندگی در حکمت ایران باستان است. در این پژوهش با بهره­گیری از روش تحلیل محتوا مؤلفه­های حکمت خسروانی را در شاهنامه بررسی کرده و نشان داده­ایم بازتاب درخشان این مضامین هم پیوند با بنیان­های ریشه­دار خود در شاهنامه، زمینه­ای برای بنیان­ اندیشه­های تعالی­گرایانه، ایجاد فضای باز فکری و جریان آن در بطن اجتماع و آثار و نیز بستری برای گفتگوی متن­ها در طول تاریخ فراهم آورده است. از این رو با شناخت این جریان، می­توان به خوانشی نظام­مند از آثار ادبی، تاریخی و دینی ایرانیان دست یافت.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Khosravani philosophy in Ferdowsi’s Shahnameh

نویسندگان [English]

  • Kazem Dezfulian 1
  • Amene Erfanifard 2
1 Professor, Department of Persian Language and Literature, Faculty of Persian Literature and Foreign Languages, Shahid Beheshti University, Tehran, Iran
2 PhD Student in Persian Language and Literature, Faculty of Persian Literature and Foreign Languages, Shahid Beheshti University, Tehran, Iran
چکیده [English]

The Shahnameh embodies the culture and ideas of the ancient Iranians through numerous elements, including myths, epics, and stories of kings and heroes. These ideas narrate the cosmological perceptions, social structures, traditions and moral and behavioral examples of the ancient Iranians which is known as Khosravaniphilosophy. These profound thoughts have been formed in a philosophical way from various religions such as Manichaeism, Mithraismand most of all Zoroastrianism; The basis of Khosravi's wisdom is light And the manifestations of this issue in Shahnameh  with high-frequency components such as wisdom, Light, Fire, Splendor (Farr), Angles (Emshaspandan), Goddess (Izadan) and dark forces like the Devil (Ahriman) and Demons (Divan) which are in contrast to the light and Ahuraian Lighting, along with its romantic and lyrical aspects, express the philosophy of life from the perspective of Khosravi wisdom.In this study, using the method of content analysis, components of Khosravani'sphilosophyhave examined in Shahnameh and shown that the brilliant reflection of these themes interrelated to its roots in Shahnamehhas provideda ground for establishing transcendental ideas, creating free thinking space with flowing it to the the heart of society and literary works, as well as a situation for the dialogue of texts throughout history.Therefore, by recognizing this trend, a systematicperception of Iranian literary, historical and religious works can be achieved.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Philosophy of Khosravani
  • Ancient Iran
  • cosmology
  • Ahouramazda
  • Light
  • wisdom
  • Shahnameh of Ferdowsi
آبادی باویل، محمد (۱۳۵۰). آیین­ها در شاهنامه فردوسی، تبریز: کمیته استادان دانشگاه تبریز.
آموزگار، ژاله (1393). تاریخ اساطیری ایران، تهران: سمت.
ابراهیمی دینانی، غلامحسین (137۹). شعاع اندیشه و شهود در فلسفۀ سهروردی، تهران: حکمت.
ابوالقاسمی، محسن (1383). دین و کیش­های ایرانی در دوران باستان به روایت شهرستانی، تهران: هیرمند.
اسماعیل‌پور، ابوالقاسم (1396). اسطوره آفرینش در کیش مانی، تهران: چشمه.
                           (1387). اسطوره بیان نمادین، تهران: سروش.
اعتماد مقدم، علیقلی (۱۳۵۰). فرّ در شاهنامه، تهران: انتشارات وزارت فرهنگ و هنر.
الفاخوری، حنا و الجر، خلیل (۱۳۷۳). تاریخ فلسفه در جهان اسلامی، ترجمه عبدالمحمد آیتی، تهران: علمی فرهنگی.
اکبری‌ مفاخر، آرش (۱۳۸۸). «مینوشناسی اهریمن در اوستا و متون پهلوی»، جستارهای ادبی (مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی مشهد) دوره ۴۲، شماره ۴ مسلسل ۱۶۷، صص ۱۲۷-۱۴۹.
امام، محمد کاظم (1353). فلسفه در ایران باستان و مبانی حکمت اشراق و افکار و آثار و تاریخچه­ی زندگانی سهروردی، تهران: بنیاد نیکوکاری نوریانی.
اوشیدری، جهانگیر (1386). دانشنامه مزدیسنا، تهران: نشر مرکز.
بنونیست، امیل (1354). دین ایرانی بر پایه متنهای مهم یونانی، ترجمه بهمن سرکاراتی، تهران: بنیاد فرهنگ ایران.
بهار، مهرداد (1386). جستاری چند در فرهنگ ایران، به کوشش ابوالقاسم اسماعیل­پور، تهران: اسطوره.
               (1388). ادیان آسیایی، تهران: چشمه.
               و اسماعیل­پور، ابوالقاسم (1394). ادبیات مانوی، تهران: کارگاه نشر کارنامه.
رضوانیان، قدسیه و زارعی، محمد (۱۳۹۴). «بررسی تطبیقی ایزدان داوری در اوستا و شاهنامه»، ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی، سال یازدهم، زمستان، شماره ۴۱، صص۱۹۵-۲۲۳.
رضی، هاشم ( 1379). حکمت خسروانی؛ حکمت اشراق و عرفان از زردشت تا سهروردی، تهران: بهجت.
سعیدی، حسن (۱۳۸۰). عرفان در حکمت اشراق، تهران: انتشارات دانشگاه شهید بهشتی.
سهروردی، شهاب­الدین یحیی (1377). حکمت اشراق، به کوشش سید جعفر سجادی، تهران: دانشگاه تهران.
صفا، ذبیح الله (1369). حماسه سرایی در ایران، تهران: انتشارات امیر کبیر.
فرای، ریچارد نلسون (1367). «میتره (مهر) در باستان‌شناسی ایران»، ترجمه‌ ابوالقاسم اسماعیل‌پور، مجله‌ی باستان‌شناسی و تاریخ، سال دوم، شماره 2.
فردوسی، ابوالقاسم حسن منصور. (1960). شاهنامه، به اهتمام ی. آ. برتلس، جلد1، سری بزرگ2، مسکو: اداره انتشارات ادبیات خاور.
________________ (1962). شاهنامه، به اهتمام آ. برتلس، ل. گوزلیان، م. عثمانوف، او. اسمیرنوا، ع. طاهر جاذف، جلد2، سری بزرگ2، مسکو:اداره انتشارات ادبیات خاور.
________________ (1965). شاهنامه، به اهتمام او.اسمیرنوا،، تحت نظر ع. نوشین، جلد3، سری بزرگ2، مسکو:اداره انتشارات «دانش» شعبه ادبیات خاور.
________________ (1965). شاهنامه، به اهتمام ر. علی­یف، آ. برتلس، م. عثمانوف، تحت نظر ع. نوشین، جلد4، سری بزرگ2، مسکو:اداره انتشارات «دانش» شعبه ادبیات خاور.
________________ (1967). شاهنامه، به اهتمام رستم علی­یف، تحت نظر ع. نوشین، جلد5، سری بزرگ2، مسکو:اداره انتشارات «دانش» شعبه ادبیات خاور.
________________ (1967). شاهنامه، به اهتمام م. ن. عثمانوف، تحت نظر ع. نوشین، جلد6، سری بزرگ2، مسکو:اداره انتشارات «دانش» شعبه ادبیات خاور.
________________ (1968). شاهنامه، به اهتمام م. ن. عثمانوف، تحت نظر ع. نوشین، جلد7، سری بزرگ2، مسکو:اداره انتشارات «دانش» شعبه ادبیات خاور.
________________ (1970). شاهنامه، به اهتمام رستم علی­یف، تحت نظر ع. آذر، جلد8، سری بزرگ2، مسکو: اداره انتشارات «دانش» شعبه ادبیات خاور.
فروغی، محمدعلی (1393). سیر حکمت در اروپا، تهران: زوار.
عفیفی، رحیم (1383). اساطیر و فرهنگ ایران، تهران: انتشارات توس.
کربن، هانری (1382). روابط حکمت اشراق و فلسفۀ ایران باستان، ترجمۀ احمد فردید و عبدالحمید گلشن، تهران: اساطیر.
کریستن سنن، آرتور ( 1386). نمونه­های نخستین انسان و نخستین شهریار در تاریخ افسانه­ای ایرانیان، ترجمه ژاله آموزگار و احمد تفضلی، تهران: چشمه.
کزازی، میر جلال الدین (1390). رویا، حماسه، اسطوره، تهران: مرکز.
لاجوردی، فاطمه (1396). «جایگاه امشاسپندان در جهان‌شناسی مزدایی و نقش آن‌ها در سلوک فردی»، جاویدان خرد، دو فصلنامه علمی پژوهشی در حکمت، دوره ۱۴، شماره 31، صص ۱۵۷-۱۸۲.
مسکوب، شاهرخ (1374). تن پهلوان و روان خردمند، تهران: طرح نو.
معین، محمد (۱۳۲۶). مزدیسنا و تاثیر آن در ادبیات فارسی، تهران: دانشگاه تهران.
موسوی، سیدکاظم و خسروی، اشرف (۱۳95)، پیوند خرد و اسطوره در شاهنامه، تهران: علمی و فرهنگی.
نصر، سید حسین (1382). جاودان خرد؛ (مجموعه مقالات دکتر سید حسین نصر) به اهتمام دکتر سید حسن حسینی، تهران: سروش.
هالروید، استوارت (1395). ادبیات گنوسی، ترجمه ابوالقاسم اسماعیل‌پور، تهران: هیرمند.
هینلز، جان (1382). شناخت اساطیر ایران، ترجمه ژاله آموزگار و احمد تفضلی، تهران: نشر چشمه.
یاحقی، محمدجعفر ( 1386). فرهنگ اساطیر و داستان‌واره‌ها در ادبیات فارسی، تهران: فرهنگ معاصر.
یونگ، کارل گوستاو (1381). روانشناسی ضمیر ناخودآگاه، ترجمه احمد میری، تهران:علمی فرهنگی.